تبليغاتX
:: خاکریزیسم ::
ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم

سخنان مقام مظم رهبری در جمع مردم تبریز به مناسبت سالگرد قیام 29بهمن ماه مردم تبریز دونفی و اثبات بسیار مهم و کلیدی را دربر داشت که متاسفانه مطابق با سنوات گذشته با کم توجهی صدا و سیما و سایر رسانه ها و همچنین تقطیع و تحریف رسانه های دوم خردادی، مواجه شد.

به این فراز از بیانات حضرت آقا به دقت توجه بفرمایید: "همه بدانند كه امروز دشمنان نظام جمهورى اسلامى از بركندن اين بنيان مستحكم، احساس عجز ميكنند؛ سعى‏شان اين است كه به وسائل گوناگون، به دست خودِ كسانى كه در اين انقلاب بودند و هستند، از اين محتوا ذره ذره بكنند. جمهورى اسلامى، اسمش جمهورى اسلامى باشد، اسمش نظام انقلابى باشد، اما از محتواى اسلام، از محتواى انقلاب در آن خبرى نباشد. اسم چه ارزشى دارد؟ محتوا لازم است؛ محتوا مهم است. وظيفه‏ى من، وظيفه‏ى شما اين است كه از محتواى انقلابى، از اصول با ارزشِ انقلاب دفاع كنيم و نگذاريم اين مبانى با ارزش و اين ارزشهاى والا ناديده گرفته بشود؛ اين وظيفه‏ى ماست."

این عکس بهیچوجه تزیینی نیست!

در فراز دیگری رهبر معظم انقلاب فرمودند: "كسى از مسئولين با شرمندگى نسبت به شعارهاى انقلاب مواجه نمي شود."؛ شاید ادعا شود که منظور رهبری از این جمله همانگونه که از ظاهرش پیداست تمام مسئولین امروز نظام را اعم از محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی و اکبرهاشمی و... را شامل می شود. این ادعا بدون در نظرگرفتن جمله قبلی حضرت آقا کاملا صحیح بنظر می رسد اما وقتی پس از این عبارت رهبری که فرمود: "شعارهاى انقلاب كه خوشبختانه زنده‏تر از پيش شده است."، جمله "کسی از مسئولین..." قرار می گیرد درمی یابیم که جمله رهبری مطلق نبوده است و قرینه ای مبنی بر منظور خاص رهبری وجود دارد...

ـــــــــــــــــــــــــــــپی نوشتـــــــــــــــــــــــــــ

1. مردم یزد که بادعای دوم خردادیها مهد و قلب اصلاح طلبی محسوب می شد، پاسخ شایسته ای به این مدعیان علی الخصوص به این سه نفر دادند، محمدخاتمی، علی اکبر اولیا، محمدرضا تابش؛ حالا دیگر خاتمی خیلی بیش از گذشته باید از مردم بترسد!

2. جناب حسن روحانی در ادامه افاضات خود، فرموده اند: "تمام تصمیمات اجرا شده در زمان مدیریت او بر پرونده هسته‌ای از جمله تعلیق غنی‌سازی، در جلسه سران نظام که مقام معظم رهبری هم در آن حضور داشتند، اتخاذ شده است."؛ حال این فرمایش حضرت آقا را هم داشته باشید: " هى فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه‏ى يو.سى.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد. آن مقدمات اوّلى است. بنده آن وقت به مسئولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توى اين كشور هست، كلاً يك‏جا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نميخواهيد بمب اتم بسازيد... من همان وقت هم در جلسه‏ى مسئولين - كه از تلويزيون پخش شد - گفتم اگر چنانچه بخواهند به اين روند مطالبه‏ى پى‏درپى ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان ميشوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستى اين روند عقب‏نشينى متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروى، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتى انجام بگيرد كه اين عقب‏نشينى در آن دولت انجام گرفته بود."، چه خوب است حسن آقا مستندات کتبی خود را روکند!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 11:14 | لینک  | 

محمود احمدی نژاد، میرحسین موسوی و محمدخاتمی سه ضلع تمرکز این روزهای رسانه چی ها و بسیاری از سیاست پیشه گان شده است. اینکه همپای نام و فعالیت دو مورد ابتدایی، اسم محمد خاتمی نیز مطرح می شود، شاید برای بسیاری از مردم، مسئله ای غیرعادی تلقی نشود، چرا که او نیز 8سال ازعمر 30ساله انقلاب اسلامی، عنوان دومین شخص مملکت را به یدک کشیده، اما حقیقت امر آن است که این موضوع، غیرعادی است.

هر سه ضلع این مثلث، در قوه مجریه، کارنامه ای از خود باقی گذاشته اند و به لطف پدیده ای به نام "آرشیو"، می توان به تقویت حافظه تاریخی خود در یادآوری ایام زمامداری هریک بپردازیم و در این راستا از هر منظر که به کارنامه دولت خاتمی نگاه می کنیم، مجموعه ای از ناکارآمدیها را می توانیم فهرست کنیم؛ درست است که دولت انتلکتوئل زده خاتمی ته خط کابینه هاشمی و در واقع سزارین زودهنگام سیاستهای اقتصادی-اجتماعی رفسنجانی را نشان می داد اما بایستی به این واقعیت اعتراف کنیم که حتی دولت هاشمی هم در زمینه های گوناگونی دستاورد محسوسی داشته که مقام معظم رهبری نیز با توجه به این عملکردها به تحسین و تبلیغ آنها می پرداختند و این در حالی است که حتی آن مقدار از دستاوردها نیز در کابینه خاتمی محو می شوند.

 

در حوزه سیاست خارجی، قبول نظام سلطه آمریکا و غرب بر روابط بین الملل و به تبع آن حاکمیت کشور آن چنان حقارت و زبونی را دردولت خاتمی ایجاد کرده بود که برای خوشامد آنان حتی حاضر شدند تحقیقات هسته ای کشور را تعلیق کنند، هرگونه کمک مادی را به فلسطین قطع کنند، حزب الله لبنان را صرفا بعنوان حزبی سیاسی شناسایی کنند و اگر راهبری مقام معظم رهبری نبود امروز نفس کشیدنمان را هم معلق کرده بودند!

در حوزه اقتصاد هم اساسا در این هشت ساله دیکته ای نوشته نشد که بخواهد غلط و درستی داشته باشد و صرفا یافته های اقتصادی تکنوکراتهای هاشمی مرید را نعل به نعل "رونویسی" کردند تا آنجا که اصرار بر این رویه نادرست، تذکرات جدی و مستمر مقام معظم رهبری مبنی بر توجه کردن به امر معیشت و اقتصاد مردم را درپی داشت که این تذکرات در کمال وقاحت با این منطق که مردم لشکر قابلمه به دست هستند که برای گرفتن مرگ موش هم صف می کشند، پاسخ گفته شد.

در حوزه مسائل اجتماعی هم به مدد مستمسکاتی چون "تساهل و تسامح"، "صراطهای مستقیم"، "هرمنوتیک" و...، شریعت را در حوزه اجتماع تا آنجا که توانستند تضعیف ساختند و اباحه گری و دین حداقلی را در روزنامه های فله ای-زنجیره ایشان و در جشنها، فیلمها، تئاترها و محافل باصطلاح هنریشان بصورت گسترده اشاعه دادند. بحرانهایی چون ماجرای کوی دانشگاه، غائله خرم آباد، کنفرانس ننگین برلین و... نیز از جمله چالشهایی بود که سیمای امنیت ملی را در کشور بشدت مخدوش ساخت.

همردیفی نام موسوی، احمدی نژاد و خاتمی، غیرعادی است، خیلی هم غیرعادی است و این غیرعادی را عادی جازدن را بایستی به پای هنر بی بدیل خاتمی و مخصوصا حلقه-نوچه های روشنفکر-چماقی اش(!) گذاشت که فوق دکترا دارند از کاه، کوه ساختن و تازه فن آوری جدیدی هم پیدا کرده اند به نام از کوه، کاه ساختن!!

حق مطلب کارنامه خاتمی و مکتب وی را نمی توان با نمره مردودی ادا نمود و برای دستیابی به اقرب تواصیف برای عملکرد وی مجبوریم به عبارت "کارنامه سیاه و ننگین" اکتفا کنیم در حالی که هنوز هزار باده ناخورده در رگ تاک است!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 14:44 | لینک  | 

اگرچه موسوی لاری خبر قطعی شدن حضور خاتمی در انتخابات آتی را تکذیب کرده اما امیدوارم که این خبر فارس نیوز هرچه زودتر تایید شود، تکذیب لاری، تکذیب شود و خاتمی، حتما حتما در انتخابات حاضر شود.

این درخواست نه جنگ روانی و نه سیاسی کاری است بلکه منطق این درخواست عاجزانه از خاتمی جهت رقابت با احمدی نژاد در انتخابات دهم از آن رو صورت می پذیرد که متاسفانه با گذشت چهاردهه از انقلاب اسلامی، هنوز هم بسیاری از مبانی و شالوده های انقلاب از جمله مسائل صریح اعتقادی، فقه، ولایت فقیه، قانون اساسی، برخی نهادهای امنیتی نظیر سپاه و بسیج، تفکرات امام(ره) و قس علی هذا، از سوی تفکراتی که به هردلیل، خاتمی، امروز، اتیکت نمایندگی آنها را یدک می کشد، زیر سوال برده می شود.

نیاز دهه چهارم انقلاب که نیاز دهه های قبل نیز بوده است اما بخاطر رویکرد دولتهای سابق به تعویق افتاد، "تثبیت" اساسی این انقلاب یکبار برای همیشه است و انتخابات دهم ریاست جمهوری بهترین بستر را برای نیل به این هدف فراهم می سازد چرا که با حضور محمدخاتمی و محموداحمدی نژاد که تفکراتشان کمترین همپوشانی را با یکدیگر دارند، یک رفراندوم تر و تمیز و بی نقص اتفاق خواهد افتاد که یکسوی آن را تفکرات یادشده و سمت دیگر را اندیشه اسلام انقلابی و بقول آن طرفیها بنیادگرا تشکیل می دهد که این دو دقیقا نقطه مقابل یکدیگر را تشکیل می دهند.

با آمدن خاتمی، در اوراق همه پرسی آینده، ظاهرا اسم احمدی نژاد یا خاتمی نوشته می شود اما باطنا "بله" و "خیر" محتوای دل مردم و ورقه های رای را تشکیل خواهند داد و این همان چیزی است که به انتخابات آینده ماهیت رفراندوم می دهد؛ دو حالت دارد یا احمدی نژاد رای می آورد که در اینصورت فرآیند تثبیت، به سرمنزل مقصود بسیار نزدیک خواهد شد و نام خاتمی که تنها باقیمانده دوران اصلاح طلبی -بخوانید استحاله طلبی- می باشد، به تابوت دوم خرداد و اصلاح طلبی به این سبک خواهد پیوست و اقلیت تشکیکی و ساختارشکن برای همیشه در اقلیت خواهد ماند[انشاءلله]، لکن اگر خاتمی، عنوان رییس جمهور دهم را از آن خود کند، نشان دهنده آن است که طرفداران تفکر ارزشی و انقلابی، کوتاهی کرده اند و با گذشت 30سال از انقلاب هنوز هم فرآیند طولانی در پیش داریم تا به روزی برسیم که ریشه های انقلاب از لطمه و آسیب امثال شاه سلطان حسین ها در امان بمانند.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 11:12 | لینک  |