تبليغاتX
.::خاکریزیـسم::. - آقای ضرغامی! شما را به خدا این توصیه های حضرت آقا را دریابید
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

برای حرکت وبلاگی نقد دانشگاه عمومی قصد نداشتم مطلبی بنویسم، زیرا تابحال آنچه به جایی نرسیده فریاد است اما امروز وقتی اتفاقی به وبلاگ جالب بسیج جهانی سر زدم متوجه جملات بسیار جالبی از حضرت آقا پیرامون صدا و سیما شدم که اتفاقا آقایان دست اندرکار در رادیو و تلویزیون همین توصیه ها را نادیده می گیرند! این توصیه ها را مقام معظم رهبری در ۱۱ آذر سال ۱۳۸۳ در دیدار با مسئولین صدا و سیما ایراد فرموده اند، توجه بفرمایید:

افراد منفى، چهره نشوند

بشدت توجه كنيد كه چهره‏پردازى‏هاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديده‏ام انسانهايى كه هيچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهره‏پردازى مى‏شوند؛ چرا؟ البته من نمى‏خواهم خيلى مطلب را باز كنم؛ اما مى‏بينم كسى‏كه در رشته‏ى خودش اين‏قدر ارزشمند نيست و انسان متوسطى است، او را مى‏آورند و يكى دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگى او، به خانواده‏ى او و به گذشته‏ى سرتا پا كم‏ارزش او مصروف مى‏كنند؛ چرا؟ به‏نظر من علاوه بر اين‏كه اين «چرا» وجود دارد، «منفى» هم هست. اين كار، الگوسازى است؛ ما چه كسى را مى‏خواهيم الگوى جوانها قرار دهيم؟ اين‏طور آدمهايى را

 TinyPic image

جذب مخاطب به هر قيمت؟

مرحوم سيدقطب جريانى را در يكى از كتابهايش مى‏نويسد، كه من پيش از انقلاب آن كتاب را ترجمه كردم. مى‏گويد به يكى از شهرهاى امريكا رفتم و ديدم دم درِ يك كليسا اطلاعيه‏يى نصب كرده‏اند: «امشب يك برنامه‏ى رقص و شادى و شام سبك و موسيقى اجرا مى‏شود.»! تعجب كردم كه كليسا به چه مناسبت اينها را اعلام كرده! مى‏نويسد: كنجكاو شدم در آن ساعتِ معين بروم ببينم چه خبر است. ديدم بله، يك سالن رقص در كنار سالن كليساست؛ زوجهاى جوان مى‏آيند و مى‏رقصند؛ موسيقى‏هاى محرك و شهوانى هم پخش مى‏شود! افرادِ يك‏خرده مسن‏تر هم كنار نشسته‏اند و تماشا مى‏كنند و از نگاه كردن لذت مى‏برند! كشيش هم اواخر شب روى سن ظاهر شد و با رفتار خيلى آرام و ملايم رفت نور چراغها را تنظيم كرد! مى‏گويد فردا رفتم سراغ كشيش؛ گفتم شما كشيش هستيد يا كاباره‏دار؟! اين‏جا كليساست يا سالن رقص؟! كشيش گفت من به اين وسيله مى‏خواهم جوانها را به كليسا جذب كنم! اين‏طورى مى‏شود جوانها را به كليسا جذب كرد؟! جوانها به كليسا جذب نشدند، بلكه به سالن رقصِ متعلق به كليسا جذب شدند! سالن رقصِ متعلق به كليسا مگر امتيازى دارد؟ اگر بناست فيلم يا برنامه‏يى پخش شود و تأثير سوئى بگذارد، چه فرقى مى‏كند كه من پخش كنم يا رقيب من؛ در هر دو صورت بد است؛ پس چرا من پخش كنم؟ به نظر من اين منطق مهمى است و بايد به آن توجه داشت…

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 8:58 | لینک  |