
سخن دوم :
آقاي کروبي در باره «جمله جمله» مصاحبه شما مي توان نقد چندين صفحه اي نگاشت که ان شائ ا...در اينده نزديک به آن خواهم پرداخت فقط در اين جا جهت روشن شدن موضوع به يک جمله شما استناد مي کنم آقاي کروبي شما فرموده ايد :« . اگر راى مردم معيار نباشد،هيچ كس در حكومت دينى و جمهورى اسلامى مشروعيت ندارد... هزاران ادله مى توان آورد كه امام بر راى و مشروعيت نظام براساس جمهوريت، تاكيد داشته اند»آقاي کروبي لطفا نسبت خود را با اين جمله امام خميني (ره)که مشروعيت راي مردم به رئيس جمهور را مربوط به نصب فقيه مي داند روشن کنيد : « اگر چناچه فقيه در کار نباشد، ولايت فقيه در کار نباشد،طاغوت است.يا خدا يا طاغوت.اگر به امر خدا نباشد،رئيس جمهور بانصب فقيه نباشد،غير مشرع است.وقتي غير مشروع شد طاغوت است.اطاعت اواطاعت طاغوت است. وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است.
طاغوت وقتي از بين مي رود که به امر خداي تبارک و تعالي يک کسي نصب بشود.شما نترسيد از اين چهار نفر آدمي که نمي فهمنداسلام چه است،نمي فهمند فقيه چه است.نمي فهمند که ولايت فقيه يعني چه .آنها خيال مي کنند که يک فاجعه به جامعه است.»
