بین کارگردانان سینما اصطلاحی مشهور است به نام "3 گانه سینمایی". 3 فیلم سینمایی از یک کارگردان که در بازه زمانی نسبتا کوتاه با درون مایه هایی شبیه به هم ساخته می شوند را "3 گانه" آن کارگردان می نامند. مثلا "ابراهیم حاتمی کیا"، 3 گانه ای با درون مایه بررسی وضعیت جامعه ی بعد ازجنگ تحمیلی دارد که فیلم های این 3 گانه عبارتند از "از کرخه تا راین"، "بوی پیراهن یوسف" و "آژانس شیشه ای". "رسول صدر عاملی" هم با ساخت 3 گانه "دختری با کفشهای کتانی" ، "من ترانه پانزده سال دارم" و "دیشب باباتو دیدم آیدا" که بررسی مشکلات دختران نوجوان، درون مایه مشترک آنها را تشکیل می دهد اسمش را جزء کارگردانان 3 گانه ساز ثبت نموده است.
اشتباه نفرمایید!!! غرض مطرح کردن مباحث سینمایی در این وجیزه نیست بلکه مقصود معرفی "3 گانه" شاهکار "محمد خاتمی" است که درون مایه هر 3 "دست دادن و خوش بش با دختران جوان" است. کلید این پروژه در جشن ماهنامه "چلچراغ"، با عنوان "مردی با عبای شکلاتی"، که برای الوداع خاتمی با ریاست جمهوری برپا شده بود،خورد که در آن خاتمی در مراسمی شو مانند، نسبت به دختر جوانی که هدیه ای را به وی تقدیم کرده بود، به نشانه تشکر، دستش را چند بار بر کتف دخترک زد که با صدای جیغ و هورا و کف و ... حضار همراه بود که این جیغ ها نشانه نو بودن کار(!)، آن هم در این گونه مراسمات عمومی بود.

