گویی هنوز این بندگان خدا فکر می کنند روزهای منتهی به سالهای دهه هفتاد شمسی درگذر هستند و این آقایان به انضمام ارباب و نوچه هایشان در رویای شیرین حکومتگری بر مردم سیر و سیاحت می کنند. روزهایی که "تبختر" و "از دماغ فیل افتادگی" جزء تفکیک ناپذیر رفتار و منش طفیلی های "سردار سازندگی" بود؛ لکن متاسفانه یا خوشبختانه "کارگزاران" هنوز متوجه نشده اند که از بعد از دوم خرداد 1376 مردم بشدت با این نوع گفتمان سر ستیز دارند و علت اصلی رویکرد بیست میلیونی مردم به "محمد خاتمی" که با ظاهری مهربان و لطیف، از در "تساهل و تسامح" و "زنده باد مخالف من" وارد شد، همین خط و نشان کشیدن ها و قیم مآبی های این دوستان بود.
نکته جالبی که در پایان مصاحبه برادر کوچک رفسنجانی به چشم می خورد ادعای التزام جدی به "ولایت فقیه" و مبانی و منویات مقام معظم رهبری است؛ ادعایی که پاراگراف به پاراگراف این مصاحبه خلاف آن را فریاد می زند و خدا را شکر که محمد هاشمی با قاطعیت و صراحت حرف دلش را زد تا این شک ضعیف در دل بسیاری از افراد رخت بربندد که کارگزارانیها هنوز هم در شاهراه ولایت رکاب می زنند. (برای اینکه خاطر جمع شوید + و + را بخوانید و مقایسه بفرمایید)
در تمام مصاحبه تنها در یک جا "محمد هاشمی" حقیقت را واگویه کرده و آن هم آنجا بود که گفت: "دولت نهم هیچ شاخص مثبتی ندارد"؛ خوب این بنده ی خدا راست می گوید! وقتی زاویه دید سیاسی یک جریان زاویه ای "لیبرال پرستی" باشد و از کنه وجود معتقد باشد که "در مطالعات خود در حزب كارگزاران سازندگي به اين نتيجه رسيدهايم كه اسلام نظام سياسي، اجتماعي و اقتصادي ندارد" طبیعی است که فعالیتهای دولتی که مدعی اسلامگرایی محض است را فعالیت نبیند بلکه آن ها را بمثابه بزچرانی تلقی نماید.
مصاحبه های این روزهای این آقایان و اسلافشان بشدت رنگ و بوی عصبانیت به خود گرفته است، عصبانیتی که باعث شده اینان هر چه انصاف و معرفت در وجودشان هست را تمام و کمال "قی" بفرمایند و فکر کنم پر بیراه نیست اگر خطاب به این دوستان یادآوری کنیم که:
"قل موتوا بغیظکم"
-------------------------------------------------------------
تتممه:
یادم می آید در روزگاران حاکمیت دوم خردادیها و کارگزارانیها، کوچکترین انتقادات و ایرادات از سوی افراد و جریانات منتقد آنان(مثلا روزنامه کیهان) با هجوم شدید تمام اذناب و همفکرانشان مواجه می شد چه برسد به چنین توهین های عظمایی که کل دستاورد یک دولت را زیر سوال ببرد لکن دوستانی که ادعای اصولگرایی و خداترسیشان گوش عالم و آدم را کر فرموده نسبت به این جسارتها ککشان هم نمی گزد و در این وانفسای تخریب و توهین به دولت مورد تایید "خاص" حضرت آقا، نقد برون گفتمانی را به کلی از یاد برده اند و سفت و محکم به مبانی نقد درون گفتمانی شان چسبیده اند تا مبادا سیلی پدرانه ای باقی نمانده باشد که به احمدی نژاد نزده باشند. باز هم گلی به جمال غیرت آقای نادران(که لسان تند و صریحش شهره است) که یک "ای بی تربیت دیگه از این حرفها نزنی ها" خطاب به محمد هاشمی گفته و گویا تاج زاده را گذاشته برای بعد تا مورد عنایتش قرار دهد!
مصطفی تاج زاده، بزرگ غضنفر اصلاحاتچی ها، که این روزها از فرط بیکاری بدفرم به یاوه گویی افتاده در آخرین افاضاتش گفته:
"امروز وقتي احمدي نژاد حتي كنار رئيس جمهور افغانستان مي ايستد خجالت مي كشيم كه مبادا سخني بگويد و آبرويمان برود. او حتي حرف زدن هم بلد نيست و چنان صحبت مي كند كه گويي از اصول اوليه اداره كشور چيزي نمي داند."
..::سکانس دوم::..
فروردین ماه پارسال رییس جمهور سفری به سازمان ملل داشت که در حاشیه ی آن با اعضای شورای روابط خارجی آمریکا که ظاهری مستقل و باطنی کاملا وابسته به کاخ سفید دارد، دیدار کرد.
کاملا مشهود است، سوالاتی که از سوی اعضاء این شورا از دکتر پرسیده می شود از موضع خصم و دشمنی است که در طی این گفتگو احمدی نژاد با لبخند چندین بار این رفتار آنان را متذکر می شود و در پایان خطاب به آنان می گوید:
"در ابتداي جلسه گفتيد مستقل هستيد و من هم پذيرفتم اما تقريبا همه حرف ها را از موضع دولت [آمریکا] مطرح كرديد البته اشكالي ندارد من فكر مي كنم بالاتر از صحبت كردن مي شود شنيد از فاصله دور هم مي توان شنيد، خوب شنيدن به حل مسايل كمك مي كند."
اما آنچه جالب است آنستکه اعضاء این شورا از مجموعه نخبه ترین سیاسیون آمریکا انتخاب شده اند و نظرات آنها در اعمال سیاستهای برون مرزی دولتمردان ایالت متحده بسیار تاثیر گذار است اما همین افراد در مواجهه با دکتر احمدی نژاد با چالشی جدی مواجه می شوند که سعی دارند تا آخر این گفتگو –بخوانید مناظره- انفعال خود را در برابر منطق و براهین رییس جمهور جبران کنند اما موفق نمی شوند.
چند روز دیگر دکتر سفر دوباره ای به نیویورک خواهد داشت، بد نیست که خاطرات سفر قبلی رییس جمهور را بازگشایی کنیم و قطعا یکی از شیرین ترین خاطرات آن سفر همین مناظره رییس جمهور با اعضاء شورای روابط خارجی آمریکاست. این گفتگو نقطه اوجی دارد که بی کم و کاست آن را برایتان می آورم.
سوال : شما در حالي براي آزادي مردم فلسطين دلسوزي مي كنيد كه در ايران آزادي ها نقض مي شود. روزنامه هاي زيادي طي سالهاي اخير بسته شده و سانسور شديد اعمال مي شود. محققين زنداني شده اند و شيرين عبادي كه برنده جايزه نوبل است موسسه اش بسته شده است. شما از انتخابات آزاد صحبت مي كنيد در حالي كه در ايران انتخابات آزاد نيست و حق اظهارنظر وجود ندارد و مثلا زنان در تظاهرات خود دستگير و سركوب شديد شدند؟ شما در حالي از صلح سخن مي گوييد كه با موشكهايي كه به حزب الله داديد به كشته شدن فلسطيني ها كمك كرديد. من درباره اين تناقضها از شما سوال دارم.
پاسخ رییس جمهور: خيلي متشكرم از دلسوزي شما براي ملت ايران و مردم فلسطين. ما از كشته شدن انسان ها هرجا باشد ناراحت هستيم. ايران يك كشور بسيار بزرگ است مثل همه كشورها در آن اتفاقاتي هم مي افتد. هزاران اتفاق خوب و بعضي اتفاقات بد. اينكه فكر كنيد با بعضي اتفاقات بد، مشكلي پيش مي آيد اشتباه مي كنيد. در آمريكا 3 ميليون نفر زنداني هستند يعني يك درصد مردم. در حاليكه در ايران اين رقم 2/0 درصد يعني يك پنجم آمريكا است. نزديك به نود درصد زندانيان ما مربوط به قاچاقچيان مواد مخدر است يعني ما داريم هزينه مي كنيم كه مواد مخدر به اروپا و آمريكا نرود. آيا مي شود شما بگوييد اين سه ميليون نفر به چه دليل زنداني هستند؟ آيا دولت شما بدون دليل آنها را زنداني كرده است؟
در هر كشوري قوانيني است همه بايد قوانين را رعايت كنند. آزادي در سايه اجراي قانون به دست مي آيد.
در كشور ما هيچ كس به اتهام تحقيق در زندان نيست. بله، اگر كسي به كسي توهين كند و حق كسي را پايمال كند و آن فرد شكايت كند با حضور قاضي و وكيل در دادگاه محاكمه مي شوند و بسيار روشن است. براي اينكه بدانيد در كشور ما قانون حاكم است. بدانيد كه سه ماه قبل تنها روزنامه متعلق به دولت به دليل تخلفي كه كرد و شكايتي كه عليه آن شد محاكمه شد و هنوز تعطيل است. اشتباه نكنيد، خيلي از مسايلي كه براي شما مهم است براي ديگران مهم نيست. اگر كسي از يك روزنامه اي شكايت كند در حضور هيات منصفه بايد محاكمه بشود. معني آن اين نيست كسي كه روزنامه داشت حق است و كسي كه روزنامه ندارد ناحق است و كسي كه رسانه دارد مي تواند حق ديگران را ضايع كند بله ما آماده ايم براساس حرف هايي كه مي زنيم عمل كنيم و داريم عمل هم مي كنيم.
من از شما سوال مي كنم آيا تاكنون كسي خارج از دو حزب حاكم به رياست جمهوري آمريكا رسيده است ؟ شما بهتر از من مي دانيد كه كل حكومت آمريكا در دست دو گروه است. آيا سلايق مردم آمريكا فقط در دو گروه خلاصه مي شود؟ آيا شما اجازه مي دهيد غير از آن دو گروه، كسي كانديداي انتخابات رياست جمهوري شود؟ اصلا فرصت به او مي دهيد كه انتخاب بشود؟ اگر در تاريخ شما يك مورد شده اعلام كنيد؟ اما در كشور ما، آزادي است البته براساس قانون در انتخابات ما هشت نفر كانديدا بودند از كساني كه با اصل نظام مخالف بودند و كساني كه به اقتصاد آزاد معتقد بودند و كساني كه صددرصد موافق نظام بودند، همه در انتخابات شركت كردند. شما اگر خيال مي كنيد كه هزار نفر كانديداي رياست جمهوري بشوند چيز خوبي است لطفا اجازه بدهيد در آمريكا اتفاق بيفتد اين خيلي خوب مي شود و ما هم ياد خواهيم گرفت. در كشور ما، قانون حاكم است. لطفا اجازه بدهيد در مسايل داخلي وارد نشويم آن وقت خيلي از بحث ها مطرح خواهد شد و لطفا ذهنيت خود را راجع به ملت ايران اصلاح كنيد. اگر كسي تصور مي كند با اين حرف ها در ملت ما تاثير مي گذارد اشتباه مي كند. ما آزادترين نوع انتخابات را داشتيم. من يك معلم هستم، با مردم حرف زدم مردم هم انتخاب كردند. خود مردم، گروه هاي خودجوش مردمي تشكيل دادند و از جيب خودشان، تبليغات كردند. اين يك دموكراسي ناب و اصيل است. ما نبايد چشم خودمان را بر اين ببنديم در صورتيكه در كشور شما چنين چيزي امكان ندارد، تكرار مي كنم امكان ندارد.
كدام كشور آزادتر است. كدام دموكراتيك تر است. حاضريم در يك جلسه مستقل گفتگو كنيم اما حاضريم حرف هايي كه مي زنيم در همه جا عمل كنيم.
اجازه بدهيد ملت فلسطين خودش تصميم بگيرد. حق ملت فلسطين را نبايد ضايع كرد. يادتان باشد آنهايي كه باد مي كارند طوفان درو خواهند كرد. ما نمي خواهيم اين اتفاق بيفتد. ما مي خواهيم آمريكا هم در منطقه با مردم دوست باشد نمي خواهيم جوري رفتار كند كه كينه ها بيشتر شود. يك گروه بفرستيد در منطقه ما، نظرات مردم را نسبت به دولت شما ارزيابي كنند، حتي در مصر كه دوست شما است و يا در عربستان، اردن، عراق و كشورهاي حاشيه خليج فارس، يمن، سودان و در تمام كشورها، ببينيد نظر مردم در مورد دولت شما چيست؟ فكر مي كنم خيلي چيزها عوض خواهد شد.
..::سکانس سوم::..
آقای تاج زاده! پشت به دریا هرگز دعای باران بالا نمی رود...
---------------------------------------------------
بعدالتحریر:
- متن کامل این مناظره را اینجا دریافت کنید
- در این روزهای فراموش نشدنی ما را هم فراموش نفرمایید
نگاهی معنادار به من کرد و گفت: قربون خدا برم که "علی کل شیء قدیر" هستش، و بعد ادامه داد: فلانی! خدا کنه که دکتر اون خلوتش رو از دست نده وگرنه هرچی زحمت این بچه ها کشیدن بر باده.
به فکر فرو رفتم و آیات 122 و 123 سوره آل عمران را در ذهنم مرور کردم و وقتی تحولات این انتخابات را با خودم مرور کردم دیدم در جای جای این همه پرسی عمومی دست خدا و کمک او مشهود است و تازه متوجه منظور آقا حجت شدم؛ همان خدایی که مهر احمدی نژاد را به دل مردم انداخت، همان خدا می تواند مهر او را از دل های مردم بکند.
روی همین حساب کتابهاست که آقا در اکثر قریب به اتفاق دیدارهای خود با اعضاء هیئت دولت آنها را تشویق به "تقویت رابطه خود با پروردگار متعال" می فرمایند و توکل به خدا و انس با قرآن و قرائت ادعیه و زیارات مختلف را مستمرا توصیه می نمایند.
محض تذکر، اولین و آخرین توصیه های حضرت آقا را در این باب که خطاب به هیئت دولت ایراد شده را یادآوری میکنم:
مقام معظم رهبری در ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران 8 / 6 / 84
"براى اينكه بتوانيد اين راه را سالم طى كنيد و 1450 روزى را كه در پيش داريد، بخوبى سپرى كنيد، بايد خود را به خدا وصل كنيد. قرآن خواندنِ هر روز را فراموش نكنيد. هر روز حتماً قرآن بخوانيد؛ هر مقدارى مىتوانيد. آنهايى كه ترجمهى قرآن را مىفهمند، با تدبر به ترجمه نگاه كنند. آنهايى كه ترجمهى قرآن را نمىفهمند، يك قرآن مترجَم خوب - كه الحمدللَّه زياد هم داريم - كنار دستشان بگذارند و به ترجمهى آن نگاه كنند. ممكن است ده دقيقه صرف وقت كنيد و يك صفحه يا دو صفحه بخوانيد؛ اما هر روز بخوانيد؛ اين را يك سيرهى قطعى براى خودتان قرار دهيد. علامت بگذاريد، فردا از دنبالهاش بخوانيد. تا آنجايى كه مىتوانيد، به نماز و توجه و ذكر در نماز و به نوافل اهميت دهيد."
مقام معظم رهبری در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت 4 / 6 / 86
"به خدا توكل كنيد. از خداى متعال توفيق بخواهيد. رابطهتان را روز به روز با معنويت و خداى متعال تقويت كنيد. مبادا اشتغالات كارى، شما را از ذكر و توجه و پرداختن به معنويات باز بدارد! يعنى يكى از خطرها اين است كه در عملزدگى غرق بشويم و از آن ارتباط قلبى خودمان غافل بمانيم. آن چيزى كه پشتوانهى نشاط و شور و شوق و تحرك و توفيق ماست، كمك الهى است. كمك الهى را بايد به معناى واقعى كلمه از خدا خواست و از خدا طلب كرد. هم بايد نعمت الهى را - نعمت اين مسئوليت و اين توفيق خدمتى كه به شما داده - شكر كرد و هم اينكه ازدياد و دوام و استمرار آن را از خداى متعال طلب كرد و خواست. لذا اين احتياج دارد به توجه؛ اين ايام ماه شعبان را مغتنم بشماريد."
اگر دولتمردان ما این نکته را که مقام معظم رهبری بارها بر آن تاکید کرده اند، آویزه گوش خود قرار دهند دیگر از هیچ چیز نباید بترسند؛ نه از قهر مردم، نه از فشار سیاست بازان، نه از تهدیدات خارجی و نه ... ؛ چون:
زیر شمشیر غمش رقص کنـان باید رفــــت
کانکه شد کشته او نیک ســرانجام افتاد
هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایـسته انعام افتاد
-----------------------------------------------
بعدالتحریر:
- همه سخنان مقام معظم رهبری را در این باره را می توانید در آرشیو خاکریزیسم ببینید
- خواهشا اگر وسعتان می رسد به این خانواده واقعا عاشق کمک کنید
آیا همه چیز حل است؟ اساسا آیا صرفا با اغناء معیشت مردم همه مشکلات حل خواهد شد؟ اگر به این سوال پاسخ مثبت دهیم نتیجه آن خواهد شد که هر انسان شکم سیری بمثابه فرشته ای پاک و قدیس خواهد بود که معصومیت در او بیشتر از هر کس دیگری نمودار است؛ پر واضح است که چنین نتیجه ای نامعقول و مضحک است و اگر اینطور بود پینه ی پیشانیهای طبقه ی مرفه جامعه دیگر چیز عجیب و غریبی نبود!
اگر چه با رفع مشکلات اقتصادی توده ها، آنها را از به دام افتادن در ورطه ی بسیاری از گناه ها و جرائم بازداشته ایم لکن این همه ماجرا نیست و صرف سیری شکم، پاکی دل را به ارمغان نخواهد آورد.
با این حال خیلی ها دچار چنین اشتباهی شده اند؛ در همین راستا، سعدی علیه الرحمة فرموده "عبادت بجز خدمت خلق نیست"، شهید مطهری(ره) با انتقاد از این گونه طرز تفکری در صفحه 41 کتاب "انسان کامل" می فرماید:
"گیریم گه شکم خلق خدا را سیر کردیم و تنشان را پوشاندیم؛ تازه ما به یک حیوان خدمت کرده ایم. اگر ما برای آنها ارزش بالاتری قائل نباشیم و اصلا همه ارزشها منحصر به خدمت به خلق خدا باشد و نه در خود ما ارزش دیگری وجود داشته باشد و نه در دیگران ارزش دیگری وجود داشته باشد؛ تازه خلق خدا می شوند مجموعه ای از گوسفندها و اسبها. شکم یک عده حیوان را سیر کرده ایم؛ تن یک عده حیوان را پوشانده ایم؛ آیا حد اعلای انسان این است که در حیوانیت باقی بماند و حد اعلای خدمت من این است که به حیوانهایی مثل خودم خدمت کنم؟ نه! خدمت به انسان [ارزش والایی است] ولی انسان به شرط انسانیت. اگر تنها، حساب خدمت به خلق است چه فرقی است میان ابوذر و معاویه؟[آیا باید به هردو خدمت کرد؟]"
به همین خاطر است که مقام معظم رهبری در دیدار با رییس جمهور و هیات دولت ضمن قدردانی فراوان از تلاشها و مجاهدت های گسترده دولت نهم در خدمتگزاری به مردم، توصیه نمودند که عرصه "فرهنگ" را بهیچوجه از یاد نبرند که "فرهنگ، مانند هوا برای زندگی انسان اهمیت دارد" و "باید از بخش فرهنگ رفع مظلومیت شود".
چند وقتی است که بحث "برابری ديه زن و مرد" دوباره در عرصه افکار عمومی به جريان افتاده است. تب اين بحث هر بار به دلايلی بالا می گيرد لکن کمتر اتفاق افتاده که هدف از طرح اين بحث احقاق حقوق بانوان باشد و عمدتا دلايل سياسی از قبيل بدست آوردن آراء نيمی از افراد جامعه، تشکیل پرونده هایی با مارک دفاع از حقوق بشر، ایجاد نارضایتی اجتماعی در بانوان و ...، علتهای اصیل سر و دست شکستن این ناجی نمایان می باشد.
کاری نداریم که چه کسی این بحث را دوباره زنده نموده است؛ هاشمی رفسنجانی یا شیرین عبادی، فعلا با "ما قال؟" قضيه سر و کار داريم.
در اينکه چرا در اسلام ديه مرد 2 برابر زن است، سخنها رانده شده و مثنوی ها نگاشته؛ فقط سربسته به اين نکته اشاره می کنيم که ديه به هيچ وجه ملاک و محک ارزش و برتری زن يا مرد نيست و شاه بيت اشتباهات مدعيان برابری از همين جا رقم می خورد بعلاوه اگر درست بنگريم دو برابر بودن ديه مرد نسبت به زن، اغلب به نفع بانوان است چرا که با مرگ شوهر يا پدر که عهده دار نفقه خانواده اش است ديه آنها (که دو برابر ديه زن است) به زن و بچه های آنها تعلق خواهد گرفت و عملا نفع دو برابری را آنها می برند اما اشکالی که مطرح شده آنستکه خيلی چيزها در قرن بيست و يکم نسبت به زمان پيامبر و ائمه معصومين «ع» تغيير يافته و بر خلاف آن روزگار امروز ديگر زنان کنج نشين منازلشان نيستند و بطور جدی و حتی بعضا پر رنگتر از مردان پا به عرصه اجتماع گذاشته اند؛ امروز عملا ديگر اين مرد نيست که معيشت منزلش را بر عهده داشته باشد بلکه در تأمين اين امر مهم زن هم پا به پای مرد مجاهدت می کند و با مرگ زن ، اقتصاد خانواده دچار لطمه شديدی خواهد شد بنابراين شايسته است که با در نظر گرفتن مقتضيات زمان اين حکم را تغيير داده و سهم ديه مرد و زن را برابر نماييم.
ظاهر اين استدلالات زيبا می نماياند اما نکته ای که در آنها مغفول مانده آنستکه شارع مقدس با صدور احکام و مقررات مختلف قصد دارد "رويه ای" را ايجاد کند که پيروی از آن "رويه" ، فرد و جامعه را به سعادت می رساند .
به عبارت ديگر مثلا در موضوع 2 برابر بودن ديه مرد نسبت به زن رويه غالبی که اسلام می پسندد اين است که زن به جز در مشاغلی که وجود زن در آن مشاغل سلامت جامعه را در پی دارد (مانند پرستاری،پزشک مخصوص زنان،دبيری مدارس،مشاوره های قضائی ، پليس زن و...) در باقی امور، زن به جای اشتغال در کارهايي که عموما "مردانه " و" سخت افزاری " هستند خانه و خانواده را در اولويت دهند تا علاوه بر رسيدگی کامل به شوهر ، فرزندان صالح و پاکی را نيز تحويل جامعه دهند .
می دانيم که ديگر امروز اين حقيقت قابل انکار نيست که توقعات بالای معيشتی و رفاهی خانواده ها زن را از محيط خانه، يعنی محلی که مرد برای رفتن به معراج تحت تربيت زن قرار می گيرد، دور نموده اند و اين جدايي زن و منزل، به جای معراج، جهنمی را هم برای آن خانواده و هم برای اجتماع فراهم می سازد.
در بحث همسان سازی ديه زن و مرد نيز به اين مهم هيچ توجهی نشده است و در واقع با برابر کردن ديه زن و مرد باز هم اين بعد مسافت بين زن و خانه را زيادتر کرده ايم و آتش حاصل از اين جدايي را شعله ورتر ساخته ايم.
در واقع آنچه از حکم اسلام در 2 برابر بودن ديه مرد نسبت به زن برداشت می شود آنستکه نفقه و تأمين اقتصاد خانواده بر عهده مرد است و برای زن نيکوتر آن است که در خانه نقش ارزشمند و پرارزش تربيت "شوهر" و "فرزند" را بر عهده داشته باشد چه آنکه اين مهم در روایات متعددی هم تأييد شده وحتی در امر بسیار پر صوابی نظير به مسجد رفتن معصوم می فرمايد «مسجد المرأة بيتها»
اما از میان وزرای دولت نهم، عملکرد دو تن از آنها بیشتر از بقیه به چشم می آید؛ "دکتر کامران باقری لنکرانی" و "مهندس سید پرویز فتاح".
اما مگر این دو، چه شاخصه هایی دارند که یک سر و گردن بالاتر از بقیه، نظرها را به خود جلب نموده اند؟ غیر از مدیران میانی توانمند، دارا بودن تخصص های مرتبط با وزارتخانه و اشراف بر نهاد تحت مدیریت، ۲ مولفه خیلی اساسی، لنکرانی و فتاح را از دیگر وزراء متمایز می سازد:
۱. خیلی وقتها برایم پیش آمده که تلویزیون را که روشن و کانالها را مرور می کنم چشمم به جمال این ۲ وزیر روشن شده و اگر آنها نبوده اند حتما دوربینهای صدا و سیما معاونان و مدیر کل های این دو وزارخانه را نشانه رفته اند و اتفاقا وزرای یاد شده بر خلاف خیلی از وزرای دیگر با آغوشی باز به استقبال رسانه ها می روند؛ می خواهد برنامه کوله پشتی یا شب شیشه ای باشد، می خواهد صندلی داغ یا نگاه یک یا گفتگوی ویژه خبری باشد، می خواهد کیهان یا همشهری جوان یا ایران و یا حتی شرق باشد؛ فتاح و لنکرانی را انصافا باید وزرای رسانه ای و پاسخگو قلمداد کنیم و طبعا مسئولی که مستمرا عملکرد تحت مدیریت خود و کارهای انجام شده اش را به مردم گزارش کند بیشتر از سایر مدیران مورد اقبال افکار عمومی خواهد بود.
۲. چه جالب! امسال هفته دولت و روز جوان با هم تلاقی پیدا کرده اند!! چه ربطی داشت به آقایان وزراء؟! عرض می کنم؛ وزرای نیرو و بهداشت نسبت به بقیه وزراء بسیار جوانتر هستند (تذکر: دکتر لنکرانی ۴۲ ساله است و مهندس فتاح ۴۶ ساله) و این جوانی آنها کمک عظیمی است به وزارتخانه متبوعشان؛ زیرا بسیاری از تصمیمات و کارهایی که یک وزارتخانه باید به انجام برساند منوط به شخص وزیر است و طبعا هر چه جوانی و در نتیجه نشاط و شادابی در او بیشتر باشد جرئت ریسک و تحول در اقدامات افزونتر خواهد بود؛ البته "جوانی" هم در این۲ وزارتخانه صرفا منحصر به آقایان وزیر نشده و سایر مدیران و معاونان وزارتخانه های بهداشت و نیرو هم جوان هستند، حتی جوانتر از خود وزراء!
