
"ناکثین" که آنها را "اصحاب جمل" نیز می نامند افرادی بودند نظیر "طلحه" و "زیبر" که از اصحاب خاص پیامبر به شمار می رفتند و خدمات بسیار ارزنده ای برای اسلام و پیامبر(ص) انجام داده بودند بطوریکه رسول اعظم(ص) در فضیلت آنان جملات متعددی به زبان آورده بودند.
زبیر به هنگام اسلام آوردن، سنش دوازده یا پانزده بود و پس از وفات پیامبر(ص)، زبیر از جمله افرادی بود که به علی(ع) وفادار ماند بطوریکه در دفاع از امیرالمومنین مورد ضرب و شتم شدید طرفداران ابوبکر قرار گرفت. پس از قتل عثمان طلحه اولین کسی بود که با حضرت علی(ع) بیعت کرد و زبیر دومین نفر بود؛ "واقدی"، تاریخ نگار بزرگ اسلام می نویسد: روز جنگ احد تنها 3 تن از مهاجرین یعنی علی(ع)، طلحه و زبیر و 8 تن از انصار تا سر حد جان در رکاب پیامبر جنگیدند و بقیه بی استثنا پا به فرار گذاشتند.
بعد از کشته شدن زبیر وقتی چشمان امام علی(ع) به شمشیر زبیر افتاد فرمود: " اين شمشير، كراراغبار غم از چهره پيامبر خدا زدوده است."؛ امیرالمومنین(ع) بر سر جنازه ی طلحه نیز فرمود: "اي ابومحمد! بر من سخت گران است كه تو را در زيرستارگان آسمان كشته ببينم، و ايكاش خداوند بيستسال قبل از اين روز، جان مرا گرفته بود!"
اما چه می شود که طلحه و زبیر با این همه صفات ارزشمند تبدیل به طلحه و زبیر نقش بسته در ذهن های ما می گردند؟ حضرت علی(ع) در خطبه ۱۵۱ نهج البلاغه عبارتی نقل می فرمایند به این مضمون: "همانا ازمستي هاي نعمت بترسيد" و در ادامه در خطبه ۱۸۵ می فرمایند:
"و آن در هنگامی است که شما مست می گردید، اما نه از باده بلکه از نعمت و رفاه"

سرازیر شدن نعمتهای بی حساب در زمان عمر و عثمان بسوی جهان اسلام و تقسیم غیرعادلانه ثروت و تبعیضهای ناروا، جامعه اسلامی را دچار بیماری مزمن "دنیازدگی" و "رفاه طلبی" کرد. افرادی که تا چند سال پیش فاقد هرگونه ثروت و سرمایه ای بودند دارای ثروت بی حساب شدند. این جا بود که دنیا کار خود را کرد و اخلاق امت اسلام به انحطاط گرائید. طلحه و زبیر هم از این قاعده مستثنی نبودند.
مسعودی، صاحب "مروج الذهب" می نویسد:
"زبير بن العوام خانه اي در بصره بنا كرد كه اكنون در سال 332 ( زمان خود مسعودي است ) هنوز باقي است . و معروف است خانه هايي در مصر ، كوفه و اسكندريه بنا كرد ، ثروت زبير بعد از وفات پنجاه هزار دينار پول نقد و هزار اسب و هزارها چيز ديگر بود . خانه اي كه طلحه بن عبدالله در كوفه با گچ و آجر و ساج ساخت هنوز ( در زمان مسعودي ) باقي است و به دار الطلحتين معروف است . عايدات روزانه طلحه از املاكش در عراق هزار دينار بود . در سر طويله او هزار اسب بسته بود . پس از مردنش يك سي و دوم ثروتش هشتاد و چهار هزار دينار برآورد شد ."

طلحه و زبیر از نزدیکترین افراد به رسول الله بودند لکن سکرات نعمت و رفاه آنها را به سوی طمع ورزی و اشرافی گری سوق داد و باعث شد که در مقابل امیرالمومنین(ع) که پیامبر در وصفش فرمود:
"سوگند به آن خدایی که جان من در دست قدرت اوست، اگر نبود این که گروهی از امت من تو را مثل انصاری که عیسی را به خدایی اشتباه گرفتند، غلو کنند در مورد فضایل و مناقب تو، مطالبی می گفتم که تمام مسلمانان خاک زیر پای تو را توتیای چشم خود می کردند" بایستند.
البته نباید گمان ببریم که با مرگ طلحه و زبیر توسط "مروان بن حکم" و "ابن جرموز"، خلق و منش طلحه و زبیر هم رخت بر بست بلکه تاریخ اسلام در ادوار مختلف طلحه و زبیرهای متعددی به خود دیده است. کسانیکه اتفاقا چون طلحه و زبیر روزگاری نقش بی بدیلی در دفاع از اسلام داشتند لکن پس از گذشت مدتی، وقتی که اصطکاک آنان با تنعمات دنیایی زیاد شد در مقابل همان اسلام و نماینده خدا ، شمشیر کشیدند.
با یک مدلسازی ساده می توانیم طلحه و زبیر های امروز را هم بشناسیم؛ کسانیکه به بهای فربه کردن خود و اطرافیانشان نهال عدالت را می شکنند.
___________________________________________
پی نوشت:
۱. ما را بشدت دعا بفرمایید
۲. از من نشنیده بگیرید؛ از وزارت نفت خبرهای خوبی نمی رسد!