تبليغاتX
:: خاکریزیسم :: - » رابطه موج سبز با سرهنگ اشرفی!
ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم

در صفحه 160 کتاب خاطرات سیدمحمود دعایی که توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام انتشار یافته است به خاطره جالبی برخوردم:

"هنگامیکه عشایر قشقایی فارس علیه حکومت قیام کرده بودند رژیم شاه برای سرکوب آنها لشگرهای مختلفی را آزمایش کرد اما آنها منطقه را به خوبی می شناختند و در کوهها پناه گرفته بودند و امکانات و آذوقه و غیره را به راحتی به دست می آوردند. همین مساله امکان مقاومتها را طولانیتر می کرد و نیروهای اعزامی شاه توان مقاومت و مقابله در برابر آنها را نداشتند.

رژیم شاه به استفاده از یک شیوه جدید دست زد و سعی کرد تا از احساسات پاک و مذهبی عشایر استفاده کند. سرهنگ اشرفی را که از یک خانواده مذهبی و سید بود را انتخاب کرد. سرهنگ اشرفی یک برادرش از هواداران فدائیان اسلام بود که در جریانات قیام نواب صفوی بازداشت و شکنجه شد.

به هرحال این سرهنگ به طمع ارتقاء درجه شال سبزی به گردن انداخت و قرآنی در دست گرفت و پیش قشقایی ها رفت. قشقایی ها او را می شناختند و با فامیل او آشنایی داشتند. به قشقایی ها گفت من برای مذاکره آمده ام، من قرآن به دست و شال سبز به گردن نزد شما آمدم و قصدی جز ایجاد تفاهم ندارم.

قشقایی ها او را به مخفی گاه خود بردند و او با رییس ایل و بزرگان قشقایی مذاکره کرد. پس از این که از محل مذاکره برگشت در مسیر با قدمهای خود فاصله بین قرارگاه مبارزین قشقایی و محل استقرار ارتش را متر کرد و دستور داد آنان را به توپ ببندند. بسیاری از سران رهبران عشایر را سرکوب نموده و شهید کردند. او بسیاری از عناصر آزاده و مستقل و مقاوم را دستگیر و اسیر کرد. رژیم از این عمل خوشحال شد و به پاس این پیروزی درجه سرتیپی به سرهنگ اشرفی داد."

روح مسجد ضرار این روزها در کف خیابانهای تهران جولان دارد و سرهنگ اشرفی ها هم هنوز به چرب و شیرین درجه سرتیپی فکر می کنند!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 10:50 | لینک  |