تبليغاتX
..:::خاکریزیـسم:::..
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

در خبرها آمده بود که آیت الله صانعی در جمع اعضاء سازمان نامشروع مجاهدین گفته:

 

"شيوه خوبي را حضرت آيت‌الله هاشمي دارد انجام مي‌دهد و اين کار ايشان ارزنده و زيباست شما هم وظيفه داريد که تاريخ انقلاب را حفظ کنيد لذا توصيه مي‌کنم به شماها بنويسيد كه در زندان‌هاي شاه چه بر شما گذشته است، زندگي‌هايتان را بنويسد، بنويسيد که در طول صدارت و امارتتان بعد از انقلاب چه کرده‌ايد تا خداي ناخواسته تاريخ آن چنان تحريف نشود که نهضت و انقلاب در آينده زير سوال برود"

 

اگر خاطرتان باشد مهمترین نکته ای که در خاطرات "حجت الاسلام و المسلمین" رفسنجانی باعث ایجاد جنجال شد؛ ادعای وی درباره رضایت امام از کنارگذاشتن شعارهای "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر شوروی" بود؛ ادعایی که سخنان متعدد امام مخصوصا در سالهای پایانی عمر شریفشان و خاطرات دیگر افراد نزدیک به امام، کاملا عکس این مطلب را آشکارا فریاد می کند.

         

   

به هر ترتیب آقای صانعی که عنوان مرجعیت تقلید را هم به یدک می کشد با استقبال از این گونه خاطره گوییها، تلویحا ادعاهای رفسنجانی را نیز تایید نموده است. اما نکته ای که خیلی جالب به نظر می رسد اظهارات آقای صانعی در روز 27/ 1/ 74 است که توصیه می کنم با مطالعه این اظهارات –که در ذیل خواهد آمد-  زحمت تحلیل شخصیت واقعی آقای صانعی و اعوان و انصارش را خودتان تقبل بفرمایید!

این اظهارات درباره "خصومت دیرینه ایران و آمریکا" است و در حالی این صحبتها را مطرح می کرد که دموکراتها(دولت بیل کلینتون) زمام امور آمریکا را در دست داشتند و در قیاس با نئوکانهایی که امروز بر ایالات متحده صدارت دارند، مواضع به مراتب معتدلتری نسبت به ایران و جهان داشتند لکن آقای صانعی درحالیکه در قبال جنایات متعدد حاکمیت فعلی آمریکا نسبتا آرام است در عصر حکومت دولت رام و تقریبا کم آزار کلینتون درباره شعار مرگ بر آمریکا می گوید:

 

((شعار مرگ بر آمریکا یک "دعای واجب و انقلابی و اسلامی" است. حفظ احکام رسالت به این نیاز دارد که با آمریکا درگیر شویم و اگر کسی با آن درگیر شد از وی حمایت کنیم))

 

برای مطالعه همه اظهارات ایشان به روزنامه کیهان مورخ 28/1/74 مراجعه فرمایید؛ اتفاقا این سخنان آقای صانعی در حمایت از بیانیه ی حماسی آن روز رفسنجانی علیه آمریکا، ایراد شده است! اگر صحبتهای رفسنجانی درست بوده باشد، طبعا آقای صانعی با این اظهارات تندشان علیه آمریکا از خط امام کاملا فاصله گرفته بوده اند اما اگر خاطرات رفسنجانی دروغ باشد... 

 

می گویند خاصیت آهنربا این است که آهن را از غیر آهن متمایز می سازد؛ بنظرم دوم خرداد هیچ خاصیتی که نداشت، لااقل نقش یک آهنربای خوب را ایفاء کرد!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

برای وزارتخانه فخیمه نفت دعا بفرمایید که آن کسی که نباید معرفی شود معرفی نشود!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 20:27 | لینک  | 

به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان رسیدن از هر جهت که ناراحت کننده باشد از این جهت مایه ی بسی سرور و شعف است که با طلوع خورشید روز اول شوال(عید فطر) سریال های ماه رمضانی رسانه ملی، نفس آخرشان را خواهند کشید.

هر چند ایراد و انتقادات زیادی نسبت به "یک وجب خاک" و "میوه ممنوعه" وارد است لکن این 2، نسبت به "اغماء" شبهات کمتری دارند؛ به همین جهت فعلا در این وجیزه، به این دو سریال نمی پردازیم.

           

با مطالعه تیتراژ سریال "اغماء" متوجه می شویم که مشاور مذهبی این فیلم فردی است به نام "حجت الاسلام و المسلمین جواد گلی"؛ نمی دانم که آیا تازگیها بمثابه "دکترای افتخاری" عنوان "حجت الاسلام و المسلمین افتخاری" هم اینقدر سهل الوصول شده که هر تنابنده ای که عشقش کشید می تواند با چسباندن آن بر سر اسمش، عهده دار نقش بسیار خطیر مشاورت مذهبی یک سریال، آن هم در ایام پر فضیلت ماه رمضان و شب های قدر  شود؟!! ای کاش به اندازه ای که در این فیلم به مشاوره پزشکی اهمیت داده شد، مشاوره مذهبی هم همانقدر مهم تلقی می شد!

آیه ۷۶ سوره نساء می گوید: "... فقاتلوا اولیاء الشیطان، ان کید الشیطان کان ضعیفا"؛ معنایش زیاد سخت نیست، می شود: پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان در نهایت ضعف است. علماء با تفسیر این آیه می گویند: شیطان به جهت آن که بر خلاف قوانین آفرینش حرکت می کند، هر نیرنگش به سادگی برملا می شود بنابراین از هرسو در معرض نابودی است. حال باید از آقای جوادگلی و مقدم پرسید که آیا این آقا الیاس قصه ی شما هم همینگونه بود؟! الیاسی که ظاهرا جزئی از سپاه شیطان بود هر نمایشی که خواست روی این پژوهان بدبخت اجرا کرد و کارگردان بی اطلاع برخلاف نص صریح این آیه برای نشان دادن زیادی قوت شیطانش کارهای دیگری از قبیل باز و بست کردن در بدون دخالت دست، صحبت با موبایل بدون گوشی و سیم کارت، طی الارض کردن و ظاهر شدن در نقاط مختلف در کوتاهترین زمان ممکن، از در و دیوار رد شدن و ... را هم به خورد بینندگانش می دهد.

           

  

 

در ثانی خود را به جای این آقای "دکتر طاها پژوهان" قرار دهید؛ در اوج نومیدی از خدا، فردی ظاهر الصلاح که چند سال پیش بوسیله دعا از جانب پروردگار معجزه ای برایش اتفاق افتاده و تومور مغزش بدون عمل از بین رفته به سویش می آید و او را دوباره با حرفها و سکناتش به خدا امیدوار می سازد؛ در مرحله بعد وی با پیشگویی حوادثی که در حال وقوع است - که اتفاقا همگی هم درست از آب در می آیند-  برای دکتر پژوهان نشان می دهد که از علم غیب هم با خبر است و در تمام این مراحل از در معنویت و خدامحوری با این جناب دکتر حرف می زند.

حال بینی و بین الله آیا کاری غیر از آنچه وی انجام داد –یعنی اطاعت امر الیاس-  انجام می دادید؟ به هیچ وجه اسم این را نمی توان فریفتن گذارد! چون فریفتن در جایی که امور ماورایی و خارج از قدرت درک و فهم انسان روی می دهد اساسا معنایی ندارد و اگر شیطان حقیقی اینگونه با انسانها رفتار کند من مطمئنم جای تمام ابناء بشر در دار باقی، بهشت برین خواهد بود زیرا حکمت خدا فراتر از آن است که ضعیف کشی کند و فرد را بخاطر اعتماد منطقی به عقل و خردش به دوزخ افکند. شیطانی که برای درک شیطان بودنش بایست هزار جور شرلوک هلمز بازی درآورد و معما حل کرد!

   ای کاش الیاس شیطان واقعی بود زیرا دیگر دلیلی بر جهنم رفتن ما نبود!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعدالتحریر:

۱. وقت نشد که از تبلیغات مستمر سیما برای بیمارستانهای خصوصی که در آنها مردم هراسیده از تبلیغات منفی علیه بیمارستانهای دولتی، مورد تلکه تمام و کمال قرار می گیرند بنویسم که انشالله در آینده اختصاصا به این موضوع خواهم پرداخت.

۲. تازگی ها فیلم "روز سوم" محمد حسین لطیفی را دیدم، کاش کارگردان این فیلم با ارزش مسعود ده نمکی بود تا تعداد تماشاگران بیشتری این فیلم را تماشا می کردند!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 22:24 | لینک  | 

مشغول وبگردی بودم که اتفاقی با این عکس های جالب برخورد کردم، گفتم بد نیست شما هم ببینید

منبع: http://www.ahmadipic.blogfa.com

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

راستی اگر می خواهید صاحب کارت اهداء عضو شوید اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 23:1 | لینک  | 

مکررا از بر و بچه های احمدی نژادی دیده و شنیده ام که از رفتار و عملکرد دولت نهم با شدت و حدت هرچه بیشتر دفاع میکنند. نمی خواهم مثل خیلی ها میدان روشنفکر بازی راه بیندازم و از این بچه ها که واقعا بعضی هاشان خیلی پاک و باصفا هستند بابت این دفاع جانانه شان که با ضعف روابط عمومی های دولت خیلی لازم بنظر می رسد، انتقاد کنم بلکه قصدم آن است که گوشزد کنم در این وانفسای تخریب و توهین و فضیحت به دولت احمدی نژاد تنها دفاع عقلایی و تحلیل و تفسیر اقدامات او کافی بمنظور نیست.

همانطور که انتخاب این مرد گمنام با عنایت و توجه خداوندی همراه بوده، توفیق دولتش هم بی کمک و اراده ی حضرت حق میسور نخواهد بود. فاتح خیبر، علی(ع)، در فرازی از دعای کمیل می فرمایند:

«خدایا تو بر بندگانت حکم کردی که بندگی تو را به جا آورند، آنان را امر به دعا فرمودی و اجابت را برای آنان ضمانت کردی»

رییس مذهب جعفری، امام صادق(ع) نیز می فرمایند:

«هرگاه بنده دستهایش را به سوی خدا بالا برد، او حیا می کند که آنها را خالی برگرداند»

 

  

 

آری؛ امری که حسابی نسبت به آن غفلت ورزیده ایم دعاست، دعا برای موفقیت هرچه بهتر و بیشتر دولت نهم. باور کنید هیچ کاری ندارد؛ کمترین کاری که می توانیم بکنیم این است که بعد از نمازهای یومیه یا در مجالس یادبود اهلبیت(علیهم السلام) و یا در زیارت خانه خدا و امامان و امامزادگان در کنار تمام مسئلتهای مادی و معنویمان در گوشه ای از دلمان سربلندی دولت نهم را هم از پروردگار بی همتا مطالبه نماییم و لااقل صلواتی بفرستیم؛ اگر به مانند زمان انتخابات به سراغ نذر و روزه هم برویم که چه بهتر!

 

دلت را خانه ما کن٬ مصفا کردنــــش با من          به ما درد دل افشا کن٬مداوا کردنــش با من

به من گو حاجت خود را٬ اجابت میکنم آنی          طلب کن آنچه میخواهی٬ مهيا کردنش با من

 

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 23:48 | لینک  | 

                              

"ناکثین" که آنها را "اصحاب جمل" نیز می نامند افرادی بودند نظیر "طلحه" و "زیبر" که از اصحاب خاص پیامبر به شمار می رفتند و خدمات بسیار ارزنده ای برای اسلام و پیامبر(ص) انجام داده بودند بطوریکه رسول اعظم(ص) در فضیلت آنان جملات متعددی به زبان آورده بودند.

زبیر به هنگام اسلام آوردن، سنش دوازده یا پانزده بود و پس از وفات پیامبر(ص)، زبیر از جمله افرادی بود که به علی(ع) وفادار ماند بطوریکه در دفاع از امیرالمومنین مورد ضرب و شتم شدید طرفداران ابوبکر قرار گرفت. پس از قتل عثمان طلحه اولین کسی بود که با حضرت علی(ع) بیعت کرد و زبیر دومین نفر بود؛ "واقدی"، تاریخ نگار بزرگ اسلام می نویسد: روز جنگ احد تنها 3 تن از مهاجرین یعنی علی(ع)، طلحه و زبیر و 8 تن از انصار تا سر حد جان در رکاب پیامبر جنگیدند و بقیه بی استثنا پا به فرار گذاشتند.

بعد از کشته شدن زبیر وقتی چشمان امام علی(ع) به شمشیر زبیر افتاد فرمود: " اين شمشير، كراراغبار غم از چهره پيامبر خدا زدوده است."؛ امیرالمومنین(ع) بر سر جنازه ی طلحه نیز فرمود: "اي‌ ابومحمد! بر من‌ سخت‌ گران‌ است‌ كه‌ تو را در زيرستارگان‌ آسمان‌ كشته‌ ببينم‌، و اي‌كاش‌ خداوند بيست‌سال‌ قبل‌ از اين ‌روز، جان‌ مرا گرفته‌ بود!"

اما چه می شود که طلحه و زبیر با این همه صفات ارزشمند تبدیل به طلحه و زبیر نقش بسته در ذهن های ما می گردند؟ حضرت علی(ع) در خطبه ۱۵۱ نهج البلاغه عبارتی نقل می فرمایند به این مضمون: "همانا ازمستي هاي نعمت بترسيد" و در ادامه در خطبه ۱۸۵ می فرمایند:

"و آن در هنگامی است که شما مست می گردید، اما نه از باده بلکه از نعمت و رفاه"

 

سرازیر شدن نعمتهای بی حساب در زمان عمر و عثمان بسوی جهان اسلام و تقسیم غیرعادلانه ثروت و تبعیضهای ناروا، جامعه اسلامی را دچار بیماری مزمن "دنیازدگی" و "رفاه طلبی" کرد. افرادی که تا چند سال پیش فاقد هرگونه ثروت و سرمایه ای بودند دارای ثروت بی حساب شدند. این جا بود که دنیا کار خود را کرد و اخلاق امت اسلام به انحطاط گرائید. طلحه و زبیر هم از این قاعده مستثنی نبودند.

مسعودی، صاحب "مروج الذهب" می نویسد:

"زبير بن العوام خانه اي در بصره بنا كرد كه اكنون در سال 332 ( زمان خود مسعودي است ) هنوز باقي است . و معروف است خانه هايي در مصر ، كوفه و اسكندريه بنا كرد ، ثروت زبير بعد از وفات پنجاه هزار دينار پول نقد و هزار اسب و هزارها چيز ديگر بود . خانه اي كه طلحه بن عبدالله در كوفه با گچ و آجر و ساج ساخت هنوز ( در زمان مسعودي ) باقي است و به دار الطلحتين معروف است . عايدات روزانه طلحه از املاكش در عراق هزار دينار بود . در سر طويله او هزار اسب بسته بود . پس از مردنش يك سي و دوم ثروتش هشتاد و چهار هزار دينار برآورد شد ."

                       

طلحه و زبیر از نزدیکترین افراد به رسول الله بودند لکن سکرات نعمت و رفاه آنها را به سوی طمع ورزی و اشرافی گری سوق داد و باعث شد که در مقابل امیرالمومنین(ع) که پیامبر در وصفش فرمود:

"سوگند به آن خدایی که جان من در دست قدرت اوست، اگر نبود این که گروهی از امت من تو را مثل  انصاری که عیسی را به خدایی اشتباه گرفتند، غلو کنند در مورد فضایل و مناقب تو، مطالبی می گفتم که تمام مسلمانان خاک زیر پای تو را توتیای چشم خود می کردند" بایستند.

البته نباید گمان ببریم که با مرگ طلحه و زبیر توسط "مروان بن حکم" و "ابن جرموز"، خلق و منش طلحه و زبیر هم رخت بر بست بلکه تاریخ اسلام در ادوار مختلف طلحه و زبیرهای متعددی به خود دیده است. کسانیکه اتفاقا چون طلحه و زبیر روزگاری نقش بی بدیلی در دفاع از اسلام داشتند لکن پس از گذشت مدتی، وقتی که اصطکاک آنان با تنعمات دنیایی زیاد شد در مقابل همان اسلام و نماینده خدا ، شمشیر کشیدند.

 

با یک مدلسازی ساده می توانیم طلحه و زبیر های امروز را هم بشناسیم؛ کسانیکه به بهای فربه کردن خود و اطرافیانشان نهال عدالت را می شکنند.

___________________________________________

پی نوشت:

۱. ما را بشدت دعا بفرمایید

۲. از من نشنیده بگیرید؛ از وزارت نفت خبرهای خوبی نمی رسد!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 23:15 | لینک  | 

  این مرد را می شناسید؟!

            

او همان مردی است که دیروز در ثلاث باباجانی و خاش و دلفان و هزار شهر و روستای دیگر که حتی تا آن زمان پای هیچ معاون وزیری به آن جا باز نشده بود، صورت به صورت مردم محروم و مستضعف، درددل ها و گلایه های تلخ و دردناک آنان را با سعه صدر می شنید و با تلاشی اعجاب برانگیز و وصف ناشدنی سعی در فرونشاندن غبار تیره و تار محرومیت از چهره مردم آن مناطق داشت؛ تلاشی که به دنبالش دعای میلیونها انسان دردمند را به همراه داشت...

 این مرد را می شناسید؟!

 

این مرد همان مردی است که وصفش در بالا آمد اما این مکان جزء شهرهای دورافتاده و محروم ایران نیست؛ بلکه این جا "قلب تپنده دنیای لیبرالیسم"، نیویورک است؛ این رییس جمهور مردم سیستان و بلوچستان، تهران، خراسان جنوبی، یزد، کهکیلویه و بویراحمد، تبریز، کردستان، لرستان، گلستان و .. است که با سخنان قاطع و مقتدرانه خود دنیای امپریالیسم را به بازی گرفته و آن ها را مجبور ساخته که با چشمانی گرد و حیرت زده رو به دوربین هایی که خودشان آنها را برای نابودی "ایران خمینی" کاشته بودند صراحتا اعتراف کنند که: "ما باختیم"...

 امروز وقتی مردم رنج کشیده نقاط دور و نزدیک ایران سخنرانی رییس جمهور آهنگر زاده شان را در دانشگاه کلمبیا یا مقر سازمان ملل مشاهده می کنند چون گذشته دیگر احساس ذلت و  تحقیر شدن نمی کنند. چون این محمود احمدی نژادی که امروز رسانه های پرطمطراق صلیبیون را دور می زند و موج عصبانیت و استخوان سوزی را بین حکام زورگوی غربی ایجاد می کند همان محمود احمدی نژادی است که دیروز بی هیچ واسطه ای سنگ صبور آنان شده بود و دست نوازش بر سر آنان می کشید و آنان را بخاطر ظلم هایی که تاکنون بر آنها رفته مورد تفقد قرار می داد.

 آقای "مصطفی تاج زاده" کجایی؟ آقای "محمد هاشمی" در کدام عالم سیر می کنی؟ تویی که می گفتی: "امروز وقتي احمدي نژاد حتي كنار رئيس جمهور افغانستان مي ايستد خجالت مي كشيم كه مبادا سخني بگويد و آبرويمان برود. او حتي حرف زدن هم بلد نيست و چنان صحبت مي كند كه گويي از اصول اوليه اداره كشور چيزي نمي داند"؛ تویی که می گفتی: "هیچ نقطه مثبتی در کارنامه احمدی نژاد وجود ندارد"

امروز احمدی نژادی که اگر فرصت یابید از خونش هم دریغ نخواهید نمود آن قدر هوشمندانه پایه های تفکر "فوکویاما" و "آدام اسمیت" را به لرزه در آورده که آب از لب و لوچه های بزرگ همپالگی شماها، عطالله مهاجرانی، هم سرازیر می شود و او را وادار به تمجید از رییس جمهور منتخب مردم ایران می نماید؛ فکر می کنم وقتش رسیده که شما هم چون قاطبه مردم ایران اسلامی این مرد را بشناسید...

راستی داستان کاوه آهنگر و ضحاک ماردوش را تا به حال خوانده اید؟!

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 1:4 | لینک  | 

"فرهنگ" اصولا چیز خیلی پیچیده ای است و از آن پیچیده تر و غامض تر بحث "فرهنگ سازی" است. متاسفانه این روزها هرگاه صحبت از فرهنگ سازی به میان می آید اولین چیزی که به ذهن متبادر می شود آن است که این واژه مظلوم یعنی "فرهنگ سازی" ، همواره به مستمسکی پر زور در دست سیاستمداران برای فرار از پاسخگویی در قبال کم کاری هایشان تبدیل شده که ذکر نمونه های متعدد از این ادعا به جهت بداهت بسیار آن صرفا اطاله کانکت به اینترنت شما را منجر خواهد شد!!!

 

واژه "مظلوم" را به این جهت برای فرهنگ سازی بکار بردم که نه تنها از این مقوله ی حیاتی یک ملت، استفاده ابزاری می شود، بلکه اغلب مسندنشینان در عمل قاه قاه به ریش فرهنگ و فرهنگ سازی می خندند. البته این امر دلیل دارد و آن همان است که در صدر نگاشته ام آوردم، بلی؛ فرهنگ* اصولا چیز خیلی پیچیده ای است و اغلب حاکمان این جرئت را به خود نمی دهند که انرژی و بودجه نهاد متبوع خود را صرف چنین مقوله ی پیچیده ای که هنوز هیچ 2 عالمی از آن تعریف واحدی نداشته است، بنماید و صد البته به همین خاطر است که بحث "نظارت" در مسائل فرهنگی را نباید زیاد جدی تلقی نماییم!

 

             

 

دلیل دیگر بی محلی دولتمردان به بحث فرهنگسازی ملموس نبودن نتایج آن در کوتاه مدت است؛ می دانیم وقتی که یک پروژه اقتصادی کلید می خورد به یکباره مثلا 500 نفر صاحب شغل می شوند یا وقتی یک جاده یا مسیر راه آهن افتتاح می شود کاملا ایجاد رفاه برای مردمی که حالا کلی از مسیرشان کاسته شده محسوس و آشکار است لکن معروف است که کار فرهنگی کاری بسیار بسیار خزنده و دیر بازده است.

 

اما این هم معروف است که هر چیزی که سخت تر به دست آید ماندگاری بیشتری نیز دارد، امروز تمامی کشورهای پیشرفته دنیا [از نظر اقتصادی] به این نکته اذعان دارند که شاه کلید پیشرفت آنان در اقتصاد ، بحث آموزش یا همان فرهنگ سازی است و ما می دانیم که شاه کلید پس رفت های آنان در مباحث اخلاقی، ضدیت با "فرهنگسازی در مسائل اخلاقی"(با ارفاق بخوانید دین) می باشد.

 

            

 

نکته ای که باید صراحتا به آن اذعان کنم آن است که متاسفانه دولت نهم برخلاف فعالیتها و اقدامات اقتصادی، در زمینه فرهنگی هنوز تحول جدی و موثری را آغاز ننموده است که این مهم یک هزینه ی سنگین معنوی یعنی گلایه ی مقام معظم رهبری را در پی داشت:

 

(( از بخش فرهنگ رفع مظلوميت كنيد. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومى است. الان در گزارش آقاى رئيس‏جمهور، اصلاً اسمى از فرهنگ نيامد؛ يا در اولويت‏بنديها اين اولويت فداى اولويتهاى ديگر شد و آنها تقدم پيدا كرد كه در كوتاهى وقت، بيان بشود! اين مظلوميت است ديگر. واقعاً مسأله‏ى فرهنگ را دست كم نگيريد. خيلى از مشكلات جامعه‏ى ما با فرهنگ‏سازى حل مى‏شود. توجه بكنيد كه امروز، عمده‏قواى دشمنان ما در جبهه‏ى فرهنگى دارد كار مى‏كند. اين جنگهاى روانى، اين فعاليتهاى فرهنگى، اين بودجه‏هاى پنهان و آشكارى كه براى منحرف كردن ذهنها مى‏گذارند، همه‏اش مربوط به مسئله‏ى فرهنگ است. فرهنگ مثل هواست كه انسان وقتى‏كه اين هوا را استنشاق كرد، با هوايى كه استنشاق كرده و با آن جانى كه گرفته، مى‏تواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقيه‏ى كارها همه برخاسته‏ى از آن‏چيزى است كه شما استنشاق كرده‏ايد. اگر چنانچه يك جايى، هواى مسمومى تزريق بشود، نتيجه‏اى كه در اندامها ديده خواهد شد تابع آن مسموميتى است كه در اين هواست. اگر فضا را با دود يا مخدرى تخدير كنند، وقتى شما آن را استنشاق كرديد، رفتار شما متناسب با آن چيزى خواهد شد كه استنشاق كرده‏ايد؛ فرهنگ يك چنين حالتى دارد. فرهنگ را دست كم نگيريد؛ خيلى مهم است. بنابراين صرف وقت كنيد و در بودجه هم برايش پول و فصول قابل توجهى بگذاريد تا جهتِ ارزشى به فرهنگ بدهيد. از جمله‏ى كارهايى كه مسؤولين فرهنگى دولت خيلى بايد به آن بپردازند و واقعاً يك دقيقه را در آن فروگذار نكنند، اين است كه به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگى، جهت ارزشى بدهند. چون تلاش زيادى شده تا جريانهاى فرهنگى و عاملهاى فرهنگى - هنر و ادبيات و شعر و سينما و بقيه - در جهت غير ارزشى حركت كنند و راه بيفتند. شما بايد كمك كنيد و همه‏ى تلاشتان را بكنيد كه به تحركات فرهنگى كشور در جهت ارزشى جهت بدهيد. ))

 

           

 

انصافا در دولت نهم کار "محمد حسین صفار هرندی" ، "محمد مهدی زاهدی" ، "محمد جواد حاج علی اکبری" خیلی سختتر از کار "میرکاظمی"ها و "مظاهری"ها و "دانش جعفری"هاست اما این دلیل نمی شود که همه وظایف ذاتی وزارتخانه را رها سازیم و بزرگترین افتخار ما افشای پرونده مفاسد قبلی ها باشد. آقایان فرصت را از دست ندهید و بمثابه مسئولان پیشین مصادر فرهنگی کشور، با فرهنگ قایم موشک بازی نکنید!

 

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 0:30 | لینک  |