میخواستم برم دانشگاه... ایستادم سر خیابون تا تاکسی بگیرم. یک پراید نگه داشت. همینکه تو ماشین نشستم متوجه شدم راننده Cd یک خواننده زن رو تو ضبطش گذاشته. به راننده گفتم لطف میکنید رادیو رو بگیرید؟ جواب داد:رادیو نداره! گفتم: پس لطف میکنید ضبط رو خاموش بفرمایید؟راننده با غر و لند صدای ضبط روکمی پایین آورد. یکی از مسافرها هم بدجوری به من نگاه می کرد!
مشغول طی مسیر بودیم تا اینکه ناغافل یک دست انداز وسط خیابان ظاهر شد و ماشین تکانی آنی خورد. راننده که بخاطر کم کردن صدای ضبطش منتظر بهانه ای برای خالی کردن مکنونات قلبی اش نسبت به نظام بود شروع به بد و بیراه گفتن به انقلاب و دولت کرد. خوب بهانه ای گیرش آمده بود؛ دست انداز!!!
میگفت: خدا پدر شاه رو بیامرزه، چه خدماتیکه به این ملت نکرد! اون روزها اینقدر بدبخت نبودیم! الان ملت مثل [...] پشیمونه که قدر شاه رو ندونست! وقتی از تمجید و ستایش از شاه خسته شد شروع به نثار کردن رکیکترین فحشها به آخوندها و حکومت کرد. شانس آوردم که تلفن همراهش به صدا در آمد. ربع ساعتی را پشت فرمون ماشین با عیالش مشغول رد و بدل کردن دل و قلوه بود. در این مدت مشغول فکر کردن بودم که روی چه حساب و فرمولی این راننده بد دهن و دهها نفر دیگر جمهوری اسلامی را اینگونه مورد طعن و لعن خویش قرار می دهند؟
چند نفری از دربار شاه را در ذهنم مرور کردم ؛ اشرف پهلوی خواهر هرزه شاه که نفر اول مافیای قاچاق مواد مخدر در کشور و نیز از دایر کنندگان مراکز متعدد فساد بود که سرمایه انبوهی از مردم بینوا را تاراج کرد
؛ فرح همسر شاه که از بانیان اصلی جشنهای 2500 ساله و جشن هنر شیراز بود که برگزاری این جشنها شیرازه اقتصاد مملکت را از هم پاشاند ؛ هویدا، نخست وزیر شاه که بهایی مسلک بود و معتقد بود اقتصاد مملکت با وجود نفت نیاز به تولید ندارد و عملا اقتصادی کاملا مصرفی را نهادینه کرد ؛ نصیری ، گماشته شاه در سازمانیکه خود شاه به کمک موساد و سیا آنرا تاسیس کرد یعنی ساواک، که در آن بسیاری از زنان و مردان انقلابی کشته یا بطرز فجیعی شکنجه شدند.
فکر کردم که آیا سفره های مردم در سالهای پیش از سال 57 با سفره های آنها در دوران پس از پیروزی انقلاب یکسان بوده؟ بقول "مرتضی عزت شاهی" (کسیکه بیشترین و شدیدترین شکنجه ها را در زندانهای مخوف شاه تحمل نمود) که میگفت: قبل از انقلاب آبگوشت و برنج غذای خیلی لوکسی بود ولی الان سر هر سفره ای این غذاها یافت میشود. آیا روزنامه های قبل از انقلاب مانند روزنامه های پس از انقلاب میتوانستند اینقدر آزادانه دولتمردان را به باد انتقاد گیرند؟ و اینکه کدامیک از مسئولان حکومت پهلوی اینقدر با مردم جامعه تحت حکومتشان نزدیک بوده اند بطوریکه امروز حتی مردم روستاها و شهرهای کوچک هم رییس جمهور و وزرا و وکلای خود را براحتی میبینند و میتوانند مشکلاتشان را با آنها در میان بگذارند. در زمان حکومت شاهنشاهی هزاران پزشک خارجی و مستشار بیگانه در کشور اجازه رشد به متخصصان داخلی را نمیدادند و عملا تبدیل به کشوری وابسته شده بودیم.
قبل از انقلاب وابستگی ایران به کشورهای خارجی به حدی بود که دو شاه پهلوی را مستقیما خود انگلیس و آمریکا ابتدا گماشتند و سپس برکنارشان کردند و به جزیره موریس و کشور مصر فرستادند(بخوانید تبعید کردند). اما امروز ایران اسلامی قدرت اول منطقه و بدون وابستگی به هیچ ابرقدرت و غیر ابرقدرتی است با آنکه با گذشت تنها 27 سال و با وجود تحریمهای متعدد و جنگ پرخسارت 8 ساله در بسیاری از ابعاد علمی ، نظامی ، صنعتی و ... مانند انرژی هسته ای، موشکهای دوربرد ، کشف سلولهای بنیادی و ... با کشورهای پیشرفته دنیا در حال رقابت است. کشوری که یک تنه در مقابل تمام زورگویان عالم ایستاده و تبدیل به امید بسیاری از مردم مستضعف دنیا شده است .
البته مجالی برای ذکر تمام حقائق نیست و نظام جمهوری اسلامی با وجود پاره ای از خیانتها و سنگ اندازیهای عوامل داخلی و خارجی هنوزراه زیادی را در پیش دارد. فقط یک نکته : اگر امروز تخم مرغ مقداری گران شده است ، این ایده آل نیست اما خیلی بهتر از آنستکه آن را با قیمت بسیار گزافی از اسراییل وارد کنیم.
