این سیاست صدا و سیما به نوعی وجه "نهایی" بودن و "نقطه پایانی" بودن نظرات رهبرمعظم انقلاب را کمرنگ می کند و این مسئله دقیقا همان استراتژی و نقشه ایست که خواص سینه زن زیر علم میرحسین موسوی به دنبال آن بودند؛ فراموش نکرده ایم که مجمع باصطلاح روحانیون مبارز، که محتوای آن را بسیاری از نیروهای تشنه به خون آیت الله خامنه ای تشکیل می دهد از روز چهارشنبه هفته قبل مدام از تجمع روز شنبه –یعنی دقیقا یک روز پس از سخنرانی رهبری- دم می زدند تا اثر حضور میلیونی مردم تهران پشت سر مقام معظم رهبری بکاهند.
این نکته را نیز از یاد نبریم که دقیقا 48ساعت قبل از سخنرانی رهبری علیرغم فراهم بودن بسیاری از شرایط، آشوبگری و اغتشاش خاصی اتفاق نیفتاد و درست بعد از این سخنرانی تاریخی و شکوهمند بود که سناریوی هرج و مرج و خرابکاری دوباره کلید خورد و آشوبگران، خیابان آزادی را دستخوش تشنج ساختند.
این عمل صدا و سیما خرابکاران و افرادی که ظرفیتهای بالقوه برای آشوبگری دارند را متوحش می سازد و انگیزه ایجاد اغتشاش و تخریب را در آنان تقویت می نماید و علاوه بر آن ممکن است موج نگرانی و دلهره و حتی تردید را به شهرستانها که در شرایط فعلی آرامش بسیار خوبی در انها حکمفرماست، منتقل سازد علاوه براین، تکرار مداوم برنامه های مربوط به اوباشگریها باعث لوث شدن این مقوله مهم در اذهان عموم ملت می شود.
- بنزین زیادی فراهم می کنند و روی سر یکی از نیروهای بسیج شهری می ریزند و او را زنده زنده می سوزانند.
- یکی از بچه حزب اللهی ها را از روی موتور نقش زمین می کنند و بعد با ماشین از روی جمجمه او رد می شوند.
- دو نفر انسان بیگناه در اثر جنون یک هوادار، جلوی مسجد امام صادق(ع) در میدان فلسطین به رگبار بسته شده و کشته می شوند.
- تعداد زیادی از دوستان هم دانشگاهی ام چاقو خورنده اند، دست و پایشان شکسته یا قسمتی از بدنشان سوخته است.
این بچه حزب للهی ها و بسیجی ها برای تامین امنیت مردم و نه برای اوباش گری به خیابانها آمدند و حالا تعدادی بیشتر از آنچه در بالا ذکر کردم از این صنف از انسانها که مثل ما نفس می کشیدند، خانواده داشتند و هزاران امید و آرزو برای آینده شان، دیگر نمی توانند مانند ما نفس بکشند و امید و آمالی برای آینده شان داشته باشند.
چه شد که کار ما به اینجا رسید؟
آیا مسئله، باخت موسوی بود؟ آیا مسئله تقلب در انتخابات بود؟
اگر مسئله اینهاست پس نیروهای آدمکش کومله و حزب دموکرات و اعضای گروهک منافقین و تعداد زیادی از اوباش شهره تهران که نمی دانند انتخابات با "ت" نوشته می شود یا با "ط"، در بین هواداران دوآتشه میرحسین موسوی چه می کنند؟
البته باید حساب این جنایتکاران را کاملا از حساب طیف گسترده ای از هواداران موسوی که به خیابانها می آیند، تکبیر سر می دهند، بوق می زنند و روبان سبزی به فرمان اتومبیلها و دستهایشان می بندند، جدا کرد؛ هوادارانی که شاید، "عاشقانه" این کارها را انجام می دهند و اصرار به نمایش آن نمادها دارند.
عاشقانه از این بابت که با زمینه چینی های طولانی و با مهارتی آمریکایی - انگلیسی، این گونه به آنان القاء شده که این دولت دروغگوست، در انتخابات تقلب کرده و حالا هر دفاعی هم که می کند دروغ است و بنابراین مهندس موسوی که هوادارانش کل خیابان طولانی ولیعصر(عج) را سبزپوش می کردند [پس اکثریت ملت هم همینگونه بودند!] مظلوم واقع شده و کودتایی در نظام جمهوری اسلامی ایران جریان یافته است.
پس از این القائات حرفه ای با سوء استفاده از این احساسات پاک و ظلم ستیز درصدد تحقق آرزوهای سی ساله باندی هستند که تمام خاک ایران را ملک پدری خود می دانند و مردم سرفراز این خطه را رعایای آن ملک!
امروز جریان قدرت و ثروت، بازی دو سر باخت را برای قاطبه هواداران جوان مهندس موسوی تدارک دیده اند و از آنها بعنوان دست افزاری برای رسیدن به مطامع خویش سود می برند. دوحالت بیشتر متصور نیست؛ یا این اعتراضات نتیجه می دهد یا نمی دهد در هر دوصورت آنکه از این اغتشاشات آسیبی ندیده و اتفاقا سود زیادی هم برده همین طایفه هزار فامیل است.
ـــــــــــــــــــــــــــپی نوشتـــــــــــــــــــــــــــــ
-
احمد توکلی همانطور که از موضعگیریهای گذشته اش مشخص بود برخلاف غیرتمندی که بچه های جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به خرج دادند، به جای آن که اعتماد 24میلیونی مردم به احمدی نژاد را تبریک بگوید، اینگونه اظهارنظر نموده: "باید بپذیریم 14میلیون به آقای احمدینژاد رای ندادهاند نه خس و خاشاک هستند و نه اراذل و اوباش، بلکه اراذل و اوباش و خس و خاشاک کسانی هستند که به کوی دانشگاه و دانشجویان حمله میکنند و آن جنایات را مرتکب میشوند."؛ احمد توکلی در حالی از تمام موضوعات حساسی که این روزها در حال وقوع هستند موضوع "خس و خاشاک" را انتخاب کرده که احمدی نژاد در اجتماع ولیعصر همه 39 میلیون نفر" شرکتکننده در انتخابات را بازیگر اصلی و تعیینکننده دانست و با اشاره به اقدامات ضد مردمی "آشوبگران"، آنها را چند عدد"خس و خاشاک" نامیده بود نه تمام هواداران موسوی را. خدا عاقبتمان را مانند امثال احمد توکلی قرارندهد.
مردم اثبات کردند که بوی صداقت همان رایحه خوش خدمت بود...

مواظب باشیم "هوی" نگیرتمان!

مسئله ای که این نگرانی ها را تشدید می کند آن است که دوم خردادیها نشان داده اند که به هیچ قید و بند اخلاقی و ارزشی پای بند نیستند و مطمئنا بعد از این شکست پس از آنکه سلامت انتخابات را مستمرا زیر سوال بردند نوک تیز حملات خود را متوجه میرحسین خواهند کرد و خواهند گفت که میرحسین حتی بلد نبود درست حرف بزند، او اصلا از چیزی به نام برنامه سردرنمی آورد، بیخود اینقدر احمدی نژاد را تخریب کرد و زمینه را برای مظلوم نمایی او فراهم ساخت، چرا صاف و پوست کنده نگفت که یک اصلاح طلب تمام عیار است و...

برای حامیان فعلی میرحسین هم که این روزها اندام خود را، خیابان ها را، ماشینهای گرانقیمتشان را و سایر اجسام و اماکنی که این امکان برایش فراهم بوده را سبزپوش کرده اند، میرحسین موسوی هیچ اصالتی ندارد و آنچه موضوعیت دارد خود محمدخاتمی بوده است؛ او هم که در انتخابات حضور نداشت "و گرنه پوزه احمدی نژاد را به خاک می مالید"!
در واقع اکثر هواداران فعلی موسوی افرادی هستند که شناخت بسیار محدودی از موسوی دارند و صرفا بخاطر اشارتهای خاتمی نقش "نیروهای زاپاسی" طرفدار موسوی را ایفا می نمایند و موسوی نیز برای حفظ همین طرفداران و جلوگیری از سرازیری آنان به سوی ستادهای کروبی است که حتی حاضر است در نطقش خاتمی را دکتر بنامد، در بسیاری از پوسترهای گرانقیمتش خود را پهلو به پهلوی خاتمی قراردهد و در فیلم مستندش مدام خاتمی را تکیه گاهش نشان دهد.
به گمانم اگر آخرین نخست وزیر ایران شکست بخورد، بسیار ساکتتر از گذشته گوشه انزوا طلب خواهد کرد و این ضربه بدی برای جریان ارزشی و انقلابی خواهد بود...
ــــــــــــــــــــــــپی نوشتـــــــــــــــــــــــــــــــ
*رفسنجانی بخاطر نامه وقیحانه اش به رهبری منتظر مشتهای پولادین بچه حزب اللهی ها باشد، حضرت آقا احمدی نژاد نیست که هرکس هر یاوه ای دلش خواست نثارش کند. توی دهن آن کسی می زنیم که مولایمان را تهدید کند.
**دوستان توجه داشته باشند که در عرصه انتخابات بسیاری از ملاکهای اخلاقی و شرعی را زیر پا نگذارند، اگر برخی از طرفداران موسوی انسانهایی هتاک و هرزه هستند این دلیل نمی شود که ما نیز با آنان به این سبک برخورد کنیم، خود من پشت شیشه ماشینم زده ام "درود بر موسوی، رای ما احمدی"، یکی دیگر از نکات منفی اسرافکاریهای فراوانی است که در مصلا و آزادی شد، هواداران مواظب باشند.
***روزه روزهای ۵شنبه و جمعه را فراموش نکنید، در شرایطی که خیلی از کارهای عاشقانه ای که دور پیش برای پیروزی دکتر انجام دادیم و امروز از آنها فاصله گرفته ایم این عمل، حرکت معنوی ذیقیمتی است.