تبليغاتX
..:::خاکریزیـسم:::.. - حاشیه هایی مفصل از سفر دکتر احمدی نژاد به یزد
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

... عید نوروز نزدیک شده بود و به فراخور آن به زادگاهم یعنی استان یزد برگشتم .

گرد راه از تن نزدوده بودم که رسانه ها اعلام کردند فردا احمدی نژاد به یزد می آید. خوشحال شدم ، از اینکه سفر استانی هیئت دولت را نزدیک می دیدم.

    صبح چهارشنبه که دکتر احمدی نژاد به یزد رسید از فرودگاه به سمت استادیوم شهید نصیری حرکت کرد. استقبال خوبی نبود چون اساسا استادیوم دور از شهر یزد و در مسیر جاده یزد به تفت قرار دارد و عدم اطلاع رسانی به موقع و صحیح و سفر ناگهانی هیئت دولت نیز مزید بر علت شد تا خالی بودن نیمی از این ورزشگاه خود نمایی کند ، البته مثل همیشه ماهی گرفتن از آب گل آلود وظیفه بعضی ها شده بود که اینگونه القاء کنند که " مردم یزد از دولت بریده اند: همان یزدی که دکتر احمدی نژاد پس از قم و اصفهان بیشترین رای را (البته به نسبت جمعیت ) در آنجا آورد .اما استقبال پرشور مردم سایر شهرستانها تمام این نقشه ها را نقش بر آب کرد.

                        

در استادیوم شهید نصیری دکتر احمدی نژاد درباره یزد گفت:« من یزد را بیشتر از سایر استانها دوست دارم.»

عصر همان روز دکتر احمدی نژاد با ایثارگران و خانواده های شهدا دیدار کرد و نمونه های بسیار جالب و متنوعی از ابراز علاقه شدید دولت و ملت کشورهای مختلف نسبت به ایران را ذکر کرد. سخن دکتر احمدی نژاد وقتی به خدمات رسانی بنیاد به خانواده شهدا و ایثارگران رسید همهمه سالن را فرا گرفت و چند نفری به میان صحبتهای رئیس جمهور پریدند و از استاندار و رئیس بنیاد شهید استان و رئیس کل بنیاد شهید و امور ایثارگران گله گی کردند. آن هم با فریاد !

                      

با یکی از وزراء که صحبت میکردم میگفت: این وضعیت در تمام سفرهای استانی دولت بوجود آمده و این بندگان خدا هم حق دارند. چون به درستی به آنها نمی رسند.

دکتر احمدی نژاد با شکیبایی خاصی به آنها پاسخ می گفت و در آخر مراسم روی آنان را بوسید و از آنان دلجویی کرد و استاندار را موظف به رسیدگی به این امر ساخت.

  نکته جالبی که در این بین مشهود بود هجوم عکاسان در موقع بروز این اعتراضات به سمت فرد معترض بود که پیاپی از او عکس می گرفتند !

به نظر می رسید این جلسه برای رئیس جمهور خیلی مهمتر از سایر جلسات باشد چون نامه ها را شخصاٌ تحویل می گرفت و در پایان مراسم در میان فشار انبوه خانواده شهدا و ایثارگران به حرف تک تک آنها با صبر و حوصله گوش میداد. ضمناٌ سخنرانی دکتر احمدی نژاد در این مراسم بسیار پر شور هیجان تر از سایر مراسم ها بود.

در آن روز قرار بود رئیس جمهور به بافق و خاتم هم سفر کند ولی طوفانهای شدید مانع از تحقق این امر شد و باعث گردید وی برای حضور در این شهرها یک روز بیشتر در یزد بماند.

جلسه بعدی که با تاخیر هم آغاز شد دیدار با نخبگان یزد بود.

مجری جلسه پیرمرد شاعری بود که قبل از صدا زدن هر یک از نخبگان در نظر گرفته شده برای سخنرانی بیتی شعر از خود یا سایر شعرا را می خواند.

نخبگانی که قرار بود سخنرانی کنند یک به یک پشت تریبون آمدند؛ دکتر شایق سخنران بسیار محبوب و حافظ کل قرآن و استاد دانشگاه اولین سخنران جلسه بود که با یادآوری این جمله امیرالمومنین (ع) که فرمود : " عدالت در توصیف بسیار آسان لیکن در عمل بسیار سخت است" از دولت خواست نهایت سعی خود را بکند تا هر کسی در جای خود قرار بگیرد تا امور کشور به جلو برود.

دکتر فنایی خواستار توجه بیشتر به صنعت شد ، دکتر افلاطونیان پیشنهاد ایجاد قطب پزشکی در یزد را داد.

نماینده زرتشتی ها (آقای مهربان) هم صحبت کرد و گفت یزد 5000 زرتشتی دارد که سالهاست با مسالمت و صمیمیت با یزدیهای مسلمان زندگی می کنند و تا بحال مدارس زیادی مانند مدرسه مارکار و نیز بیمارستانهای متعددی مثل بیمارستان بهمن و نیز بیمارستان گودزر را ساخته اند.

آخرین سخنران هم پیرمردی کشاورز به نام آسایش زارچی بود که فضای سنگین جلسه را شکست و با لحنی عوامانه مطالب بسیار جالب و مهمی را گوشزد کرد.می گفت این بادهای سرخ و سیاهی که امروز مانع از سفر رئیس جمهور به چند شهرستان شد چند برابرش را ما سالها تحمل میکردیم اما امروز با کمک مسئولین این باد و خاکها بسیار کم شده است. پیر مرد در جایی دیگر از سخنانش که متاسفانه توسط صدا و سیما (چه در یزد و چه در مرکز) سانسور شد گفت : من معتقدم 3 نفر بخوبی این مملکت و انقلاب را شناخته اند ؛ یکی اش امام خمینی (ره) بود . دیگری مقام معظم رهبری و سومی هم شما بودید. چون شعار «ما می توانیم .» شما را به عینه خودم احساس کردم و توانستم با 3 کیلو چوب انار 40 کیلو انار برداشت کنم ! که در این هنگام تشویق حضار که اکثراٌ هم دکتر و مهندس بودند فضای سالن را پر کرد .

بعد از اتمام حرفهای پیرمرد ، مجری از رئیس جمهور تقاضا کرد تا سخنرانی خود را آغاز کند اما به محض بلند شدن رئیس جمهور چند جوان که در کنار هم نشسته بودند از جا برخاستند و فریاد زدند « آقای رئیس جمهور ما هم حرف داریم » که وقتی رئیس جمهور متوجه این فریادها شد آنها را به پشت تریبون دعوت کرد.

یکی از آن چند جوان پشت تریبون آمد و گفت :« من متاسفم که جامعه 50000 نفری دانشجویان نماینده ای برای سخنرانی ندارد ولی 5000 تا زرتشتی نماینده برای سخنرانی دارد.»

حرف آن دانشجوی افراطی واکنش حضار را بر انگیخت و جمعی از زرتشتیان جلسه را به نشانه اعتراض ترک کردند که با تلاش رئیس حوزه علمیه خواهران یزد آنها بازگشتند.

دانشجوی مزبور در حالی این حرف را می زد که یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد یزد به عنوان نماینده دانشجویان و نخبگان جوان صحبت کرده بود.

وی ادامه داد : آقای رئیس جمهور کاش به یزد نیامده بودید چون همه خیابانها در این چند روزه آسفالت و خط کشی شدهاند و این را ما نمی خواهیم . از قضاء رئیس شورای شهر یکی از شهرستانها در کنارم نشسته بود و به من گفت : خدا لعنت کند دروغ گو را ، ما از ترس همین تهمت ها 2 ماه است که آسفالت کاری را تعطیل کرده ایم ؛ به حدی که داد مردم هم درآمده.

 بعد از حرفهای تند و نامعقول آن دانشجو رئیس جمهور به روی سن آمد و از یزد و علمایش بسیار تمجید کرد. یکی از نکات جالبی که دکتر احمدی نژاد به آن اشاره کرد آن بود که می گفت : من هر وقت می خواهم برای دانشجویانم مهندسی را تعریف کنم می گویم مهندس کسی است که او را در بیابانی رها کنند و او به هر طریقی بیابان را آباد کند و یزد و یزدی ها نمونه ای از این تعریف هستند ، یزدیها کویر برهوتی را تبدیل به گلستان نموده اند.

دکتر احمدی نژاد در آنجا به دانشگاه آزاد هم اشاره هایی داشت و گفت : پرداختن ما به دانشگاه آزاد منجر به آن شد که افرادی که منافعشان در خطر بود در جاهای دیگر ضربه های شدیدی به ما وارد کردند.

جلسه آن شب ساعت 35/11 به پایان رسید.

بعد از جلسه انتظار شام را می کشیدیم که پس از مدتی متوجه شدیم این انتظار توهمی بیش نیست.

فردای آن روز را رئیس جمهور به شهرهای اردکان ،میبد ، صدوق ،تفت و بافق سفر کرد.

                    

یکی از چیزهایی که در این  شهرستانها مشهد بود ، دستنوشته هایی  بود که در دستان مردم قرار داشت ، بعضاٌ جملات بسیار زیبایی بر روی مقواها نقش بسته بود.

= برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست.

= احمدی نژاد : I love you !

= آفتابگردان ولایت باشیم نه آفتابه گردان ابلیس

= چه کسی می خواهد من وتو ما نشویم؟ خدا عقلش دهد !

- چادرملو(یکی از معادن شهرستان بافق که اخیرا به شهرستان اردکان(زادگاه خاتمی) الحاق شده) حق مسلم ماست !

= پیش از تو هیچ رودی را نمی شناختیم که در کویر هم جاری شود

                       

در شهرستان میبد پلا کارد بزرگی در ابعاد 3 متر در 5 متر زیر پروژکتور ورزشگاه شهید چمران نصب شده بود که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کرد .

روی آن نوشته شده بود :

« آقای دکتر ! برای نابودی فقر و فساد و تبعیض فقط 871 روز باقیست.»

مردی از شهر تبریز آمده بود تا مشکل خود را با رئیس جمهور مطرح سازد.

در هریک از شهرستانهای استان رئیس جمهور قول افتتاح حداقل 2 سالن ورزشی را به جوانان آن شهرستان می داد که مورد تشویق جوانان اعم از دختر و پسر قرار می گرفت.

در جلسه هیئت دولت 110 مصوبه برای آبادانی یزد تصویب شد که دل مردم و مدیران را بسیارشاد نمود. خیلی از اعتبارات قبل از خروج  دولت از استان در حساب دستگاههای مربوطه بود.

لغو موقت سفر احمدی نژاد به خاتم که علت آن بدی آب و هوا بود این گمان را بین مردم شهرستان خاتم تقویت کرد که رئیس جمهور به خاتم نخواهد رفت که این امر با اعتراض برخی مواجه شد که منجر به شکسته شدن شیشه چند بانک شد.

با عموم مردم که راجع به احمدی نژاد حرف می زدم از خستگی نا پذیری او صحبت می کردند، برای روشن شدن این مطلب برنامه یک روز ا زسفر او را با هم مرور می کنیم :

پنج شنبه :

دیدار با علما و روحانیون یزد ، دیدار با مردم شهرستان اردکان ،دیدار با مردم شهرستان میبد ، دیدار با مردم شهرستان صدوق ، دیدار با مردم شهرستان بافق ، برگزاری جلسه هیئت دولت ، برگزاری جلسه با مدیرا ن استانها و چند جلسه رسمی و غیر رسمی دیگر.

دکتر احمدی نژاد و هیئت وزیران ساعت 2.5 شب کارها را رها کردند و خوابیدند و ساعت 4.5 برایاقامه نماز و ادامه کارها از خواب بر می خواستند یعنی در مجموع 2 ساعت خواب در شبانه روز!

با رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد که حرف می زدم متوجه شدم وی به شدت نسبت به سلامتی رئیس جمهور وهیئت دولت با این روند و فشار کاری وحجم پرواز ها (سفر با هلیکوپتر بسیار طاقت فرساست و موجب خستگی  شدید می شود) ابراز نگرانی می کرد.

یکی دیگر از مدیران استانی می گفت : اینها دوپینگ کرده اند! و الا ما که بریدیم!!

این چند روزی که دکتر احمدی نژاد در جمع مردم استان یزد حضور داشت مردم این دیار تلاش و دوندگی زیاد این دولت رابه عینه دیدند و ارادت زیادشان به دولت بیشتر شد.

افرادی را می شناختم که از بابت گرانی ها از دولت رنجیده خاطر بودند ولی با ملاحظه این حجم از سعی و کوشش تمام گلگی های قبلی خود را فراموش می کردند.

در این مدت وزراء هم در شهرستانهای مختلف استان بی هیچ تشریفاتی رفت و آمد داشتند.

دم در مساجد یکی از شهرستانها ایستاده بودم که متوجه شدم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چند متر آن طرف تر و جلوی خانه امام جمعه شهرستان از اتومبیلش پیاده شد .باتفاق بچه های هیئت به سمت خانه امام جمعه رفتیم و خیلی راحت و بی هیچ بازرسی وارد خانه شدیم و 15 دقیقه ای با وزیر راجع به مسائل مختلف فرهنگی شهرستان صحبت نمو دیم و صفارهرندی هم با سعه صدر به تمام آنها پاسخ گفت.

از رئیس دانشگاه علوم پزشکی یزد شنیدم که بعلت خرابی خوا پروازی که قرار بود وزیر بهداشت با آن به  تهران برود لغوشد و وزیر تصمیم گرفت زمینی مسیر را طی کند. هر چه اصرار کردم با پرواز بعدی برود و راه زمینی خطرناک است نپذیرفت. در طول مسیر تا  مسافت محدودی را با او بودم و مرتب از مشکلات بهداشت و درمان استان می گفتم اما وزیر در این بین مرتب با تسبیحش ذکر می گفت.

یکی از مدیران استانی می گفت : جلسه هیئت دولت که تمام شد رئیس جمهور همراه با هیئت وزیران و مدیران استان شام را صرف کرد. آن هم ساعت 1و2 نیمه شب! شام هم جوجه کباب بود. او تعریف می کند که خدا شاهد است سال 1373 که هاشمی رفسنجانی به یزد آ مد سفره ای برای عموم مردم در محل استانداری انداختند که فقط سه نوع سالاد در آن سفره مشهود بود از شرح کباب و جوجه کبابها وباقی قضایا بگذریم.

به هر صورت همه فکر می کردیم احمدی نژاد پس از اتمام سفر 7-8 ساعتی را خواهد خوابید اما با کمال تعجب دیدیم که بعد از یزد احمدی نژاد سر کو چکی هم به مشهد زد وبه زیارت حضرت ثامن الحجج (ع) رفت و در همانجا با نخست وزیر سوریه هم دیدار کرد!

حالا دیگر همه اعم از موافق و مخالف می گفتند:

عجب جونی داره این مرد!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 17:23 | لینک  |