بعد از رد و تکذیبهای پیاپی، بالاخره اعلام شد که داوود دانش جعفری قرار است از وزارت اقتصاد خداحافظی کند. درباره ی شخصیت و عملکرد وی قضاوتی نمی کنم چون –خوب یا بد- دارد می رود و می باید به فکر وزیر جدید بود.
در این وجیزه نمی خواهم ملاکها و معیارها را فهرست کنم و تنها می خواهم یک گزینه به رییس جمهور معرفی کنم. فردی که اتفاقا باز هم یکی از نمایندگان فعلی مردم در مجلس است و پر ایده ترین و یکی از پرکارترین نمایندگان به حساب می آید.
وی از بسیاری از اقتصادیون پرطمطراق مجلس یک سروگردن بالاتر و منصف تر است و در عین حال تا به اکنون "نقد"های تند و تیزی هم به دولت داشته است که البته این نقدها هیچگاه رنگ و بوی سیاسی کاری به خود نگرفت.
این آقای نماینده ی 54ساله، 3دوره نمایندگی مردم شهری را بر عهده داشت که متاسفانه صرفا بخاطر "دید کلان نگر" وی، مردم آن شهر به او رای ندادند. به اعتراف آمار و ارقام و نیز اذعان سایر نمایندگان او یکی از منضبط ترین وکلاء مجلس بوده، به نحوی که در کارنامه ی او در 3 ساله ی فعالیتش هیچ غیبتی مشاهده نمی شود و در این مدت تنها نود و سه دقیقه تاخیر داشته است.
وی دکترای تخصصی علوم اقتصادی با گرایش توسعه ی اقتصادی از دانشگاه تهران دارد و دانشیار اقتصاد در دانشکده ی اقتصاد دانشگاه تهران است. وی اولین فارغ التحصیل دکترای اقتصاد بعد از انقلاب است.

"وی کسی که در مقام نطق از مهمات و ارکان نظام دفاع کرده و در مقام عمل با 437 مورد پیشنهاد در طرح ها و لوایح ، 68 مورد تذکر آیین نامه ای ، 15 مورد اخطار قانون اساسی ، 28 مورد تذکر و 6 مورد سوال از وزرا در سه سال الگوی بسیار مناسبی برای نشان دادن یک نماینده مطلوب و کارآمد است ایشان علاوه بر تدریس در دانشگاه به طور مرتب مقالاتی نیز در مطبوعات به چاپ رسانده که این فعالیت نیز در کنار عملکرد ایشان در مجلس در خور توجه است."
مرتبط:
- برای دکتر حسن سبحانی(تقی دژاکام)
-یک الگو (کارنامه ی دکتر سبحانی)
==============================
تتمه:
ماده ی 505 قانون تعزیرات محکوم شد اشعار می دارد:

حسین موسویان به مجازات مندرج در همین ماده محکوم شد. این محکومیت خیلی چیزها را فریاد می کند که برای شنیدنش کافیست پنبه در گوش هامان نکرده باشیم. این یعنی آنکه نفر اول مذاکره کننده ی هسته ای در دولت خاتمی و نزدیکترین فرد به حسن روحانی و معاون وی در مركز تحقیقات استراتژی مجمع تشخیص مصلحت نظام ، فردی است که قصد و هدفش بر هم زدن امنیت ملی از طریق ارائه ی اطلاعات به بیگانگان بوده است.
راستی با همه ی این تواصیف، چرا هاشمی رفسنجانی تا آن حد علاقه داشت تا در موقعیتهای مختلف مثل همایش اتحادملی و نیز افتتاح یک بیمارستان با یک عنصر خائن عکس یادگاری بیاندازد؟!
مشکل از آنجا آغاز شد که باز هم یکی از تابلوهای شریعت را ندید گرفتیم و در مقابل خدانشناس ها، آن را دیدند و به حرفش گوش کردند و برای تامین مقصود خودشان از آن بهره جستند.
خداوند حکیم در چندین آیه، سخن از "قل سیروا فی الارض ..." آورده تا پرستندگانش را به سفر کردن و در نتیجه کسب معارف متعدد ناشی از آن ترغیب نماید لیکن در کمال تاسف امروز قشر متشرع و ارزشی کشورمان، در خانه ماندن و یا حداکثر سفر به مشهد، قم یا مناطق عملیاتی جنگ را به دیدن انبوه نقاط بکر و منحصربفرد طبیعی و تاریخی کشور ترجیح می دهند و این خطرناک است.

خطرناک، از آن بابت که این خلاء را مشتی افراد ضددین و یا مسلمان حداقلی و بی هویت پر کرده اند و با سرازیر شدن بسوی این نقاط، فرهنگ و خلقیات مشمئزکننده ی خود را نیز صادر می کنند و بدتر از آن دولت هم که خوشحالی می کند که امسال سفرها بیست و چند درصدی افزایش یافته و نیروی انتظامی نیز صرفا با چسبیدن به بخشی از رسالت خود مواظب است که حرمت این مهمانان عزیز(!) پاس داشته شود و در اتوبانها با تصادفی، خراشی بر اندام خوش فرمشان وارد نیاید؛ گور پدر اتوبوس اتوبوس کاروان راهیان نور که به ته دره فرستاده می شوند و فرهنگی و دانشجوی حزب اللهی قربانی می شوند...
بدبختانه، امسال کم ندیدیم مناظر رقصهای خیابانی و جاده ای را، کم ندیدیم پسران و دختران رفیقی که به بهانه ی اقامت، امامزاده ها و حسینیه ها را با پارتیهای شبانه اشتباه گرفتند و حرمت آن تربتهای مقدس را لجن مال کردند، کم ندیدیم خانواده های آنچنانی را که چشمه دیمه، امیرچخماق، پل خواجو، خواجه ربیع، فلک الافلاک و سایر نقاط خدادادی کشور را اتاق خواب منازلشان تصور کردند و کم ندیدیدم ... .

آدم نماهای موصوف بظاهر بعنوان "توریست" در این شهر و آن دهکده به سورچرانی می پردازند اما در عمل اینان "تروریست"هایی هستند که بنیادی ترین اصول اخلاقی را و فرهنگ و آداب نقاط مختلف کشور را مورد ریشخند قرار دادند.
متاسفانه باید این را گفت که مثلث صدا و سیما، دانشگاه آزاد و توریسم، -خواسته یا ناخواسته- در حال ترویج "تهرانیزه" کردن دیگر نقاط اصیل کشورند و باید کاری کرد تا پلاک هویت آن شهرها هم به پلاکهای شوم 11 و 22 و 33 و 44 تغییر نیابد!
