تبليغاتX
:: خاکریزیسم ::
ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم

حالا (بعد از گزارش البرادعی) می فهمم که چرا "حجت الاسلام و المسلمین" رفسنجانی، پیوسته اصرار داشت که شرایط کشور را در مقطع کنونی، ویژه، قلمداد نماید. بنده ی خدا، هاشمی پر هم بیراه نمی گفت!

برای "راستی آزمایی" سخنان ایشان، چشمانتان را ببندید و دیپلماسی کشور را و آن هم تنها از زاویه ی "هسته ای" طی سال های 82 و 83 به یاد آورید؛ برادران اصلاح طلب مسئول - که امروز با منفعل خواندن سیاستهای هسته ای دولت نهم و فعال توصیف کردن دیپلماسی عهد زمامداری خود، رسما "شرم" و "حیا" را تمام و کمال قی فرموده اند- در آن زمان تا کنه مسائل مربوط به انرژی هسته ای را –بقول دکتر جلیلی- "منحل" نموده بودند و فقط همین مانده بود که واژه ی "هسته" را از قاموس فرهنگ لغات پارسی حذف نمایند! البته این برادران تقصیری نداشتند؛ زیرا از چند فرسخی فرهنگ قرآنی هم عبور نکرده اند؛ اینان همانهایی هستند که خطاب به مومنان پایمرد می گویند: "ان الناس قد جمعوا لکم، فاخشوهم ... همانا مردم علیه شما جمع شده اند، پس از آنها بترسید" (سوره مبارکه بقره/ آیه 173).

 

با تمام این تعطیل و تعلیق کردن ها، باز هم غرب و آژانس و همین آقای البرادعی دست بردار نبودند؛ زیرا در این وانفسای حاکمیت قانون جنگل در جهان، اساسا ایستادگی در کار نبود که بخواهند حجم تهاجمات خود را متوقف سازند و البته عمق این ماجرا را که بررسی می کردی می دیدی که به به! کسانی که قرار بود حق ملت ایران را از غرب بستانند با همان غرب، گرد یک سفره نشسته اند و رفیق وار در حال رد و بدل کردن دل و قلوه اند و سیروس ناصری، لقمه در دهان دیک چنی می گذارد و حسین موسویان ... .

اما نکته ای که امروز، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی به فراست دریافته، آن است که احمدی نژاد به سیاق سابقین اهل من بمیرم و تو بمیری نیست! حقش را می خواهد و اتفاقا بد پیله ای هم هست و به هیچ عنوان از اولدورم پولدورم کوتوله های بلند پرواز حاکم بر غرب نمی ترسد. به همین جهت تازه پس از 4 سال روند بررسی حقوقی صرف مسئله هسته ای ایران را آغاز کرده و در گام اول قدم بزرگی را برداشت و آن عبارت بود از اینکه"برنامه سانتریفیوژهای p-1 و p-2 با یافته های آژانس کاملا مطابقت دارد".  این مهم دلیل اصلی ارجاع پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت بود و به این ترتیب از این به بعد ماندن پرونده کشورمان در شورای یاد شده هیچ توجیه و مستندی ندارد.

آری! ایران در شرایط ویژه ای قرار گرفته؛ شرایط ویژه تر و فوق العاده تر از این که با ایستادگی و پایمردی مردم و دولتمردان نظام مقدس جمهوری اسلامی بار دیگر این سنت تخلف ناپذیر خداوند اثبات شد.

 

"إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ"

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعدالتحریر:

1. در این مدت که بقول دوستان "آپ" نبودیم؛ سر جلسه امتحانات میان ترم آپ بودیم!

2. این هم از تلاشهای مجدانه ورژن جدید "بازتاب" برای انتساب این موفقیت به جناب رفسنجانی

۳. + و + را هم بخوانید و مقایسه کنید.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 22:16 | لینک  | 

یکی از معضلاتی که گریبان متولیان سینمای کشور را سخت چسبیده و چندان هم بدان توجهی نمی شود، این اعتقاد در بدنه سینماگران است که "یک فیلم خوب، الزاما یک فیلم ارزشی نیست"؛ به همین دلیل است که ملاک و محک داوریها در جشنواره ی فجر سال قبل در معرفی نامزدهای برتر، مورد اعتراض و انتقاد جدی بسیاری از کارگردانان و صاحبنظران متعهد کشور شد. جایی که یک فیلم کاملا ضد ارزشی مثل "مینای شهر خاموش" به لحاظ رعایت تکنیک های مادی فیلمسازی - که گرته برداری محض از دستورالعملها و پروتکل های هالیوودی است- بعنوان بهترین فیلم معرفی می شود لکن انبوه فیلمهایی که بسیاری از آنها به زیبایی تصویرگر معانی والای اخلاقی و انسانی بودند، فقط به این دلیل که تکنیک های یاد شده را نعل به نعل اجرا نکرده اند، از گردونه رقابت حذف شدند!

فیلم زیبای "دستهای خالی" ساخته ی بیاد ماندنی "ابوالقاسم طالبی" –کارگردانی که فیلمهایش خیلی مظلومانه می آیند و می روند- از این دست ساخته هاست که قربانی این اندیشه و تفکر نادرست شد، اگرچه اعتراضات دست اندرکاران این فیلم در هیاهوی گسترده ی "اخراجیها"، جلوه ی خیلی کم سویی داشت.

قبل از هرچیز این نکته در فیلم برایم خیلی ارزشمند بود که ابوالقاسم طالبی با امضای خودش در تیتراژ "دستهای خالی"، خیلی مخلصانه فیلمش را به بی بی دو عالم، حضرت زهرا(س) تقدیم می کند و اگر این فیلم هیچ نکته ی مثبت دیگری نداشته باشد، این فعل طالبی و از این قبیل افعال که در میان کارگردانان پر طمطراق فعلی سینما، سالهاست که فراموش شده است، حقیقتا جای تقدیر و بزرگداشت دارد.

نکته ی دیگری که در آخرین ساخته ی طالبی مشهود بود، نوع نگاه وی به دفاع مقدس بود؛ می دانیم که  از بعد از دوم خرداد، نگاه خانمان سوز و ویرانگرانه به جنگ در آثار کارگردانانی، نظیر "ابراهیم حاتمی کیا(بنام پدر، ارتفاع پست، موج مرده)"، "احمد رضا درویش(دوئل)"، "رخشان بنی اعتماد(گیلانه)" و ... تفوق پیدا کرد و ارزشها و برکاتی که از ناحیه ی این دفاع 8 ساله نصیب کشورمان شد مورد غفلت قرار گرفت؛ اما افرادی مثل ابوالقاسم طالبی، "مسعود ده نمکی" و "محمدحسین لطیفی" در فیلمهایشان دوباره رویکرد ارزش محور نسبت به جنگ تحمیلی را زنده ساختند.

  

 

در دستهای خالی اثری از خرابی یا افسردگی ناشی از سالهای دفاع مقدس مشهود نیست و سردار قصه این فیلم بعد از گذشت 20 سال از پایان جنگ هنوز حسینی است و شهیدان آن دوران را ستارگان آسمانی می داند که برای شناختشان بایستی ستاره شناس بود. او با اینکه بخاطر مجاب کردن بچه های جوان و پرهیاهو به رفتن به جبهه ها اینک در معرض تهدید پدر همان بچه ها قرار گرفته، باز هم از اعزام آنان اصلا پشیمان نیست.

البته دستهای خالی بی عیب و نقص هم نیست، کارگردان در مدت یک فیلم می خواهد تعداد زیادی پیام به مخاطبش بدهد که جا انداختن هر یک نیاز به تهیه چند فیلم مستقل دارد و همین مطلب، ساختار فیلم را آشفته نموده، لکن این بدان معنا نیست که این عیب "دستهای خالی" را تبدیل به فیلمی سطحی نموده باشد.

اگر می خواهید موفقیت و "خوب بودن" دستهای خالی را لمس کنید به اشکهای طیف وسیعی از مخاطبان این فیلم بعد از پایان آن توجه بفرمایید...

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعدالتحریر:

1/ به شدت توصیه می کنم که دیدن این فیلم و بازی بسیار عالی بازیگرانش را از دست ندهید.

2/ از دنائت جدید نشریه ی "شهروند امروز" متعلق به پسماندهای باند مهدی هاشمی بشنوید که درباره ی "کردها" این گونه نوشته: ((كردها هميشه دنبال مرده‌خوري هستند. صدام حسين كه سرنگون شد كردها بلافاصله درصدد تشكيل پرچم و استقلال و غير برآمدند. شايد فردا كردها منتظر باشند تا آمريكا به ايران حمله نظامي كند و آنها دست به شورش بزنند. كردها هميشه تحت تأثير عامل بين‌المللي هستند تا اين كه بتوانند نقشي را ايفا كنند.))

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 22:18 | لینک  | 

صحبت درباره موفقیتهای اخیر تیم پرسپولیس بود و هرکدام از بچه ها نظرات کارشناسانه(!) خود را درباره چرایی موفقیت قطبی مطرح می کردند؛ اما نکته ای که همه ی رفقا روی آن اتفاق نظر داشتند این بود که بخش عمده ای از این موفقیتها مدیون تلاشهای بنیادین "آری هان" بود که در روزگار خودش با تربیت تعداد زیادی از بازیکنان فعلی که حالا تبدیل به ستاره شده اند و دست به سر کردن بازیکنانی که طی مدتهای طولانی در پرسپولیس تبدیل به فسیل شده بودند و حسابی ریشه دوانده بودند، روزهای شادی را به پرسپولیس بازگرداند و قطبی را تبدیل به "امپراطور" کرد. قصد آنالیز صدرنشین لیگ برتر را ندارم بلکه هدف، شبیه سازی عالم سیاست با ورزش است؛ کاری که این روزها خیلی باب شده!

 

شاید دکتر احمدی نژاد نتیجه بسیاری از مجاهدتها و دوندگی های خود را در زمان سیادت خود بر قوه ی اجرائیه ببیند، لکن لذت قیچی کردن روبان اعظم این طرحها نصیب رییس دولت بعدی خواهد شد و شاید افکار عمومی به این واسطه رییس بعدی جمهور را امپراطور بنامند و البته این واقعیت، مسئله ای نیست که رییس جمهور "مکتبی" را متوقف سازد زیرا وی مکرر در مکرر بر این مهم پای فشرده که:

((ما حاضريم شب و روز بدويم و براي كشور كار كنيم، موفقيتها، پيشرفتها را به نام رهبري و مردم بنويسند اما همه‌ي مشكلات بپاي احمدي‌‍‌نژاد نوشته شود))

البته پر واضح است که همه ی این دولت موفقیت نبوده و طبعا در حرکت کابینه احمدی نژاد در مسیر عدالت خواهی، نارساییهای متعددی گریبان او را گرفته. بخشی از این چالش ها ریشه در تصمیمات نادرست دولتمردان این دولت دارد اما علت بخش معتنابهی از آن ها دو مقوله است که رسانه های اصلاح طلب و منافقین در هیبت اصولگرا، تمام همت خود را در بی پایه و سست جلوه دادن این دو مقوله مصروف داشته اند. رسانه هایی که مصداق تمام عیار "وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشهَوَاتِ أَن تمِيلُوا مَيْلاً عَظِيماً"* (و کسانیکه پیرو شهوات هستند می خواهند شما انحرافی بزرگ را پیشه سازید) می باشند.

سنگ بناهای غلطی که در دوران حکومت تفکر تکنوکراسی و "توسعه پرستی" در سالهای بین 1368 تا 1384 گذاشته شد و نیز حیات مافیای اقتصادی متعدد در بخش بخش اقتصاد بیمار کشور عزیزمان، بزرگترین موانعی است که دولت سوم تیر، برای پیشبرد برنامه هایش، ناگزیر از دست و پنجه نرم کردن فرساینده ای با آنها است. موانعی که وقتی دولت نهم آنها را بعنوان دست اندازهای خطرناک در طریق خدمتگزاری معرفی می کنند، رسانه های یاد شده این دلایل را "فرافکنی" و "توهم توطئه" تلقی می نمایند.

البته از "اعتماد" و "تابناک" و "اعتماد ملی" و "آفتاب" و ... انتظاری غیر از این نمی رود. می گوید:" نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است"، اینها به اعتبار آیه ی شریفه ی "و من یغلل یات بما غل یوم القیامه"**، چوب خیانتشان را تمام و کمال خواهند خورد اما رسالتی که رسانه های دولت و نخبگان متعهد جامعه بر عهده دارند این است که نگذارند رسانه های ماکیاولی با ایجاد هرج و مرج رسانه ای، اخلالگری مافیا را توهم توطئه و اشتباهات گذشتگان را فرافکنی جلوه دهند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

* آیه 27 سوره ی نساء

** آیه 161 سوره ی آل عمران

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 22:19 | لینک  | 

برای سازماندهی انتخابات مجلس هشتم بود یا بخاطر ناهماهنگی با رییس جمهور یا بخاطر هردو، فرقی نمی کند؛ استعفای لاریجانی در بد وقتی اتفاق افتاد. به نوعی پر بیراه نگفته ایم اگر اسمش را کج سلیقگی بگذاریم که فرقی نمی کند این کج سلیقگی از ناحیه رییس جمهور باشد یا از جانب علی لاریجانی. گرچه خبرها حاکی از آن است که سماجت و پایفشاری مستمر لاریجانی بر گزینه ی "استعفا"، چنین شرایطی را به بار آورد.

  

 ای کاش با این وضع اسف بار غربت رسانه ای دولت، دبیر سابق قدری صبر می کرد تا هنگامه ی بررسی قطعنامه سوم شورای امنیت که ایران به عدم تصویب آن امیدها بسته، فرا می رسید و بعد از آن استعفایش را روی میز رییس جمهور قرار می داد. حداقل ای کاش پس از گزارش بعدی شورای حکام یا جلسه ی آتی ۱+۵  این کار صورت می پذیرفت تا شاهد این همه هجمه و مهمل بافی آمریکاییها و اروپاییها و اسرائیلیها و اصلاح طلبها نباشیم. مهمل بافی هایی که باعث شد این استعفا را به هزار جور مسئله که از سفر پوتین به ایران و افزایش قیمت نفت و سکه گرفته تا مسئله از تخم رفتن مرغ اقدس خانوم اینا و تولد فرزند یازدهم مش رجب ربط دهند!!!   

به هر تقدیر ایجاب و قبول این استعفا در بدترین شرایط زمانی که می شد پذیرفته شد و اگر نبود انتصاب جانشین شایسته و خلف برای لاریجانی –که انصافا از وی هیچ کم ندارد- حقیقتا این امر لطمه ی جبران ناپذیری بود بر پیکره ی این نظام مقدس.

سعید جلیلی، دانشجو و استاد ساده زیست و نمونه ی دانشگاه امام صادق(ع) و دیده بان لشکر امام رضا(ع) که بیست و اندی سال است در دستگاه وزارت خارجه، دیپلماسی را با تاکتیک کیاست به دور از "تزویر" و "سیاست بازی"، بازی گردانی می کند، امروز با یک پای مصنوعی که یادگار کربلای ۵ است بر صندلی دبیر شورای عالی امنیت ملی تکیه زده است. دبیری که توانایی و لیاقتش هم به تایید مقام معظم رهبری رسیده هم به تایید رییس جمهور مکتبی.

شاه بیت تفکرات این دیپلمات کارکشته آن است که مسائل و چالش های بین المللی پیش رو را بایستی "حل"  كنيم نه "منحل"! منحل کردن که هوشمندی نمی خواهد و به هر ننه قمری ماموریت پاک کردن یک صورت مسئله را بدهیم، از عهده اش برمی آید؛ هنر یک دیپلمات آن است که با حفظ اصول و آرمان ها، چالش بوجود آمده را رفع و رجوع نماید. دیپلمات قوی آن کسی نیست که صرفا موج های ایجاد شده توسط دیگران را دفع کند بلکه یک سیاستمدار قوی کسی است که روی این موج سوار شود و حتی خود موج ایجاد کند تا دیگران به دست و پا زدن بیفتند.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعدالتحریر:

- عاقبت انتقاد صریح ایزدپناه نگون بخت از هاشمی شاهرودی را هم در اینجا بخوانید...

- فیلم دستهای خالی را حتما ببینید؛ ابوالقاسم طالبی شاهکار کرده

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 22:21 | لینک  |