پس از سپری شدن این چندماه و هنگامیکه بخاطر این تدابیر مردم این منطقه به حدغایت در مضیقه قرارگرفتند به سبک جنگهای بین قدرتهای بزرگ نظامی، اسراییل، یعنی چهارمین ارتش مجهز دنیا، با چراغ سبز سران به معنای واقعی کلمه "مرتجع" عرب و با حمایت تسلیحاتی و سیاسی مستقیم و بدون پرده پوشی آمریکا و اروپا، از طریق زمین، هوا و دریا و با پیشرفته ترین سلاحها که درمیان آنها تجهیزات غیرمتعارف نظیر بمبهای فسفری و نیز سلاحهای حاوی اورانیوم دیده می شود، به مردم آن منطقه با وضعیتی که ذکر شد حمله می نماید!
بحث عاشورایی غزه را که بگذاریم کنار، از نقطه نظر محاسبات مادی -که همان آمریکا و اسراییل آن را تعریف می کنند- نیز حماس پیروز میدان این جنگ ناجوانمردانه و یکطرفه است زیرا اسراییل با آن همه دبدبه و هیاهو، نتوانسته از پس این چنین مردم بحران زده ای بربیاید و تاکنون بیش از نیمی از کشته و زخمی ها را زنان و کودکان تشکیل می دهند. این یک قاعده روشن است که وقتی منطقه ای مورد خصم واقع می شود و منطقه دیگر متخاصم، پیروزی و شکست هردو طرف بستگی به رسیدن یا نرسیدن طرف متخاصم به اهدافش دارد، اگر برسد پیروز است و اگر نرسد طرف مورد خصم واقع شده، پیروز خواهد بود.
اینک همان اسراییلی که ابتدا دم از نابودی حماس می زد حالا بحث "تضعیف" و نه نابودی آن را بعنوان هدف خود از این تهاجم قرون وسطایی مطرح می کند، بعلاوه آنکه حتی در جلوگیری از -بقول خودشان- "راکت پراکنی" نیروهای مقاومت هم ناموفق بوده اند و وقتی تاکنون این دوهدف محقق نشده است، براستی چگونه و برچه مبنایی می توان رژیم اشغالگر قدس را پیروز این میدان دانست؟!

حال فرض کنیم در این نبرد نابرابر که اوج دنائت و سرسپردگی سازمانهای بین المللی را به منصه ظهور رساند، به فجیع ترین شکل ممکن، حماس نابود شد، آنگاه تازه کربلای اصغر به وقوع پیوسته که در آنصورت هم پیروزی کربلایی بدون شک والاترین پیروزیهاست. حضرت آقا(روحی فداه) نیز در سخنرانی اخیر خود اشارتی به این مطلب داشتند، آنجا که فرمودند:
" اگر دشمن خداى نكرده بتواند يكايك مبارزان فلسطينى را كه امروز در حماس دارند دفاع جانانه ميكنند و با عزم و ارادهى قاطع دارند ميجنگند، نابود كند، باز مسئلهى فلسطين با اين فاجعهآفرينىها از بين نخواهد رفت. بدون شك به تجربهى گذشته، از قبل خيلى خيلى قويتر قامت بلند خواهد كرد و بر سر آنها خواهد كوبيد و بر آنها پيروز خواهد شد."
ـــــــــــــــــــــــپی نوشتـــــــــــــــــــــــــ
اما نکته ای که در این میان مغفول مانده است تاثیرات بسیار سازنده ی این نبرد دربین مردم علی الخصوص جوانان و بخصوص دانشجویان بود. نظیر اینچنین تاثیرگذاری در سایز بسیاربزرگتری در زمان دفاع مقدس صورت پذیرفت که هنوز هم خیلیها در حسرت اتمسفر آن روزها هستند.
تجمعات و تحصنات، هجمه هایی که دانشجویان در این چند روزه برای نشان دادن حمیت اسلامی، انقلابی و انسانیشان نشان داده اند، آنچنان تاثیر شگرف فرهنگی و اعتقادی را در آنان بوجود آورده که همه دستگاههای عریض و طویل فرهنگی کشور، تولید چنین فضایی را آرزوی خود می دانند.
تصور کنید دانشجویی در کنار چندصد دانشجوی دیگر در روزهای شورانگیز ماه محرم درس و دانشگاهش را رها کند و از فرسنگها دورتر با اتوبوسهای زوار در رفته راهی تهران شود و جلوی سفارت عربستان، انگلستان، اردن و نیز حفاظت منافع مصر شعار "مرگ بر حسنی نامبارک" و "بچه شاه اردنی اعدام باید گردد" و "مرگ بر شیوخ آمریکایی" سردهند.
تصور کنید تعداد زیادی از دانشجویان کشور در بزرگترین فرودگاه ایران و خاورمیانه، در سرمای استخوان سوز شبهای تهران و در برخی از شبها در هوای بارانی، بمدت چندین روز تحصن نمایند و به یاد روزهایی که حاج احمدمتوسلیان و جمعی از لشکر27محمدرسول الله از طریق همین فرودگاه عازم لبنان شدند، خواستار اجازه دولت برای اعزامشان به غزه باشند و در طی این شبها، متعدد مسئولان کشور از کارشناس و نماینده مجلس گرفته تا وزیر و مشاور رییس جمهور به ملاقات آنان بروند و اعلام همدردی کنند...

روح انقلابی، ظلم ستیز و عزتمند و همچنین اعتماد به نفس فوق العاده ای که در این تحرکات به قشر فرهیخته ی جوان کشور تزریق می شود مزیت و فایده ی حیاتی برای حال و آینده ی کشور به دنبال خواهد داشت که این تاثیرفرهنگی را نباید دست کم گرفت.
