دوستی در دانشگاه دارم که به عبارت دوستان دانشگاهی "مُخ" اقتصاد اسلامی است. همیشه نکته ای لقلقه ی زبانش است و آن این که حداقل در اقتصاد، اکثریت افراد موسوم به اصلاح طلب با اکثریت مدعیان اصولگرایی، اختلاف چندانی ندارند. ظاهر ماجرا آن است که بسیاری از "اصولگرایان اقتصادی" تورم و ساختار اقتصادی لیبرالی زمان رفسنجانی و خاتمی را تخطئه می کنند ولی وقتی این دو طیف بظاهر سوا را روبرو می کنیم می بینیم که تفکراتشان چون سیبی که از وسط نصف شده باشد، مشابهت می کند و در این بین بیچاره اقتصاد اسلامی!

باورم نمی شد! خیلی از این چهره ها مدتها خود را بعنوان انسانهای ارزشی و آنتی لیبرال معرفی می کردند و چطور ممکن است که... . اما شد آن چه که نباید می شد. تا وقتی این رجال محترم پایشان خارج از دایره ی سیاست یا به عبارت بهتر "سیاست بازی" بود، همه ی این نفی و اثباتها واقعی بود اما همین که از سوی مردم این بار با نام جدید "اصولگرا" اقبال یافتند همه چیز را به وادی نسیان سپردند و آن آرمانهای زیبا را لگدمال کردند.
این باصطلاح "مناظره" را مطالعه بفرمایید تا دستگیرتان شود.
- حسين مرعشي سخنگوي حزب کارگزاران سازندگي: هر چند با حضور اقتصادداناني مثل آقاي مصباحي مقدم کمک شد که جلوي سياست هاي انبساطي دولت را بگيرند اما اين کفايت نکرد، زيرا دولت آمده بود همه اختيارات مجلس در تصويب بودجه را به خودش منتقل کند زيرا برداشت دولت از مجري اين نيست که مجري مقيد به قانون است.
- مصباحی مقدم، عضو اصولگرای کمیسیون اقتصادی: بايد گفت اين تحريم ها آن چنان تاثيري روي اقتصاد ما نداشته است، زيرا آنها منتظر بودند که نظام ما دچار بحران شود اما شرايط کشور ما بسيار متفاوت است زيرا در دولت سازندگي، زيربناهاي کشور خوب بسته شد. هرچند اين سياست ها آثار فرهنگي و عدم توجه به عدالت اجتماعي را به دنبال داشت.