تبليغاتX
:: خاکریزیسم ::
ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم

وقتی تعداد آراء سفید علی کردان توسط علی لاریجانی* را از رادیو شنیدم خیلی خوشحال شدم و از صمیم قلب خدایم را شکر گفتم. اتفاقا سوم تیر84 هم خیلی خوشحال شده بودم ولی آن خوشحالی با این بهجت از یک جنس نبودند. خوشی عجیبی بود! انگار کشتی رضایت و خوشحالی ام روی یک اوقیانوس غم و اندوه رها بود. یک سرور غمگنانه!

غم و حسرتم از آن روی بود که مثلث شوم کردان-رحیمی-مشایی چرا باید در دولتی مثل دولت "احمدی نژاد" نمو بیابند و تکثیر شوند و علیرغم آنکه این3نفر مصادیق بسیار واضح و روشنی از فساد و انحراف خود را به منصه ظهور گذاشتند در عین حال رییس دولت نهم، که به تعارف نداشتن و پاکدامنی زبانزد است، چشم هایش را بست و... .

اساسا مبنای رایی که به این دولت داده شد آن بود که پرونده ی اینگونه "چشم بندی ها" به بایگانی سپرده شود وگرنه که هاشمی و خاتمی و یاران گرمابه و گلستانشان فوق تخصص داشتند در "شتر ندیدن" و "تساهل و تسامح"!

   

برای جماعت شهید داده و خون دل خورده، مهم آنستکه از مدرک دروغین استفاده نشود حالا اسم، "مرتضی حاجی" باشد یا علی کردان فرقی نمی کند، مهم آنستکه "رشوه گیری" منسوخ شود حالا نام، "غلامحسین کرباسچی" باشد یا رحیمی توفیری ندارد، مهم آنستکه "اسراییل دوستی" تبدیل به یک قبح شود حالا عنوان، "عبدلله نوری" باشد یا "اسفندیار رحیم مشایی" تفاوتی نمی کند.

و یک سخن با مسترپرزیدنت محبوبمان:

آقای دکتر احمدی نژاد حزب اللهی، جبهه رفته ی، امام زمانی، ولایتی، ضدفساد! لطفا "بهترین و اصولگراترین دولتها" باقی بمانید تا در آینده، برای صدم ثانیه ی این روزها، سالها حسرت نخورید و نخوریم.

______________________________________

*بی پدر و مادر بودن سیاست را این اسم برایم خیلی خوب تداعی می کند، خصوصا از بعد از ماجرای کردان!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 11:20 | لینک  | 

آرزویم این است که بحران اقتصادی آمریکا جدی باشد و ایالات متحده در سراشیبی سقوط و فروپاشی قرار گرفته باشد اما گویا در این میان نکته ای را از یاد برده ایم؛ توجه بفرمایید:

متاسفانه یا خوشبختانه جرج بوش آدم جسور و ماجراجویی است. 11سپتامبر که یادتان نرفته؟ خیلی شجاعت می خواهد که برای دست و پا کردن یک "بهانه" برای حضور در چندین هزار کیلومتر آن طرفتر از مرزهایت در منطقه ی خاورمیانه، سناریویی طراحی کنی و طی آن مهمترین برج های آمریکا را با خاک یکسان کنی و این هجوم را به گردن مشتی افغانی وهابی بیاندازی و این را در افکارعمومی مردم کشورت کاملا "ملکه" کنی.

بحران اقتصادی آمریکا در برابر حادثه 11سپتامبر، آن چنان خودنمایی نمی کند(حداقل فعلا!)؛ بد نیست که در گوشه ی ذهن هایمان این تیتر را هم داشته باشیم که "بحران اقتصادی آمریکا ممکن است سناریویی دیگر برای فریب ملتها باشد!" چه طور؟ عرض می کنم:

 

بعد از پیروزیهای مستمر جبهه انقلاب اسلامی در کشورهای مختلف و متنوع دنیا از جمله در لبنان، عراق، کشورهای آمریکای لاتین، فلسطین، سوریه، کشورهای آفریقایی و نیز شکستها و رسواییهای متعدد آمریکا و متحدانش تردیدهای بسیاری درباره ی "کارآیی" و "منجی بودن" تئوری لیبرال-دموکراسی غرب در اذهان مردم و اندیشمندان بوجود آمده است.

غرب برای آنکه این تردیدهای خطرناک را برطرف سازد دست به طراحی یک سناریو می زند و آن اینکه اول گوش تمام دنیا را از این پر می کند که غرب دچار یک بحران بسیار نفس گیری شده که عنقریب است این بحران آمریکا را محو سازد و وقتی این فاز با موفقیت اجرا شد به یکباره شبکه های خبری دنیا پر می شود از این که با تدابیر آمریکا و اروپا شاخصهای مثبت بصورت جهشی در حال رشد کردن هستند و خوشبختانه فرمول دینامیک و پویای لیبرالیسم توانست "قهرمانانه" دنیا را نجات دهد و ...

همه ی این صغرا و کبراها تنها یک احتمالند! ما می توانیم در تحلیل هایمان در کنار مولفه های دیگر این احتمال را "هم" در نظر بگیریم یا نگیریم. اگر بگیریم که پیش بینی ما می تواند ضریب خطای کمتری داشته باشد لکن اگر این فرض را نادیده بگیریم و پس فردا آمریکا کمر راست کرد، حرفهای کسانیکه صرفا فروپاشی بسیار نزدیک آمریکا را نوید می دادند دیگر خاصیت سابق را نخواهد داشت.

پس دقت کنیم!

_______________________________________

پی نوشت:

  • عاقبت با تقواست حتی اگر همه ی این تفاسیر صحیح باشد، باور کن!
نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 11:21 | لینک  |