خبطهای وحشتناک این چندروزه ی خود رییس جمهور و نزدیکترین نزدیکانش، انحرافی 180درجه ای را "انذار" می دهند. از معرفی فردی که فعلا و تا این تاریخ دهها مورد از مفاسد و دروغهایش بطور علنی آشکار گردیده، برای تصدی وزارتی که یکی از 3وزارتخانه ی حیاتی یک کابینه محسوب می شود تا اظهارات التقاطی معاون پر خطا و اشتباه -در خوشبینانه ترین حالت- رییس جمهور و دردناکتر از آن "اصرار" چندین و چندباره بر این اشتباه فاحش که گویا کم کم دارد بوی "عمد" را به خود می گیرد.
چه زیبا و به جا گفت روح الله حسینیان عزیز:
"دفاع اين گونه نيست كه اگر راه خطايي دولت در پيش دارد ما اين راه خطا را تاييد كنيم، چرا كه اگر دوستان به آينده خودشان فكر نمي كنند اينجانب نگران آينده اصولگرايي هستم تا نكند با اين رفتار ومنش خدايي ناكرده زمينههايي فراهم شود كه حتي نيروهاي مذهبي به دليل اين بدعتهايي كه در حال گذاشته شدن است حكومت را دو دستي به همانهايي كه 8 سال با ارزشها مخالفت كردند و در صدد تضعيف آن برآمدند، تقديم کنند."
تمام افتخار ما این است که حامی و طرفدار سرسخت اصولگراترین دولتها بنا به فرمایش حضرت آقا هستیم، اما به رسمیت شناختن "ملت" اسراییل و دوست داشتن آنان و نیز معرفی فردی که رسما و علنا "دروغ" می گوید و وزارتش قند را در دل جماعت کارگزارانی و تکنوکراتی آب کرده، برای تصدی پست وزارت کشور که "امانت" و "راستگویی" شرط بدیهی و اولیه ی یک وزیر کشور مسلمان است، با هیچکدام از مبانی ابتدایی اصولگرایی، حتی اصولگرایی به نسق توکلیها و قالیبافها جور در نمی آید.
موخره آن که آقای دکتر! شما را به خدا، شما را به آن که می پرستید این دو را کنار بگذارید، تنبیه و منزویشان کنید. این شجاعت و جسارت را در شما سراغ داریم و امیدواریم که برای آن که بهترین و اصولگراترین دولتها بمانید، این کار را بکنید. شاید این درخواست خیلی بزرگتر از سایز ما باشد اما:
گه بود کز حکیم دانشمند // بر نیاید درست تدبیری
گاه باشد که کودکی نادان// به غلط بر هدف زند تیری
_____________________________
اگر مشروطه "سر از دیگ پلوی سفارت انگلستان در آورد"، اصلاح طلبی دوم خردادی از لای ساندویچهای همبرگر انواع و اقسام سفارتهای اروپایی و آمریکایی و اسراییلی سر در آورد.
این سناریو محمل حکایات به غایت تلخی بود. حکایت "انحراف"، حکایت "اختلاط صلاح و فساد"، حکایت "شریعت زدایی از حاکمیت و رفتارها"، حکایت ... . اما پس از قریب به 90سال شد آنچه که نباید می شد. فریاد شیخ فضل الله ها در جای جای تاریخ سیاه و 8ساله ی حاکمیت مدعیان اصلاح طلبی پیچیده است و اگر پاسخ شیخ فضل الله را یپرم خان با چوبه ی دار داد، در عصر دوم خرداد یپرم خانها به جای تفنگ، قلم به دست گرفتند و روزنامه های زنجیره ای به راه انداختند و شیخ فضل الله های زمانشان را به مسلخ هتاکی و فضیحت بردند.
البته مردمی که روح خدا(ره) را لمس کرده بودند و گوشهایشان سمیع ندای مظلومیت حیدر زمانشان بود مانع از آن شدند که "کوفه ی صغیر" قاتل "مشروعه" دوباره تکرار شود و "مصباح" فروزان شیخ فضل الله های این زمان خاموش شود و داغ دارزدن او و ادرار کردن متعاقب جنایت بر او بر دل دوم خرداد تا ابد خواهد ماند... .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:
این مطلب را حتما بخوانید:
این روزها مکررا از رسانه ی ملی، سینما و روزنامه ها می شنویم و با طمطراق هم می شنویم که آمار پذیرفته شدگان کنکور نشان می دهد قریب به 70درصد از قبولی ها را "دختران" تشکیل می دهند. در همین رسانه ها شاهد هستیم که زنان را در مشاغل مختلف و اغلب عجیبی نشان می دهند و این امر را "به به" و "چه چه" سر می دهند. زنی در کرج راننده ی اتوبوس شده، زن دیگری در بومهن عهده دار شغل شریف قصابی شده، زنان پلیس و آتش نشان هم که دیگر ماشاءلله مثل نقل و نبات از این کانال و آن صفحه سرک می کشند!
این روزها مکررا در رسانه ی ملی، سینما و روزنامه ها می بینیم که تکلیف "خانه داری"، همواره مرادف با رختشویی، کهنه شویی، غذاپختن های مداوم، شوهرداری و چندکار"دون"دیگر و حتی در کمال تاسف بعضا بعنوان "تاوان" و "مجازات" زنان معرفی می شود و این در حالی است که اعرابی که ما اصرار داریم آنان را سوسمارخور بنامیم، بجای واژه ی غریب و نامانوس خانه داری، واژه ی پرمغز و بسیار متعالی "ربَّةُ البِیت"(پروردگار و پرورش دهنده ی خانه و خانواده)را به کار می برند و این یعنی ارزش یک زن خانه دار.
به بهانه ی تساوی زن و مرد، زنان ما را از خانه ها بیرون کشیدند، در بخش خانه داری "رکود" ایجاد کردند و این سیل را به عرصه ی اجتماع سرازیر کردند؛ خوشمزه ی ماجرا آنجاست که به این بهانه به اندازه یا حتی بیش از مرد از زنان کار می کشند و حقوق و مزایایی بمراتب کمتر از مردان را هم به آنان پرداخت می کنند و بعد هم دم از "تساوی" می زنند! خالی شدن خانه ها از وجود پاک "مادر" همانا و نقش مادری ایفا کردن "نظام فشل آموزش و پرورش کشور"، "اینترنت"، "ماهواره" و "بچه های کوچه و مدرسه" همانا...
این که زن در عرصه اجتماع فعال باشد فی نفسه قبیح و کریه نیست بلکه غفلت از مهمترین وظیفه بشریت یعنی "تربیت"- به هردلیلی که می خواهد باشد- گناهی است نابخشودنی. امام عزیز(ره) در این باره زیبا می فرمایند:
"درست شدن کشور مرهون شماهاست، مرهون شما مادرهاست، خرابی و آبادی کشورها تابع شماهاست."
"صلاح و فساد یک جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد."