<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>:: خاکریزیسم ::</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/</link>
<description>ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 29 Nov 2009 13:21:26 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>» درد‌ دل‌های خواندنی یک ايراني خارج‌نشین درباره حوادث پس از انتخابات</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-148.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به نقل از وبلاگ برادر عزیزم: &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://hamedtalebi.blogfa.com/post-348.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;حامد طالبی&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متن زیر را از پانوشت ها (کامنتهای) &lt;A href=&quot;http://friendfeed.com/fidelito/1fa384f8&quot; target=_blank&gt;يكي از كاربران محترم فرندفيد&lt;/A&gt; است كه ساکن کانادا و از طرفدارن موسوی بوده؛ وي در اين متن لحن صادقانه ای دارد و به نكات مهمي اشاره مي كند كه بدون دخل و تصرف در اينجا نقل مي‌شود:  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سلام. قبل از انتخابات من طرفدار موسوی بودم. بعد از انتخابات تا ۲ هفته فکر می‌کردم تقلب شده. بعد دیدم موسوی هیچ سندی برای اینکه تقلب شده ندارد و از روی باد شکم صحبت کرده. زمان گذشت و جبهه بندی‌ها نشون داد کسانی‌ که اصلا به فکر کشور نیستند پشت سر موسوی قرار دارند. کار به جایی رسید که مجاهدین خلق هم طرفدار موسوی شدند! کسانی‌ که قبل از انتخابات با بنده در همین کانادا بحث میکردند که آقا اصلا رای دادن در جمهوری اسلامی معنی ندارد و (نقل به مضمون) تو احمقی که از موسوی طرفداری میکنی‌ چون موسوی در کشتار ۶۸ سکوت کرده (سمپات مجاهدین بودند این افراد که بنده به خاطر روابط شغلی‌ مجبور بودم هر روز ببینمشان) دیدم ناگهان عاشق سینه چاک موسوی شدند و هوار هوار میکنند که آقا تقلب شد! و اتوبوس اتوبوس آدم از تورنتو میبرند نیویورک برای تظاهرات و لجن مال کردن کلّ کشور! (این یک بخش از قضیه که خودم با ۲ چشم خودم دیدم)  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بخش دوم قضیه این بود که روز‌های اول، (۲ هفته اول) من اخبار را از سایت‌های اصلاح طلب‌ها و سی‌ ان ان و رادیو آمریکا و بی‌ بی‌ سی‌ دنبال می‌کردم. یک سری صحنه‌هایی‌ هر روز پخش میشد از درگیری‌ها که خیلی‌ تکان دهنده بود. اخبار و صحنه‌ها به قدری با سرعت ویدیو میشد و تکان دهنده بود که قدرت هضمشان را از دست داده بودم. ویدیو‌هایی‌ مثل زدن ندا و ... و بدتر از همه تصویر تیر اندازی بسیج به مردم. خوب بعد از ۳۰ خرداد فضا آرام تر شد و فرصت تحلیل پیش آمد. من همچنان به موسوی خوشبین بودم و منتظر بودم بالاخره توضیح بدهد چرا آن شب کذایی گفت برنده انتخابات است. در عین حال یک سری عکس‌ها را بی‌طرفانه نگاه کردم و هر دو جنبه را دیدم. مثلا هیچوقت رادیو آمریکا یا سی‌ ان ان به مردم نگفتند یک عده از دیوار مرکز بسیج به قصد تصرف آنها بالا رفتند، نگفتند یک عده حمله کردند صدا و سیما را تصرف کنند. وزارت کشور را بگیرند. اینجا احساس کردم حکومت اگر جایی مجبور به شلیک شده برای حفظ نظم بود (هرچند انتقاداتم نسبت به حکومت همچنان باقی‌ است)، کیس‌هایی‌ مثل کیس ندا یا موضوع کهریزک که بعد‌ها پیش آمد مورد انتقادات من است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; فرصت شد ویدیو‌هایی‌ ببینم که نشان میداد یک عده در حال حمله کردن به مرکز بسیجند و حتا با تیر هوایی هم از رو نمی‌روند و کوکتل مولوتوف هست که به سمت ساختمان‌های بسیج میرود. یکی‌ دو ویدیو مخصوصاً نظر من را نسبت به اینکه به مردم شلیک شده یا به یک گروه آشوب طلب خاص خیلی‌ عوض کرد. (کیس ندا را همچنان حکومت موظف است دنبال کند) در یکی‌ از این ویدیو‌ها که بعد فهمیدم مازیار بهاری آن را ضبط کرده دیدم یک عده از دیوار مرکز بسیج بالا میروند، یک عده زیر در مرکز جمع شده اند و دارند در را میشکنند و یک بسیجی‌ هم بالای پشتبام ایستاده و تیر هوایی میزند. خوب چند تا کوکتل مولوتوف هم به سمتش پرتاب میشود. یکی‌ از این‌ها میرود روی دیوار از کنار نرده‌های شاخ در که بپرد داخل که مامور بسیج او را میزند. خوب از خودم پرسیدم اگر همچین اتفاقی در نزدیکی‌ مرکز پلیس تورنتو رخ بدهد پلیس‌های کانادایی چه کار میکنند، جوابش را چون رفتار پلیس در کانادا را خوب میدانم به خودم صادقانه دادم. قبل از اینکه حتا به دیوار نزدیک بشود نه یک نفر که چند نفر به قصد کشت به او شلیک میکنند. خوب این یک ویدیو از ۱۰ ویدیو مشابه بود که دیدم. این چیز‌ها را در ۲ هفته اول نه منابع خبری که من میدیدم نشان دادند نه حتا منابع خبری جمهوری اسلامی. خبر گذاری‌هایی‌ که دنبال می‌کردم بیطرف نبودند و خبر گذاری‌های جمهوری اسلامی هم در انفعال بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; یک ویدیو دیگر که دیدم ویدئوی بود از شلیک به سر یک جوان. خیلی‌ تاثر برانگیز بود، چند ثانیه از آن را صدای آمریکا مدام پخش میکرد. بعد یک ورژن کامل تر از این ویدیو را روی یوتوب دیدم که اتفاقا خود همین سبز‌ها هم گذشته بودند. یک عده از معترضین راهشان را به سمت یک مرکز بسیج دیگر کج کردند و با داد و بیداد در حال حمله به این مرکز بودند. چند تیر هوایی شلیک شد. همه روی زمین خوابیدند. یک نفر از میان جمعیت فریاد زد گلوله‌ها مشقی است، نترسید حق نداره گلوله واقعی بزنه! ... معترضین دوباره به سمت پایگاه حمل کردند، این بار به یکی‌ از آنها تیر اندازی شد و همه فرار کردند. خوب این خیلی‌ قابل درک هست در هر نوع منطقی‌. اگر اسلحه‌های موجود در این پایگاه‌ها به دست معترضین می‌افتاد چیزی به اسم ایران باقی‌ نمی‌‌ماند. اسلحه و حریم پایگاه ناموس نظامی است. به نظامی یاد میدهند باید از حریم پایگاهت دفاع کنی‌ چون اگر این‌ها به دست حتا افراد معمولی‌ افتاد در شهر حمام خون راه می‌افتد. چه برسد به این معترضینی که به نظر من خیلی‌ هاشان از مجاهدین خلق و سایر احزاب محارب با جمهوری اسلامی بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; این یک اصل است. در هر جای دنیا شما به پلیس یا مرکز نظامی حمله کنید جوابتان گلوله است. آن هم به قصد کشت. این موضوع برای منی‌ که در به قول غربیها &quot;جهان آزاد&quot; زندگی‌ کرده‌ام کاملا حل شده. میدانم اگر پلیس در تگزاس به ماشین شما ایست بدهد و شما از ماشین حتا پیاده بشوید تا با او صحبت کنید میتواند به شما شلیک کند چون از رفتار شما احساس خطر کرده. این یک بعد ماجرا بود که ما نمیدیدیم. بعد دیگر قضیه این است که آن کسانی‌ که به معترضین خط دادند که بروید صدا و سیما را بگیرید، بروید مرکز بسیج را بگیرید، از طریق کانال‌های تلویزیونی ماهواره‌ای آن‌ها مقصر اصلی‌ هستند. اینها مثل من در غرب زندگی‌ کرده بودند و میدانستند جواب حمله به پایگاه نظامی گلوله است. منتهی مرگ هموطنان‌شان برایشان مهم نبود. اینها اتفاقا از مرگ هموطنان‌شان به نتیجه مطلوب میرسیدند که بگویند ببینید جمهوری اسلامی جنایت کار است. همان که ویدیو‌های بریده بریده اش را هر روز در تلویزیون‌هایشان نشان میدهند. در این بین رفتاری که از موسوی دیدم به جای اینکه توضیحی باشد تحریکی بود. مثلا آقای موسوی به جای اینکه مستندات خودش را تشریح کند میاید بیشتر طرفدارانش را دعوت می‌کند به ادامه درگیری با حکومت. گزارش کمیته صیانت از آرا را با دقت خواندم. خیلی‌ نا امید کننده و گنگ بود و در آن به چیز‌هایی‌ مثل &quot;قطع سرویس اس‌ام اس&quot; به عنوان مستندات اشاره شده بود. گزارش واقعا ضعیفی بود که من را قانع نکرد. تحلیل شخصی‌‌ام این بود که موسوی آن شب کذایی از یک عده درون نظام بازی خورده و اطلاعات غلط گرفته یا اینکه اطلاعاتی که نباید میگرفته را گرفته. بعد دیدم که نه. کلا رفتار‌ها توهم آمیز تر از این حرف هاست. یک عده هر دروغی را به عنوان خبر جنایت‌های حکومت منتشر میکنند بدون آنکه مستنداتی بر آن باشد و از هیچ دروغی هم فروگذار نیستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بعد شروع کردم به مطالعه منابع خارجی‌ در مورد کودتا‌های مخملین. خوشبختانه این مورد خیلی‌ خوب مطالعه شده و رفرنس بندی شده قبل از اینکه به ایران برسد. چیزی نیست که برای اولین بار روی ایران آزمایش کرده باشند. کلّ ماجرا خیلی‌ همخوانی دارد با شواهد در این فیلد. یک طبقه شهر نشین که ویترین جامعه است یک خواسته‌هایی‌ دارند که با خواسته‌های سایر طبقات که در ویترین نیستند ولی‌ اقشار دیگرند در تضاد است. این ویرتینی‌ها چون در ویترین هستند هم زیاد به نظر میایند و هم موجه و مقبول. ولی‌ فشار‌های اجتماعی از ناحیه اقشار دیگر بر حکومت میچربد. رفرنس ایندیکس شده در این مورد بسیار است. جالب‌ترین مطلب مقاله‌ای بود در لاروشه پاب که ۱ سال قبل از انتخابات فرم جدید کودتا‌های مخملین بنیاد سوروس را از طریق فیسبوک و تویتر تشریح میکرد. شواهد زیادی هست که آمریکایی‌‌ها هم دست داشتند در شکل گیری این مسائل، هم سعی‌ خودشان را کردند که به نتیجه برسد که اگر بخواهم باز کنم میشود ۱۰‌ها مقاله رفرنس دار. کمترینش همین اشاره کلینتون به اینکه آمریکا تمام زور خودش را در این ماجرا زد و حتا تعمیرات تویتر را عقب انداخت!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بعد دیگر قضیه هم رفتار آقای هاشمی‌ بود. خانوم ایشان ظهر روز رای گیری رسما جلوی دوربین می‌گویند مردم اگر موسوی در نیامد بریزید بیرون! ... خود ایشان در این مدت بعد از انتخابات از هیچ کاری فرو گذار نکردند. به جای اینکه دنبال حل منطقی‌ قضیه باشند دنبال برگذاری همیش طرفدارانشان در نماز جمعه (همین نماز جمعه سبز) و به رخ کشیدن حامیانشان به نظام بودند. خوب ایشان مشخصا دنبال قدرت بودند و معترضین را بازی داده بودند. تحلیل من این هست که هر دو جناح نظام میدانستند همچین برخوردی پیش خواهد آمد. هم سپاه و اطلاعات آماده بود (از سال ۸۴ که جهانبگلو را به دلیل مطالعه تطبیقی انقلاب‌های مخملی با ایران گرفتند) تا آقای هاشمی‌ که مشخصا استراتژی‌شان این بود که یک عده معترض بیایند در خیابان و بر ضد رهبری شعار بدهند تا ایشان و دوستانشان یک سری امتیازاتی از نظام بگیرند. خوب این‌ها باهم زور آزمایی کردند و سپاه پیروز شد. یعنی نظام اصلا کوتاه نیامد که کار خوبی‌ هم کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بعد یک نگاهی‌ کردم به سرنوشت کشور‌هایی‌ که این مدل انقلاب‌های مخملی درشان رخ داده. هیچکدام از این کشور‌ها قادر به تامین امنیت خودشان نبوده اند بعد از این موضوع و منجر به تجزیه‌شان شده. از چک و اسلواکی بگیر تا آخرین نمونه گرجستان. موضوع خیلی‌ ساده است. قدرت اگر ارگانیک نباشد پایدار نیست. شما به کیس ایران نگاه کنید. در ناا امن‌ترین منطقه جهان واقعه شده و ناا امن‌ترین مرز‌ها را دارد. فرض کنیم این ویترین جامعه که سبز میپوشد و خواستار یک سری تغیرات فرهنگی‌ است به پیروزی می رسید و مثلا نظام عقب نشینی میکرد. آیا این قشر ویترینی و به قول سپاه دختران فیروزه‌ای قادر به تامین امنیت مرز‌ها در بلوچستان یا کردستان بودند؟ یا حکومت جدیدی که از دلا این انقلاب مخملی پدید میامد باید با حزب عبد المالک ریگی و پژاک دولت اتلافی تشکیل میداد (کنایه از جوک و غیر ممکن). پر واضح است که در خلاً قدرت فقط قدرت‌های کوچک تر به جنگ میپردازند تا یکی‌ پیروز بشود (جنگ داخلی‌) یا جنگ فرسایشی بشود و کشور تجزیه بشود. موضوع از این هم فراتر میرود. وقتی‌ ابطحی در دادگاه میگوید نتیجه این بود که مثلث نه امنی‌ ایران افغانستان عراق تشکیل بشود من خیلی‌ خوب این مساله را میفهمم. چون اینها قادر به تامین امنیت نبودند و نیستند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; من نمیپذیرم موسوی کاندیدای اکثریت ملت باشد. چون میدانم اکثریت ملت در فقر اقتصادی به سر میبرند. میدانم دغدغه مردم نان شبشان است. میدانم حرف‌های موسوی برای کسی‌ که گرسنه است جذابیت ندارد. حرف‌های موسوی برای قشری است که دنبال یک سری تغییرات فرهنگی‌ در تعامل با حکومت هستند. مثلا آزادانه تر لباس بپوشند یا سیاست گذاری فرهنگی‌ دولت لیبرال تر باشد. شاید من هم از این مساله خوشم بیاید. اما موسوی طرحی برای گرسنه‌ها ندارد. حرف‌های موسوی به واقع با حرف‌های احمدی‌نژاد در اقتصاد نه تنها فرق عمده نداشت بلکه احمدی‌نژاد مسلط تر بود (چون ۴ سال اخیر هر روز کارش همین بوده)، در نهایت اگر قرار باشد کسی‌ محرومین و گرسنه‌ها را گول بزند و دنبال خودش بکشاند که به ایشان رای بدهند احمدی‌نژاد خیلی‌ بهتر از موسوی این نقش را بازی می‌کند. لذا اینکه موسوی در دور اول برنده باشد را نه تنها من که هیچ عقل سلیمی متصور نبود و نیست. اینکه ویترین جامعه دلگیر است از اینکه احمدی‌نژاد مانده خوب طبیعی است. این در تمام جوامع با اختلاف طبقاتی شدید رخ میدهد. این‌ها نتیجه سیاست گذاری‌های آقای هاشمی‌ است که اینطور اختلاف طبقاتی به وجود آماده. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بعد من یادم نمیاید گفته باشم نظام قابل اصلاح نیست دیگر. شاید هم گفته باشم. یادم هست که بعد از دیدن فیلم ندا به اندازه بقیه عصبانی‌ بودم از دست جمهوری اسلامی و رهبری و احمدی‌نژاد. اما الان خشم بنده موسوی را هم شامل میشود. کروبی را هم. هاشمی و لاریجانی را هم. مجاهدین بیشرف خلق را هم که آدم‌هایشان بین مردم تحریک میکردند به فلان جا حمله کنیم. لوس آنجلس نشین‌های کثافت را هم که در تلویزیون‌هایشان تشویق میکردند بروید بسیج بروید صدا و سیما. الان از جمهوری اسلامی توقع دارم و در چهار چوب جمهوری اسلامی این موضوع را ممکن میدانم که قضیه ندا عادلانه پیگیری بشود. قضیه کهریزک عادلانه پیگیری بشود. این مسائل حل بشود چون اگر نشود به ضرر همه خواهد بود. این کسانی‌ که در ایران هستند و فکر میکنند آمریکا دوستشان است و باید جمهوری اسلامی را نابود کنند تا با بیکینی در خیابان به چرخند نمیدانند اگر جمهوری اسلامی نباشد یک روز قادر به تامین امنیتشان هم نیستند. نمیدانند اگر همین نیروی انتظامی که به لباس اینها گیر میدهد نباشد اراذل اوباشی که نیروی انتظامی گرفت یک روز خوش برای این ویترین جامعه که در شمال شهر نشسته اند نخواهند گذشت. جندلله نخواهد گذشت آب خوش از گلوی تهرانی‌‌ها پایین برود. آنهایی که همه ایران را تهران می‌دانند به غایت کلمه، احمق هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;« از باب تذکر می گویم که نقل این متن به معنای تأیید کامل آن نیست » &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 13:21:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=148</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-148.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>» تمسخر &quot;حرف آخر&quot;ها به سبک صداوسیما</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-146.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;همیشه هرج و مرج گرایی یا به تعبیر فرنگی ها &quot;آنارشیسم&quot; در هر موضوع، زمانی اتفاق می افتد که مبنا و الگویی در آن مسئله، مورد توافق و اجماع همگان نباشد. ناظر به همین نکته است که تعبیر &quot;قانون بد&quot;، بهتر از بی قانونی است -که البته شاید در مطلق شرایط صحیح نباشد اما در بیشتر موارد صادق می نمایاند- در افکارعمومی جای گرفته است چون اگر قرار باشد حاکمیت الگو و قانونی هرچند ضعیف در سرزمینی معطل و بی مقدار شمرده شود، سنگی روی سنگ باقی نخواهد ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;البته این الگو صرفا منحصر در بحث قانون و قانونگرایی نیست مثلا در یک خانواده اگر زن خانه قوامیت و ولایت شوهر را نپذیرند گرما و صمیمیت و حتی فیزیک آن خانواده غالبا محکوم به فروپاشی است. این نسبت در رابطه دانش آموزان و مدیر مدرسه و نیز رابطه کارگر و کارفرما حکمفرماست. در این میان، بدیهی است وظیفه ای که برعهده رسانه های جمعی به‌ویژه رسانه ملی است، دعوت و تشویق هرچه بیشتر مردم به گردن نهادن به این الگوها و مراجع جهت زمینه سازی الگوپذیری و ضابطه مندی در آنان و مبارزه با هرج و مرج است.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;اما آنچه در عمل در بعضی موارد از سوی رسانه ملی دیده می شود، آن است که علاوه بر اینکه چنین تشویقی صورت نمی پذیرد بلکه در رویکردی عجیب به راحتی زیربناهای یادشده به معنای دقیق کلمه به سخره و استهزاء گرفته می شود. محدودیت این وجیزه اجازه نمی دهد تا تمام این موارد انعکاس داده شود اما برای درک بهتر این فرآیند به 3 نمونه بارز اشاره می شود:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;                           &lt;IMG src=&quot;http://www.asriran.com/content/img/news/26767_463.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;1. چند ماهی است سریال طنز مسافران برخی شب‌ها با ظرافت قابل تحسینی به آسیب شناسی رفتار مردم ایران می پردازد که اتفاقاً بسیاری از این آسیب شناسی‌ها &quot;حق&quot; است. اما متاسفانه در یکی از قسمت‌های اخیر این سریال شاهد آن بودیم که مسئله &quot;آمار&quot; و &quot;آمارگیری&quot; در کشورمان با تعریض‌های پیاپی به نهادهای دولتی و سیاسی مورد تمسخر واقع شد و تلویحا آمار مراکز آمارگیری، مانند بانک مرکزی و مرکز آمار که مرجع نهایی بیان کمیت‌های اجتماعی هستند، دروغ انگاشته شد، در حالی که شکی نیست اگر عدم اعتماد به این مراجع در مردم گسترش داده شود، در کوتاه مدت، هرج و مرج روانی و در میان مدت و بلند مدت نارضایتی اجتماعی را درپی خواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;2. برنامه های ورزشی سیما، به‌ویژه دو برنامه &quot;نود&quot; و &quot;ورزش از نگاه دو&quot; علی‌رغم تفاوت‌هایی که با هم دارند، نشان داده اند در یک موضوع اتفاق نظر شگفت انگیزی دارند و آن هم، هجو بی رحمانه &quot;منشور اخلاقی&quot; است. اخبار تکان‌دهنده و تاسف آوری که از اعمال منافی عفت و اقدامات غیراخلاقی بسیاری از بازیکنان و سایر حواشی تلخ فوتبال ایران به گوش می رسد، ضرورت وجود مرجعی پیگیر و بازدارنده که &quot;حرف آخر&quot; را بزند، برای مبارزه با این مفاسد بزرگ، حیاتی و غیرقابل اجتناب می نمایاند که به تشخیص فدراسیون فوتبال بخشی از این تکلیف برعهده &quot;ستاد منشور اخلاقی&quot; گذاشته شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;اما این دو برنامه ورزشی در مغالطه ای آشکار با تمرکز روی یکی از مسائل کوچک این منشور، یعنی ریش بازیکنان تمام این مرجع و الگو را به استهزاء گرفته اند و البته پرواضح است که استمرار این وضع، هرج و مرج اخلاقی فعلی در فوتبال را رونق بیشتری خواهد بخشید.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;3. به‌تازگی در بخش خبری 20:30 روندی باب شده است که مطابق با آن تکذیبیه‌هایی را که از سوی مراجع دولتی و رسمی کشور جهت رد برخی ادعاهای ناصحیح مطرح می شود، دست می اندازند و مورد تمسخر قرار می دهند. شکی نیست که تعداد قابل توجهی از این تکذیب‌ها خود، کذب می باشد اما اساسا تأیید و تکذیب شخص یا اشخاصی که در نهادی مسئولیت دارند، تنها کانال مورد اعتماد مردم برای دریافت اخبار مربوط به آن دستگاه است. زیر سؤال بردن این سیستم بدیهی توسط رسانه ملی باعث می شود که زمینه برای افراد و نهادهای سودجو در ساختن ادعاهای واهی و اتهام زنی علیه مسئولین فراهم شود و بدتر از آن، اعتماد عمومی نسبت به حاکمان و دولت‌مردان خدشه دار شود، به‌طوری که در تشخیص واقعیت از دروغ، دچار آشفتگی و اشتباه شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;لازم به یادآوری نیست که شاید عملکرد افراد مسئول در 3مورد ذکر شده یعنی &quot;آمار&quot;، &quot;منشور اخلاقی&quot; و &quot;تکذیب&quot; قابل &quot;انتقاد&quot; باشد اما متأسفانه رویکرد صداوسیما در مواجهه با این مسائل نقادانه نیست بلکه نگاه ژئورنالیستی و مبتذل این دستگاه در تمسخر آن، رویه ای بوده که این رسانه فراگیر در پیش گرفته است. البته این به آن معنا نیست که بسیاری از مسئولین رسانه ملی، خدای ناکرده نیت سوء دارند بلکه آنچه موجب به‌وجود آمدن این وضع تاسف‌آور شده، برخی سوءمدیریت‌ها، ناآگاهی‌ها و بی‌برنامگی‌های مزمن در سطوح عالی رسانه ملی است.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مرتبط:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://amaliat.blogfa.com/post-144.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;ناشی گری واضح 20:30 در مبتذل سازی مقوله &quot;تکذیب&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://amaliat.blogfa.com/post-140.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;تلو تلو خوردن های یک صدا و سیما! &lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 13:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=146</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-146.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>» یک تیر و دونشانی که حالا با &quot;مرگ بر روسیه&quot; می توانیم بزنیم</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-145.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روسیه کار عجیبی نکرده است. &quot;اقتضای طبیعتش&quot; را مجددا رونمایی کرده و باز هم مانند دهها مرتبه سابق با گاوبندی با آمریکا به ملت ایران خیانت کرد و اس300 و نیروگاه بوشهر را پا در هوا گذاشت. پیشانی این گاوبندی سفیدتر از هر زمانی است و البته در این فرآیند طبیعی ما نیز نباید غیرطبیعی باشیم بلکه باید &quot;اقتضای طبیعتمان&quot; را پتک کنیم روی اقتضای طبیعتشان!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز بچه بسیجی ها و جماعت شهیدداده و انقلابی و به تبع آن دولت احمدی نژاد در دادن درسی به یادماندنی به بقایای کمونیسم و &quot;نا&quot;خدایی نباید کوچکترین تردیدی در خود راه دهند. شیطان کبر و نخوت و خیانت این بار به جلد کرمهای کرملین افتاده و ما باید این جلد را یک دباغی درست و درمان بکنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 294px; HEIGHT: 201px&quot; height=306 src=&quot;http://clabedan.typepad.com/photos/uncategorized/2007/04/27/putin_210.jpg&quot; width=453&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مانند همیشه &quot;سفارت خانه&quot; این قماش، در دسترسترین و البته یکی از موثرترین راههای نمایش خشم مبارک حزب اللهی ها علی الخصوص جماعت دوآتشه دانشجو و طلبه است. دولت احمدی نژاد هم نباید در این مقطع با مسئله مقدس مصلحت، بازی بازی کند و روس های آمریکایی را از این تازیانه دردناک برهاند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اتفاقا زیاد هم بد نشد! ضرب شست تمام عیاری که دولت و مردم به مسکو خواهند داد، 2نشان زدن با یک تیر  را تداعی خواهد کرد. علاوه بر ایجاد فشار به روس ها، یک درس دیگر به مجموعه درسهایی که سبزها در این چندوقته از مردم آموختند اضافه می شود و آن اینکه &quot;مرگ بر روسیه&quot; واقعی را هم مردم انقلابی به منصه ظهور خواهند رساند همانگونه که &quot;جانم فدای ایران&quot; واقعی را امثال سرداران شهید شوشتری و محمدزاده در مقام عمل اثبات کردند. و اینکه اتکای نظام جمهوری اسلامی ایران به روسیه به هیچ روی از جنس اتکای سران سبزها به آمریکا و اسراییل و انگلیس نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ــــــــــــــــــــــــپی نوشتـــــــــــــــــــــــــ&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL dir=rtl&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;راستی می دانستید منطقه جغرافیایی روسیه از قدیم الایام تاکنون بسیار یهودی خیز بوده است؟&lt;/DIV&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک راستی دیگر! لازم به یادآوری نیست که &quot;مرگ بر آمریکا&quot;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 19:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=145</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-145.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>» ناشی گری واضح 20:30 در مبتذل سازی مقوله &quot;تکذیب&quot;</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-144.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمی توان منکر شد که تعداد زیادی از مردم بخاطر ساختار خشک بخش های خبری مختلف سیما و پرداخت بیش از حد بخش خبری 20:30 به حاشیه ها و ادبیات مچ گیرانه و تمسخرآمیز آن، راس ساعت هشت و نیم شب پای شبکه 2، میخکوب می شوند و دقیقا به همین خاطر رسانه ملی با تقلیدی تهوع آور از بی بی سی فارسی بخش های خبری شبکه یک را از این کانال، کپی برابر اصل نموده و حتی در فونت زیرنویس ها هم از این اقتباس نعل به نعل مضایقه نکرده است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در این مسیر 20:30 برای جلب این تعداد، با حماقتهای تکاندهنده خود، هزینه های بسیار سنگینی را بر جامعه تحمیل نموده است. یکی از مهمترین این رویکردهای ناشیانه عبارتست از &quot;تمسخر تکذیب&quot; های مسئولین توسط این بخش خبری. نمی توان منکر این امر شد که تعداد محسوسی از تکذیبهای مسئولین، کذب می باشد اما این دلیل بر این نمی شود که 20:30 این را بعنوان رویه ثابت خود در نظر بگیرد و با تمسخر تکذیب مسئولین در حوادث مختلف تلویحا آن ها را دروغگو معرفی نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 271px; HEIGHT: 225px&quot; height=393 src=&quot;http://filipspagnoli.files.wordpress.com/2008/07/mockery-derision-derogatory-scoff-ridicule.png&quot; width=459&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خیانتی که 20:30 مرتکب می شود آن است که با این کار خود اعتماد مردم به مسئولانشان  که در جامعه اسلامی از جایگاه ویژه ای نیز برخوردار است به شدت خدشه دار می نماید. در واقع فردی که اولین ادعا را می کند نفوذ بسیار زیادی در افکارعمومی خواهد داشت و آن کسی که ادعای اولی را تکذیب می کند برای اقبال مردم شانس بسیار کمتری خواهد داشت. حالا با این مبتذل سازی تکذیب توسط رسانه ملی این شانس کم، بسیار کمتر خواهد شد و نان لمپنها و جماعت عربده کش را در روغن خواهد گذاشت و آبروی برخی از مسئولین پاکدست و خدوم را سوخت گرم کردن برنامه های خود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مرتبط: &lt;/STRONG&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#810081&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://amaliat.blogfa.com/post-140.aspx&quot; target=_blank&gt;تلو تلو خوردن های یک صدا و سیما! &lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 11:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=144</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-144.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>» سخنرانی دکتر بهشتی در سالن آمفی تئاتر دانشکده فنی دانشگاه تهران</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-143.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;متن زیر خاطره ایست از حمید داود آبادی که چند وقت پیش در &lt;A href=&quot;http://davodabadi.persianblog.ir/post/135/&quot; target=_blank&gt;وبلاگش&lt;/A&gt; منتشر کرده بود، نکته ای که وجود دارد آن است که &quot;بهشتی&quot; مذکور در این خاطره &quot;شهید مظلوم آیت الله محمدحسین بهشتی&quot; است نه پدر یکی از مسئولین ستاد میرحسین موسوی به نام علیرضا بهشتی که سوء استفاده از نام پدر را خیلی خوب تمام کرده است، فعلا بخوانید تا برسیم به بعدش:&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;[[&lt;/STRONG&gt; یکی دو روز قبل اعلام شده بود، جلوی دانشکده فنی دانشگاه تهران هم روی مقواهایی نوشته بودند:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;جلسه پرسش و پاسخ پیرامون حوادث و اتفاقات اخیر با حضور آیت الله دکتر بهشتی &lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زمان: روز شنبه 4/12/58 از ساعت 17 &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مکان: سالن آمفی تئاتر دانشکده فنی&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خیلی ها خودشان را برای چنین برنامه‌ای آماده کرده بودند. بیشتر از همه، ضد انقلاب ها منتظر بودند تا در چنین برنامه‌ای، به اهداف خود که تخریب دکتر بهشتی بود، برسند. به همین خاطر بود که بچه‌های چادر وحدت، از آن چه که امکان داشت در این مراسم پیش بیاید، هراس داشتند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;حدود یکی دو ساعت قبل از شروع مراسم و آمدن دکتر بهشتی، ما که شاید حدود 15 نفر بیشتر نمی‌شدیم، برای پیش گیری از حوادث، در ردیف جلوی صندلی های سالن نشستیم.&lt;BR&gt;هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می‌شد. قیافه‌های همه به خوبی نشان می‌داد که از گروه‌های چپی یا مجاهدین هستند. غالب دخترها، بی‌حجاب و نهایتا با تیپ ظاهری مجاهدین بودند. اصلا دختر مسلمان چادری بین شان به چشم نمی‌خورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;صندلی ها کاملا پر شده بود که آیت الله بهشتی از درِ پایین، کنار ردیف اول وارد شد. ما صلوات فرستادیم ولی همهمه‌ای در سالن افتاد که صلوات ما بین آن گم شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دکتر بهشتی که پشت میز بالای سن قرار گرفت، دو محافظش یکی در انتهای سمت راست، و دیگری در انتهای سمت چپ سالن، هر کدام با فاصله‌ای حداقل 10 متر ‌ایستادند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;بسم الله الرحمن الرحیم را که آیت الله گفت، دقایقی به عنوان مقدمه پیرامون حوادث اخیر صحبت کرد و قرار شد بیشتر به سوالات مخاطبین پاسخ بدهد. کاغذهایی که روی آنها مثلا سوال نوشته شده بود، دسته دسته به ایشان داده می‌شد که یکی یکی برمی‌داشت و می‌خواند.&lt;BR&gt;از هر ده کاغذ، شاید فقط یک سوال درست و حسابی در می آمد. اکثرا اهانت و فحاشی بود. دکتر بهشتی، هر برگ را که بر می‌داشت، اول با خودش آرام را می‌خواند و سپس می‌گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;- خب ... اینم به مادرم فحش داده ... این یکی هم باز به خونوادم اهانت کرده ...&lt;BR&gt;در سالن همهمۀ ثابتی وجود داشت. ناگهان با فریادی که از عقب جمعیت بلند برخاست، فضا متشنج شد:&lt;BR&gt;- کثافت ... آمریکایی ... مزدور ...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;           &lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: navy 1px solid; BORDER-TOP: navy 1px solid; MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-LEFT: 6px; BORDER-LEFT: navy 1px solid; WIDTH: 452px; BORDER-BOTTOM: navy 1px solid; HEIGHT: 267px&quot; height=308 src=&quot;http://81.28.44.242/NewsImage/A8707/P178857082010.jpg&quot; width=400 onload=top.resizeTo(document.load_image.width+150,document.load_image.height+250) border=100 name=load_image&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;                                                    عکس تزیینی نیست!&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;ولی‌آیت الله بهشتی، آرام و ساکت نشسته بود و فقط به هتاکی های آنها گوش می‌داد. تبسّمی بر لب داشت که اعصاب ما بچه حزب‌اللهی را خورد می‌کرد. چه معنا داشت که طرف داشت به نوامیست فحاشی می‌کرد، ولی تو بخندی؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;کم کم فضای سالن پر شد از داد و فریاد و فحاشی. ناگهان برق سالن قطع شد و سالن در تاریکی محض فرو رفت. چشم چشم را نمی‌دید. با قطع برق، صدای فحاشی بلندتر شد. حرف های بسیار رکیکی خطاب به خانواده آیت الله بهشتی فریاد شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;وحشت وجود ما را گرفت که نکند ضد انقلابیون از فرصت پیش آمده سوء استفاده کنند و به ایشان آسیبی برسانند. هیچ کاری هم از دست ما ساخته نبود. با توجه به این که احتمال زیاد می‌دادیم که قطع برق با برنامه قبلی و حساب شده باشد، مراقب بودیم کسی از ردیف اول جلوتر نرود. به خاطر ازدحام جمعیت که در روی زمین و میان ردیف صندلی ها هم نشسته بودند، امکان کنترل جمعیت نبود. با هراس و وحشت نشسته و مضطرب بودیم که چه خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;بیشتر از 10 دقیقه برق سالن قطع بود. بغض گلویم را گرفته بود. می‌خواستم در آن تاریکی گریه کنم. اصلا دیگر بحث سیاست و اختلاف عقیده مطرح نبود. فحاشی های بسیار رکیکی خطاب به خانواده آیت الله بهشتی می‌شد. مخالفت با بهشتی، چه ربطی به خانواده‌اش داشت که هر چه از دهان کثیف شان درمی آمد، به آنها خطاب می‌کردند. صداها درهم و برهم به گوش می‌رسید. ما که چاره و توانی نداشتیم، فقط داد می زدیم:&lt;BR&gt;- ببند دهنتو بی شعور ... خفه شو ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;برق که آمد، همه جا خوردند. برخلاف تصور همگان، آیت الله بهشتی، درحالی که همچنان تبسم زیبایی بر لب داشت، سر جای خودش پشت میز نشسته و دو محافظ هم سر جاهای خود بودند و اصلا به کنار او نیامده بودند. آرامش و خون سردی بهشتی، هر دو گروه حزب‌اللهی و غیر حزب‌اللهی را عصبانی کرده بود. ضد انقلاب ها از تبسّم و خون سردی او در برابر هتاکی ها و اهانت های زشت شان شدیداً عصبانی شده بودند و با شدت بیشتری فحاشی می‌کردند ولی ما، از خون سردی او در برابر پر رویی آنها عصبانی می‌شدیم که چرا با آنها برخورد تند نمی‌کند و عکس العملی نشان نمی‌دهد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;ساعتی که به همین منوال گذشت، آیت الله بهشتی گفت:&lt;BR&gt;- اگه دیگه سوالی نیست من برم ...&lt;BR&gt;ناگهان از وسط جمعیت، کسی فحش رکیکی داد که دکتر بهشتی با همان خنده همیشگی گفت:&lt;BR&gt;- خب مثل این که هنوز حرف دارین ... پس من می شینم و گوش میدم.&lt;BR&gt;که دوباره سر جایش نشست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;با صبر و تحمل عجیب او، فحاشی های دشمنانش نیز ته کشید. از بالای سن که خواست بیاید پایین، از پله‌های سمت راست آمد تا از در بیرون برود. ما ده - پانزده نفر، سریع دویدیم و دست های مان را دور کمر او حلقه کردیم که مبادا ضدانقلابیون به ایشان آسیبی برسانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;دست های من درست دور پهلو و جلوی دکتر بهشتی، با یکی دیگر از بچه‌ها حلقه شده بود. نگاهم در چشمان او خیره مانده بود که نشان از صبر و تحمل بسیارش داشت. همین که به در خروجی نزدیک شد، جوانی حدودا 20 ساله، با چهره‌ای شدیداً عصبانی که رگ گردنش بیرون زده بود، خودش را رساند جلوی بهشتی. همین که رو در روی او قرار گرفت، شروع کرد به فحاشی. رکیک‌تر و کثیف‌تر از آن، اهانتی نشنیده بودم. بدترین اهانت های ناموسی را نسبت به خانواده آیت الله بهشتی، توی رویش فریاد کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;من دیگر گریه ام گرفت. سعی کردیم او را از بهشتی دور کنیم، ولی او که ول کن نبود، سفت چسبیده بود و همچنان با عصبانیت و بغض، فحش می‌داد. ما هم که می‌خواستیم جوابش را بدهیم، با بودن بهشتی نمی توانستیم. مانده بودیم چه کار کنیم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;اما آیت الله بهشتی، تبسّمی سخت بر لب آورد و درحالی که سرش را تکان می‌داد، زبان گشود و با لبخند خطاب به آن جوان عصبی گفت:&lt;BR&gt;- بگو ... باز هم بگو ... بگو ...&lt;BR&gt;این دیگر کی بود؟ طرف داشت بدترین اهانت های ناموسی را جلوی همه جمعیت نثارش می‌کرد، ولی او همچنان می‌خندید و تازه به او می‌گفت که باز هم بگوید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;به سرعت بهشتی را به سالن و طرف در خروجی بردیم. دم در، آیت الله بهشتی از در خارج نشد. علت را که پرسیدیم، گفت:&lt;BR&gt;- من اگه از این جا برم بیرون ... شما این جوون‌ها رو می زنید ...&lt;BR&gt;با تعجب گفتم:&lt;BR&gt;- حاج آقا ما ده پونزده نفریم و اونا صدها نفر ...&lt;BR&gt;که خندید و گفت:&lt;BR&gt;- فرقی نمی‌کنه ... من پام رو از این جا بذارم بیرون، شما اینا رو کتک می زنین ... برای همین هم من همین جا می‌ایستم تا همه اینا به سلامت از دانشکده خارج بشن، اون وقت من می رم ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;نمی پذیرفت که از سالن خارج شود. جمعیت داشت به طرف در خروجی می آمد؛ ما هراس داشتیم این جا هم اتفاق بدی بیفتد، ولی او نمی‌رفت. سرانجام با کلی قسم و آیه که به هیچ وجه به این جماعت چند صد نفره دست نمی زنیم، آیت الله بهشتی از در دانشکده خارج شد و در تاریکی، سوار ماشین شد و رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;با رفتن بهشتی، ما که داشتیم از بغض می ترکیدیم، سریع در دانشکده را بستیم و دویدیم طرف میزهای داخل محوطه. هر کدام پایۀ میز آهنی یا چوبی ای به دست گرفتیم و به طرف جماعتی که درحال شعار دادن از سالن خارج می‌شدند، هجوم بردیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;همۀ آن جماعت فحاش که چند صد نفر بودند و کاملا فضای سالن را در اختیار گرفته بودند، از ترس ما ده پانزده نفر، به راهروهای دانشکده پناه بردند و ما که از ظلمی ‌که این بی شرف ها به آیت الله بهشتی کرده بودند، خون خون مان را می‌خورد، می‌دویدیم وسط شان و هر کس را که دم دست مان می آمد، می زدیم. بعضی که دیگر خیلی ترسیده بودند، از پنجره‌های دانشکده یک طبقه به بیرون پریدند و فرار کردند.&lt;STRONG&gt;]]&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;همین! تمام شد...&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مرتبط۱: &lt;A href=&quot;http://www.ayandenews.com/news/14429/&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مرتبط۲: &lt;A href=&quot;http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&amp;id=38979&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مرتبط۳: &lt;A href=&quot;http://www.rajanews.com/detail.asp?id=39461&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مرتبط۴: &lt;A href=&quot;http://www.jahannews.com/vdciw3ay.t1apw2bcct.html&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;و ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 09:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=143</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-143.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>» سبزها &quot;سبب خیر&quot; شوند اگر خدا خواهد!</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-142.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاید در نگاه اول، اقدامات اخیر پیاده نظام طرفدار موسوی و خاتمی در راهپیماییها و نیز سطح تعدادی از دانشگاهها چندان به مذاق کسانی که به سرنوشت نظام جمهوری اسلامی ایران علاقمندند و حفظ آن را از اوجب واجبات تلقی می کنند، خوش نیاید و از این تحرکات، قدری دچار نگرانی شده باشند اما وقتی به تمام این ماجراها قدری عمیق تر می نگریم متوجه یک نتیجه جالب و مهم می شویم و آن اینکه اقدامات یادشده علیرغم اضراری که به نظام وارد ساخت برکات و فوایدی چند را نیز به ارمغان آورده است. در این نوشتار تنها به 3مورد از این اقدامات که نتایجی وارونه برای فاعلانشان به همراه داشته را بررسی می کنیم. 
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از آفاتی که مخصوصا در دودهه گذشته گریبانگیر مردم کشورمان بوده است غفلت و کاهلی نسبی آنان در برخی مناسبتها و وقایع انقلابی و ملی بوده است. سالیانی طولانی است که راهپیماییهایی نظیر 13آبان و روزقدس بخاطر این غفلت، نسبتا بی رمق و تشریفاتی برگزار می شود اما این روند خطرناک، امسال با تحرکات افراطی آشوبگران –حداقل موقتا- متوقف و حساسیت و انسجام مردم، دوباره برانگیخته شد و به همین علت شاهد حضور کم نظیر ملت در دوراهپیمایی فوق الذکر بودیم. گزافه نگفته ایم اگر ادعا کنیم کاری را که اغتشاشگران –که تعدادشان در هر آشوب جدیدی نسبت به قبل سقوط بسیار محسوسی دارد- در غفلت زدایی از مردم انجام دادند، رادیوتلویزیون با هفته ها تلاش و برنامه سازی نمی توانست به انجام برساند! 
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 282px; HEIGHT: 407px&quot; height=850 src=&quot;http://partisan2.files.wordpress.com/2009/11/13-aban01.jpg&quot; width=567&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی دیگر از اسباب خیر شدن های جماعت طرفدار کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی، طراحی شعارهای &quot;مرگ بر روسیه&quot; و &quot;مرگ بر چین&quot; است. البته این شعار سبزها ناشی از تلقی اشتباه آنان است که فکر می کنند اتکای نظام اسلامی به دولتهایی نظیر روسیه و چین از جنس اتکای خودشان به آمریکا و اسراییل و انگلستان است که بدون حمایت آنها نتواند لحظه ای دوام آورد. اما به هر تقدیر، همگام با آمریکا و غرب، چین و روسیه نیز برخی بدقولیها را نسبت به کشورمان در پروژه های عظیمی نظیر نیروگاه بوشهر و آزادراه تهران-شمال رواداشته اند و سر داده شدن این شعارها توسط برخی افراد که به هرحال در قلمرو خاک کشور ایران حضور دارند واتباع این کشور به حساب می آیند، می تواند قدرت چانه زنی دولت ایران را در مذاکرات و پیگیری این قراردادها بسیار افزایش دهد و فکر دورزدن و یا احیانا خیانت به منافع ملت ایران را در ذهن آنان محوتر سازد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حرکت سوم اغتشاشگران که در واقع به نفع نظام اسلامی تمام شده، رفتار جنون آمیز و متهتکانه آنان در برخی از دانشگاهها –که قرار بود مهد تفکر و استدلال و منطق باشند- است. توضیح آنکه تعداد زیادی از دانشجویان کشور موضعی مجمل و سرگردان دارند و وقتی شاهد برخوردهای توهین آمیز طرفداران میرحسین و خاتمی نظیر فحاشیهای مستقیم، پرتاب اشیاء مختلف به سمت مهمان جلسه و مخالفان، هوچیگری و عدم تحمل استدلالات طرف مقابل و... در دانشگاهها می باشند، به مرور زمان، نسبت به این جماعت بی منطق و شارلاتان تنفر و انزجاری ناخودآگاهانه پیدا خواهند کرد و دقیقا به همین خاطر است که شرذمه سبزها روز به روز قلیل تر می شود تا آنجا که این روزها با بحران تعداد و نفرات مواجه شده اند و رسانه هایشان خود را با تصاویر آرشیوی سراپا نگاه داشته اند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 09:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=142</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-142.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>» تعامل دولت احمدی نژاد با مراجع از نگاهی دیگر</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-141.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;رابطه با مردم رابطه ی معلم و متعلم است نه رابطه ی مراد و مرید، نه رابطه مقلِّد و مقلَّد که تقلید بکنید. مگر مردم میمون هستند که تقلید بکنند؟ متعلم می فهمد و عمل می کند و سعی می کند فهم خود را رشد بدهد تا روزی خودش بی نیاز شود از این معلم. خودش مراجعه کند و استنباط بکند و درک نماید...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این جملات وقاحت بار بعلاوه بسیاری از هتاکی ها و پرده دری های دیگر که قلم از بیان آن شرم دارد، محتوای سخنرانی 7سال پیش عضو ارشد سازمان مجاهدین که با عنوان &quot;پروتستانیزم اسلامی&quot; در خانه معلم همدان ایراد گردید را تشکیل می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در آن دوران هیئت دولت و رییس جمهور وقت و نیز نمایندگان مجلس ششم ترجیح دادند کوچکترین واکنش منفی در محکومیت این فسادگویی ها بروز ندهند اما همین که آغاجری بخاطر این سخنان دست بند خورد و رهسپار دادگاه شد. هیئت دولت اسبق و مجلس ششم و در راس آن مهدی کروبی هم نوا با موضعگیری رسانه های بیگانه و سلمان رشدی ملعون، بی شرمانه ترین عکس العمل ها را درقبال رای دادگاه از خود نشان دادند تا آنجا که محمدرضا خاتمی رسما تهدید به آشوبگری در سطح دانشگاهیان نمود و البته باز هم حرفهای آغاجری را نشنیده گرفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 352px; HEIGHT: 239px&quot; height=239 src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/1c/Aghajari-ganji.jpg&quot; width=384&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از این دست هتک حرمتها نسبت به مراجع بزرگوار تقلید بارها و بارها در دولت خاتمی تکرار شد تا جایی که این بزرگواران، کشیشان قرون وسطایی تشیع عنوان گرفتند و البته آنچه که به جایی نرسید فریاد و اعتراضات همین عزیزان بود. در واقع فرآیند و گفتمان دولتمردان آن هنگام بر این بنا شده بود که نه تنها به تذکرات و نصایح مراجع بزرگوار وقعی نهاده نشود بلکه از هر فرصتی برای تضعیف و تخریب این نهاد ریشه دار استفاده کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زمان گذشت و دولت مدعی اصلاح طلبی با نه محکم مردم، مجبور به واگذاری قدرت به دولتی شد که گفتمانش بیشترین تشابه و نزدیکی را به مراجع بزرگوار داشت و اتفاقا همین عامل یکی از مهمترین دلایل حسن ظن مراجع به دکتر احمدی نژاد و حتی توصیه علنی بسیاری از آنان به رای دادن به وی در انتخابات نهم بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;باز هم زمان گذشت تا آن که برخی حوادث، روابط بین دولت و مراجع را کمی خدشه دار نمود. در این روند برخی بدسلیقه گی های دولت و اظهارنظرهای تعدادی از عناصر درجه چندم آن در موضعگیری علیه مراجع و نیز بعضی سوءتفاهماتی که برای مراجع محترم تقلید اتفاق افتاده بود به کمک عامل اصلی بروز این اتفاقات یعنی شیطنتها و بدطینتی هایی که از سوی همان هایی که قدرت را از کف داده بودند آمد و این نارضایتی های رقیق بروز پیدا کرد. نارضایتی هایی که رهبر معظم انقلاب را نیز به واکنش واداشت: &quot;نصيحت علماى دينى را قدر بدانيد، مغتنم بشماريد. گاهى علماى دين، بزرگان دين، مراجع حتّى، نصايحى ميكنند، درباره‌‌‌‌‌‌ى مسائلى توصيه‌‌‌‌‌‌هائى ميكنند؛ اين را مغتنم بشمريد؛ اينها را حمل بر محبت و علاقه‌‌‌‌‌‌مندى بكنيد. ما ميدانيم، آقايان، بزرگان علمائى كه هستند - حالا گوشه كنار كسانى بر خلاف اين معنا باشند، او مورد محاسبه‌‌‌‌‌‌ى ما نيست - و امروز در مناطق مختلف، در مراكز حوزه‌‌‌‌‌‌هاى علميه‌‌‌‌‌‌ى بزرگ و در شهرستانها هستند، اينها همه طرفدار نظام جمهورى اسلامى و قدردان نظام جمهورى اسلامى‌‌‌‌‌‌اند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این روزها کسانیکه از روابط حسنه مراجع و دولت آسیب دیده اند تمام همتشان را به کار بسته اند تا با بزرگنمایی این دلخوری های کوچک، دولت احمدی نژاد را دولتی مرجع ستیز و یا حداقل بی اعتنای به تذکرات آن عزیزان جلوه دهند تا از این رهگذر، دولت را از این پشتوانه مقتدر و مردمی محروم سازند و برای رسیدن به اهداف شومشان، خود را ریاکارانه به مراجع تقلید نزدیک کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما وقتی گذشته را مرور می کنیم و شرایط حال حاضر را بررسی می کنیم به نتیجه جالبی رهنمون می شویم. اگر خوب دقت کنیم و به حجم رسانه هایی که اخبار مربوط موضعگیریهای مختلف مراجع تقلید را تحت پوشش قرار می دهند توجه کنیم متوجه این نکته می شویم که اتفاقا رویکرد مثبت این دولت بوده که باعث شده جایگاه مرجعیت نه تنها مانند گذشته تخریب و تهتیک نشود بلکه حالا به دیدگاههای آنان مطابق با شان والایشان اهمیت بسیاری داده و نیز پشت در دفترهای این بزرگواران ترافیک زیادی از سیاسیون رنگارنگ ایجاد شود. خوشمزه ماجرا آنجاست که همان کسانی مدعی تخدیش در رابطه مراجع و دولت شده اند که روزگاری یا خود و یا همپالگی هایشان بدترین اهانت ها را به نهاد مرجعیت روا می داشتند و یا اینکه در قبال این بی حرمتی ها سکوت معناداری پیشه ساخته بودند.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هرتقدیر شایسته است برای بر طرف شدن همین مقدار اندک دست اندازهایی که بوجود آمده، دولت دهم فرامین مقام معظم رهبری را نصب العین خود قراردهد و حتی الی المقدور صلاحدیدهای مراجع تقلید را در اَعمال خود اِعمال نماید و نیز کسانیکه حامل گزارشات و تحلیلهای مختلف برای مراجع محترم هستند با دقت و امانتداری کامل، این گزارشات و تحلیلها را مطابق با واقعیات موجود خدمت آن عزیزان ارائه کنند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 19:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=141</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-141.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>» تلو تلو خوردن های یک صدا و سیما! </title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-140.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زمانی که علی لاریجانی کلید دفتر خود در صدا و سیما را به معاون پارلمانی خود واگذار کرد همگان بر این نکته اذعان داشتند که منش محافظه کارانه رییس مازندرانی این سازمان بشدت اعتماد عمومی را نسبت به این دستگاه حساس خدشه دار نموده است و خط قرمزهای بی جهت و بدون مبنا باعث شده تا مردم این حریم گذاریهای تنگ و غلیظ را در زمره دلایلشان در توجیه رویکرد بی رویه خود نسبت به دریافت شبکه های ماهواره ای قلمداد کنند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما معاون سابق و رییس جدید آن روز سازمان صدا و سیما با علم به این نقیصه کبری از همان بدو ورود، سعی خود را معطوف به شکستن این خطوط قرمز فاقد توجیه نمود و رویکرد متهورانه ای را در دستگاه تحت امرش آغاز کرد. حالا دیگر در بخش های خبری به حاشیه رویدادها هم پرداخته می شد، خبرنگاران جسارت پرسیدن سوالات چالشی تر از مسئولین را کسب کرده بودند، آسیبهای اجتماعی در قالب سریالها و برنامه های مختلف دیگر خیلی جدی مورد توجه قرار می گرفت، آرشیو بسیار پربار برنامه های خبری و فیلم و سریالها و گزارشات مختلف به روی خبرنگاران و برنامه سازان گشوده شد و...&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سید عزت الله ضرغامی با این رویکرد توانست تعداد مخاطبین صدا و سیما را بصورت جهشی افزایش دهد و حتی با برخی برنامه های دیدنی تلویزیون، خیابانهای کشور را خلوت و مردمان را پای گیرنده هایشان میخکوب کند و این در نگاه اول امر مبارکی به نظر می رسید اما در این رهگذر اتفاقات بدی افتاده بود. واقع امر آن بود که صدا و سیما در این تابوشکنی جانانه روی سطح لغزنده ای حرکت می کرد و اساسا راهبرد و استراتژی مشخصی برای برنامه سازی برنامه سازان نداشت. این بی برنامه گی و گیج زدن را از رویکردهای متناقض صدا و سیما به مسئله ای واحد در موضوعات گوناگون می توان یافت.&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;از طرفی دعو صدا و سیمای جمهوری اسلامی بر تشویق جامعه به صرفه جویی و قناعت است و از سوی دیگر انبوه سریالهایی ساخته می شود که با نمایش جزئی ترین جزئیات زندگانی اقشار مرفه و مترف، در مردم خوی اشرافیگری و ماده گرایی که سهم مهلک هر ملت و تمدنی بوده است را ترویج می نماید. یک نمونه گیری از سریالهایی که اتفاقا همین روزها در حال پخش از شبکه های مختلف هستند این جهت گیری را بر ما روشنتر می سازد. مرور کنید پربیننده ترین سریالهای این روزهای تلویزیون را. &quot;شمس العماره&quot;، &quot;دلنوازان&quot;، &quot;مسافران&quot;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;از سویی برابری شهرنشینان و روستاییان در تمامی جهات مورد تاکید مسئولان این سازمان قرار می گیرد اما در عمل انبوه انیمیشن ها و مجموعه های طنز و دیگر برنامه هایی پخش می شود که &quot;شهرنشینان&quot; را دانای کل به تصویر می کشند و روستانشینان بی نوا را انسانهایی عقب مانده از مدنیت و شعور و بدیهی ترین آداب معاشرت معرفی می کنند. علاوه بر آن، میزان وقتی که در اختیار شهرستانیها و علی الخصوص روستاییان قرار می گیرد در مقایسه با زمانی که به طرح مشکلات مردمان شهر و به خصوص تهرانیها اختصاص داده می شود تقریبا هیچ است! درمقطع فعلی شاهد هستیم که تنها برنامه ای که در رسانه ملی بطور حقیقی به روستائیان کشور اختصاص دارد برنامه &quot;مستقیم آبادی&quot; است که هفته ای نیم ساعت آن هم در ساعتهای پرت و مرده پخش می شود. جالب است که هنوز برای نگارنده روشن نشده که اخبار ترافیک بزرگراههای تهران چه ارتباطی با شهرستانیها و روستاییان دارد که مجبورند از رادیوپیامشان هر نیم ساعت یکبار به ان گوش فرا دهند!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG alt=http://justjello.files.wordpress.com/2008/04/ist2_2771207_dizzy.jpg src=&quot;http://justjello.files.wordpress.com/2008/04/ist2_2771207_dizzy.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دیگر رویکرد متناقض رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی در پرداخت اسلامی به مسائل است. رسالت تعریف شده برای این دستگاه در همین راستاست اما نمونه های زیرپاگذاشتن این رسالت و نگاه ژئورنالیستی و مچ گیرانه به رویدادهای مختلف و ایجاد فضای هیجان و استرس در جامعه، دیگر از دایره شمارش خارج شده است. سمبل این تناقض برنامه هایی مثل نود و بخش خبری 20:30 هستند. اساسا عنصر اساسی برای تداوم این برنامه ها و پرمخاطب ماندن آنها همین جنجال سازی ها و پرداختهای کاملا ژئورنالیستی که تقلیدی ناقص از هارد پروگرام های اروپایی-آمریکایی است می باشد. همین چند روز پیش بود که در 20:30 مدیر ساده لوح انتقال خون یزد را به دروغ مدیری دغلباز جازدند و صدا و سیما پس از اعتراضات فراوان مردم و مسئولین در کمال وقاحت بر این بی انصافی خود پای فشرد و حاضر به عذرخواهی از افکارعمومی نشد.&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;این تناقضات و بی برنامه گی های تاسف بار به 3مولفه فوق الذکر ختم نمی شود و ذکر تمام این پارادوکس ها مثنوی هفتاد من می طلبد. مواردی مثل روابط زن و مرد، معلق بودن در فضای فیلم و سریال غرب و شرق، فیلمنامه های بی خاصیت و بدون هدف که تنها خاصیتشان اتلاف وقت و سرگرم کردن مخاطب است، پرداخت افراطی و بیش از حد به نخبگان بازیگر و فوتبالیست از میان تمام نخبگان اصناف مختلف -که این رویکرد حتی گلایه مقام معظم رهبری را نیز در پی داشت-، برخورد منفعلانه با مسائل سیاسی به خصوص در حوادث اخیر و بازی در زمین دشمنان و... از این دست تناقضات به حساب می آید.&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خبرهای غیر رسمی از آن حکایت می کند که مقام معظم رهبری به عملکرد رسانه ملی انتقادات جدی دارند و همین امر باعث شده تمدید حکم رییس فعلی این سازمان با اما و اگرهایی همراه باشد. امیدواریم که مسئول آتی این دستگاه حیاتی و انحصاری با تدوین و تبیین مشخص راهبرد و بایدها و نبایدها و ترسیم دورنمایی الهی و قدسی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را از این تلو خوردن ها و تحرکات سینوسی و متناقض نجات دهد و آن را در مسیر تعالی و رضایت پروردگار متعال رهنمون سازد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 18:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=140</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-140.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>» مدرسه رفتن فرزند یک زن و شوهر شهری[تهرانی]</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-139.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سبک زندگی مردمان شهر(۲)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL dir=rtl&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;آنچه پیش روی شماست رشحاتی از سبک زندگانی و تربیت بسیاری از تهران نشینان و بعضا شهرنشینان ایران امروز است. شاید زندگی بسیاری از ساکنان شهر با بخش هایی از سبک زندگی شرح داده شده منطبق نباشد لکن قطعا دستکم با چند بند از آن زیاد هم بیگانه نیستند! البته هرچه از طیف خانواده های مذهبی به سمت خانواده های غیرمذهبی و از شهرستان ها به سمت تهران حرکت می کنیم تعداد بندهای مطابق با سبک زندگی افراد، تصاعدی افزایش می یابد. نگارنده با علم به اینکه قریب به اتفاق مشکلات کشورمان از این نوع سبک زندگی و تبعات فرهنگی، اخلاقی و تربیتی آن آب می خورد به بازخوانی آن در چند قسمت پرداخته است. قسمت دوم که شامل بازه زمانی مقطع ابتدایی و راهنمایی فرزند خانواده است پیش روی شماست اگر قصد دارید این داستان جالب و دردناک را دنبال کنید حتماحتما &lt;A href=&quot;http://amaliat.blogfa.com/post-25.aspx&quot; target=_blank&gt;قسمت اول &lt;/A&gt;آن را مطالعه بفرمایید و سپس بخش دوم آن را در نوشته های ذیل پیگیری بفرمایید:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;قسمت اول&lt;/FONT&gt;: &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;A href=&quot;http://amaliat.blogfa.com/post-25.aspx&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;بچه داری به سبک یک زن و شوهر شهری[تهرانی]!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سی ویکم شهریور ماه هفتمین سال عمر کودک قصه ما فرارسیده. مادر، دست فرزندش را گرفته و به سمت مدرسه می بردش. یک ابتدایی غیرانتفاعی. مادر آن روز را مرخصی ساعتی گرفته. دم در مدرسه نیم ساعتی را می ایستد و بعد از آن تخته گاز به سمت اداره اش می شتابد. قرارشد هرروز پس از اتمام کلاس مادر به دنبال فرزندش برود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک ماهی از مدرسه روی کودک می گذرد. چند بار مادر دیر به مدرسه می رسد و کودک دقایق طولانی را در حیاط مدرسه منتظر می ماند و حوصله اش سرمی رود. دست آخر مادر تصمیم می گیرد که از روی کلید در خانه یکی دیگر بسازد و به کودکش بدهد. همین کار را هم می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 347px; HEIGHT: 244px&quot; height=263 src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/09/223394_orig.jpg&quot; width=431&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کودک کلید را در قفل می اندازد و وارد می شود و از درون یخچال ساندویچ یا غذایی که احیانا مادر شب قبل پخته است را برمی دارد و خودش را سیر می کند. این رویه هر روز کودک است. بعد از غذا هم قدری پای کارتونهای تلویزیون یا ماهواره می نشیند تا خوابش ببرد. پس از چند ساعت مادر از راه می رسد و پتو یا روکشی را روی او می اندازد و بعد از اینکه آرایشهای روزانه اش را پاک کرد راهی رختخواب می شود تا خستگی کار را از جسمش بزداید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نزدیکیهای غروب پدر از راه می رسد و سلام خشکی را نثار خانواده اش می کند و تماسهای تلفن ثابت را چک می کند و در همان حال از همسرش می پرسد: &quot;کسی با من کار نداشت؟&quot;. پاسخ همسر همان &quot;نه&quot; همیشگی است. کودک با دیدن پدرش به سمت او می دود و هربار با بهانه ای اعم از نمره و نقاشی و انشا سر گفتگو با پدر را باز می کند. پدر ابتدا سعی می کند با لبخند و مهربانی با کودکش برخورد کند اما وقتی چند دقیقه ای که از حرفها و درخواستهای مکرر کودک مبنی بر خرید فلان چیز یا رفتن به سینما یا پارک یا مهمانی می گذرد پدر با بی حوصلگی تمام کنترل تلویزیون را برمی دارد و پس از مدتی با دست دیگرش پیامکها و بلوتوثهای تازه رسیده را کنترل می کند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کودک وقتی بی اعتنایی پدر را می بیند می فهمد که دیگر خواهش و تمنا فایده ای ندارد و می رود سراغ کار خودش تا باز هم به گونه ای سر خود را گرم کند. تلویزیون درحال پخش اخبار است. چند دقیقه ای از اخبار نگذشته که پدرخانواده فریاد می زند &quot;همش دروغ میگن، همش! برید گمشید! فکر می کنید احمقیم ما؟!&quot;. پس از این بد و بیراه ها شبکه ماهواره ای فارسی زبانی را می گیرد و با سکوت کامل به کلمه کلمه خبرها گوش فرامی دهد. کودک، با این حال پدر را از مادرش بیشتر دوست دارد تنها به این علت که کمتر او را می بیند!! آخرشب که پخش زنده فوتبال تمام می شود پدر خانواده جمعا بیست جمله هم حرف نزده که به رختخواب می رود تا فرداصبح راهی محل کارش شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;نه! زندگی این خانواده به این سیاهی ها هم نیست. گاهی وقتها پدرخانواده هوسی به سرش می زند و نیم ساعتی با کودکش بازی می کند و ماچ های متوالی حواله او می نماید و یا اینکه مادر او را به پارک می برد یا آنچه می خواهد برایش خریداری می کند البته همه اینها به شرطی است که پدر و مادر روی مود محبت کردن باشند که البته این مود خیلی خیلی کم به سراغ آنها می آید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 298px; HEIGHT: 221px&quot; height=281 src=&quot;http://img98.com/images/omx42vwd11qy9huypyo.jpg&quot; width=396&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هوس خرابکاری و دسته گل به آب دادن در این سن بارها و بارها به سراغ کودک می آید. بعضی از این خرابکاری ها به چشم پدر و مادر نمی آید اما امان از وقتی که یکی از آنها مثل خط کشیدن روی در و دیوار به چشم ابوین کودک بخورد. با فحش و قهر و احیانا کتک از خجالت کودکشان حسابی بیرون می آیند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالا کودک دوازده سال دارد و وارد مقطع راهنمایی شده است. او دیگر خود را نوجوان می داند. علاقه این نوجوان به بازی های کامپیوتری و فیلم و کارتونهای خارجی دوچندان شده است. او ساعتها از وقت خود را پشت کامپیوتر و تلویزیون می گذراند. البته زمانی که صدای بچه ها را از کوچه می شنود مثل فشنگ به سمت کوچه روانه می شود. حتی ساعتها بازی این نوجوانان را خسته نمی کند و اگر غرولندهای پدرمادرها نباشد تا صبح هم حاضرند وقت خود را در کوچه مصرف کنند! نکته آموزشی که در این کوچه ها وجود دارد علاوه بر جلوه های زیبای رفاقت بین نوجوانان، کلکسیون فحش و فضیحتهاییست که این نوجوانان از حنجره های والدینشان برای همبازیها به سوغات آورده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;15سال کامل قمری را تمام کرده است اما نمازخواندن را فقط گاهی در تلویزیون و کلاغ پرهای والدینش دیده است! اکثر نمازهای صبح والدین قضا می شود اما چهاروعده دیگر را بیشتر اوقات قضا نمی کنند. هرچند که این اداء فریضه خیلی وقتها موکول به آخروقت می شود و با سرعت هرچه تمامتر انجام می شود. این گونه نماز خواندن جایگاه خمس و زکات و روزه و الباقی عبادات را هم در این خانواده به خوبی روشن می سازد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بگذریم... کودک پیشین و نوجوان امروز کم کم آماده می شود تا وارد دبیرستان شود...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;این داستان ادامه دارد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;ـــــــــــــــــپی نوشتـــــــــــــــــــ&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL dir=rtl&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;دعا نمی کنم وبلاگتان هک شود اما در هک وبلاگم نعماتی از جمله سقوط آزاد تعداد بازدیدکنندگان و خالی شدن باد تبختر &quot;من&quot; و همچنین مروی مستوفا بر مطالبی که از چهارسال پیش تاکنون نوشته ام نصیبم شد که حقیقتا ذیقیمت بود. این هم یک نوع تقواست! تقوای وبلاگی!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 22:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=139</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-139.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>» پرسه &quot;فقر محبت&quot; در خیابانهای تهران</title>
<link>http://amaliat.blogfa.com/post-138.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صحبتهای حجاریان، عطریان و شریعتی در میزگرد شبکه یک حاوی نکات مهم و تکاندهنده متعددی بود اما در این میان نکته بسیار کلیدی که در این برنامه مطرح شد واژه ای بود که سعید حجاریان در توصیف علت دگرگونی خود به کار برد. &quot;فوران نفرت&quot;! حجاریان فوران نفرت در بین توده های مردم را غیرمتعلق به این شریعت و سرزمین و نوعی مارکسیسم مبتذل یا آنارشیسم می دانست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در واقع این ایدئولوگ ارشد اصلاح طلبان انگشت روی معضل بزرگی گذاشته که به نظر می رسد مهمترین و یا یکی از مهمترین مشکلاتی که گریبان عوام و توده های مردم و حتی بخشهایی از خواص را سفت چسبیده است، همین مساله است. از کنارهم گذشتن ها و بی تفاوتی و همچنین برخوردهای خشونت آمیز با درجات مختلف نسبت به یکدیگر و در یک کلام &quot;فقر محبت دهی و محبت گیری&quot; این روزها تبدیل به نرم افزار رفتاری جاری مردمان، علی الخصوص شهری ها و بخصوص تهران نشینان شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته مردم شهر از ابتدا چون روباتهای گوشتی جنگجو، زاده نشده اند و سلوک این گونه آنان معلول علتهای مختلفی است. یکی از این اسباب، تقلید نعل به نعل از سبک زندگی جامد، ماشینی و بیرحم اهالی مغرب زمین است. ناراحتی های متعدد روحی، روانی و جسمی ناشی از مقتضیات و مشکلات شهرنشینی ازجمله خلاء معنویت و دین داری و شیوع بی بند و باری و لاقیدی و فرهنگهای خرافی و منحرف، مشغله های فراوان کاری و ذهنی، آپارتمان نشینی، ترافیک، آلودگی دودی و صوتی، مهاجرت بی حد و حساب، احساس ناامنی و... از مصالح تشکیل دهنده ساختمان این الگوی زندگی تقلیدی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.mihanupload.com/images/r662wcbmzdnwtyupqe24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسئله دیگری که این بی عاطفه گی و خشونت را در مردم پررنگ می کند سیره و منویات نخبگان و خواص است. در این بین سیاسیون با رفتارهایی که از خود بروز می دهند نقش بسیار برجسته تری نسبت به سایر خواص دارند. مطابق با روایت معروف &quot;الناس علی دین ملوکهم&quot; رفتار رعیت تابع سلوک حاکمان است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در کشورمان پس از دوران طلایی دفاع مقدس، قدرت و ثروت میان مردم و مسئولین شکاف عمیقی ایجاد کرد. تیر آغاز مسابقه تفاخر و اشرافیت شلیک شده بود و تعدادی از دولتمردان موثر بصورت سیری ناپذیر به جان اموال عمومی افتادند و فراتر از آن به تبلیغ خوی اشرافیگری و ثروت اندوزی پرداختند و جامعه را مشتهیانه وارد این میدان مهلک نمودند. پس از مدتی منش ایثارگرانه و ارزشگرای جامعه تبدیل به شهوت مال دوستی شده بود و در این مسابقه گلادیاتوری آنچه که زیرپا ماند، محبت و اخلاق و معرفت بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سومین مولفه موثر در جان بخشیدن به این سیر غلط، خطی است که رسانه ها و به خصوص رسانه ملی دنبال می کنند. البته این خط وجوه مشترکی با رفتار بسیاری از دولتمردان در طول سی سال عمر انقلاب دارد. مواد سازنده این خط شامل موارد مختلفی چون ترویج بی اعتمادی و ادبیات مچ گیرانه و ژئورنالیستی، تکذیبهای پیاپی، ترویج فضای تهمت و تخریب، پرداخت بیش از حد به ضعفها و تزریق خبرهای سیاه و خاکستری به افکارعمومی و... می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعنوان نمونه برنامه هایی چون &quot;90&quot; که اتفاقا این روزها مخاطبان بسیار زیادی نیز برای خود دست و پا کرده است با به تصویر کشیدن مبتذل ترین رفتارها و جنجال سازی مداوم و دنبال کردن بی چون چرای مچ گیری از دیگران برای خوشامد مخاطبان در این روند تاثیر به سزایی دارد. نمونه دیگر که نقطه تلاقی اشتباه رسانه و سیاسیون بود عبارتست از بیشتر مناظراتی که شبهای انتخابات پخش شد و روحیه ستیزه گری و پرخاش را در جامعه پررنگتر نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این گونه به نظر می آید که جامعه امروز ما علی الخصوص اجتماع شهری و پایتخت بیش از هر نیاز اقتصادی و غیراقتصادی دیگر به اکسیر حیات بخش &quot;محبت&quot; و &quot;عاطفه&quot; نیازمند است چیزی که در مدنیت این روزهای ما تبدیل به کیمیا شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ـــــــــــــــــــــــپی نوشتـــــــــــــــــــ&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL dir=rtl&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;یادم می آید روزهای اولی که افشین قطبی به ایران آمده بود بخاطر نوع برخورد مودبانه و احترام آمیزی که با مردم، رقیبان و سایرین داشت-فارغ از نمایشی بودن یا نبودن این رفتارها- محبوبیتی عجیب بین همگان حتی رسانه ها پیدا کرده بود و این خود اماره ای دال بر کیمیا شدن محبت نیست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 09:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amaliat&amp;postid=138</comments>
<dc:creator>amaliat</dc:creator>
<guid>http://amaliat.blogfa.com/post-138.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
