بهار سال گذشته بود که اعلام شد فیلمی رکورد فروش تاریخ سینمای ایران را شکسته و حدودا یک میلیارد تومان فروش داشته است."آتش بس" نام این فیلم بود. آن روزها بیلبوردهای شهر پر بود از تبلیغات این فیلم که بالای این بیلبوردها نوشته شده بود "کارلز برگ" (شرکتی که محصول اصلی تولیدی اش مشروبات الکلی است و در ایران ماءالشعیر و دیگر فرآورده های نوشیدنی را تولید می کند) شما را به دیدن این فیلم دعوت می کند!
کارگردان فیلم تهمینه میلانی بود، فردی که عمده شهرتش بخاطر تفکرات فمینیستی(زن سالاری) و نمایش این علاقه اش در فیلم هایش بود. فیلم یاد شده دربرگیرنده شاکله و بنیان تفکر میلانی بود که در آن رفتارهای اسلامی چون غیرت، پوشش زن، عدم اختلاط ومعاشرت زن و مرد بیگانه در مواقع غیر ضروری را همان تفکرات طالبانی و عامل عقب ماندگی زنان معرفی نماید.

استقبال گسترده مردم از چنین فیلمی و منزوی شدن بسیاری از فیلم های ارزشمند باعث رنجش خاطر بسیاری از افراد متعهد و ارزشمدار کشور شد. این بغض ادامه داشت تا آنکه اعلام شد "مسعود ده نمکی" نویسنده پر شر و شور نشریات تعطیل شده جبهه و شلمچه و رزمنده ای که با وجود سن پایین سالیان نسبتا طولانی از عمر خود را در جنگ تحمیلی گذرانیده بود پس از ساخت 2 مستند پر سر و صدای "فقر و فحشا" و "کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟" قصد دارد اولین فیلم سینمایی خود را هم بسازد. ده نمکی همواره منش بچه رزمنده های جبهه ها را به همراه داشته و سعی داشته تا مانع از آن بشود که به هر علتی حماسه مجاهدت رزمندگان کمرنگ شود و به جهت این وظیفه ای که بر دوش خود احساس می کرد، به سراغ ساخت فیلم "اخراجیها" در میدان پر مخاطب سینما رفت.

هیچکس فکر نمی کرد ده نمکی با این فیلم بتواند موفقیت خاصی را تجربه کند ولی این امیدواری بوجود آمد که بعد از مدتها کارگردانی با روحیات تمام عیار حزب اللهی پا به عرصه ای گذاشته که اغلب در دست گیشه پرستانی است که به بهای ذبح مفاهیم اخلاقی جیبهای خود را احیا می کنند. اما روزها گذشت تا اینکه فیلم به جشنواره فجر راه یافت و در کمال ناباوری تماشاگران انبوهی را به خود جلب کرد، این استقبال نوید فروش بسیار بالایی را می داد که همینطور هم شد. هجوم بی سابقه مردم به سمت سالنهای سینما برای دیدن اخراجیها باعث شد تا خیلی ها ساعتها پشت در سینماها بمانند و نیز برخی سینماها در اقدامی بی سابقه سانسهای فوق العاده در ساعتهای 12 تا 2 شب و نیز 2 تا 4 بامداد برای نمایش فیلم در نظر بگیرند.تا لحظه نگارش این مطلب اخراجیها بیش از 2 میلیارد تومان فروخته که حتما این رقم در روزهای آتی افزایش زیادی خواهد داشت.
می گفت:« در دانشگاهمان خیلی از دخترهای سانتی مانتال را می شناسم که وقتی به مزار شهدای گمنام می رسند،زار زار گریه می کنند،در شبهای احیا و ایام محرم هم همین گونه هستند،در برنامه کمک به فقرا و محرومین که از طرف برخی از بچه های دانشگاه در ماه رمضان صورت می پذیرد همیشه در صف اول هستند،در شوخیهایشان هیچگاه حرف رکیک نمی زنند،خیلی از همین دخترها را در کاروانهای راهیان نور دانشگاه دیده ام و ...»
این ها را می گفت تا اینطور نتیجه بگیرد که:« معنویت و دین داری به باطن است نه ظاهر افراد»
چند بار این نتیجه گیری را در ذهنم مرور کردم و پس از آن از خودم سوال کردم مگر می شود در شرایط عادی انسان باطن و قلبی با ایمان داشته باشد اما ظاهرش مومنانه نباشد؟! معمولا به کسی می گوییم قلبی پاک دارد که تمام اوامر دین را اطاعت کند نه کسی که به بخشی از آن به خوبی عمل می کند و بخشی دیگر را به وادی فراموشی می سپرد. سوالی که مطرح می شود این است که این اوامر دین را فرد خاصی تعیین میکند؟ مثلا فلان آخوند یا بهمان مجتهد؟
پاسخ آنستکه این بایدها و نبایدها از چند منبع استخراج می شوند اما مهمترین و معتبرترین آنها "قرآن" است،یعنی دستوری را که قرآن بدان امر نموده بی چون و چرا بایستی پذیرفت و همین قرآن در آیه 31 سوره نور صراحتا به زنان رعایت حجاب را امر فرموده است.
اگر دختران و زنان یاد شده را بمثابه فرشتگانی معصوم در نظر بگیریم که از هر گناهی مبرا هستند اما فقط پای حجابشان می لنگد مثل آنستکه فردی تنها یکی از عددهای شماره تلفنی را اشتباه بگیرد و آنگاه به جای بهشت به تلفن خانه جهنم وصل شوند!

روزهای ابتدایی امسال مصادف شد با درگیری کشورمان با مسئله دستگیری 15 نظامی انگلیسی که با مشایعت و همراهی یک فروند هلی کوپتر به آبهای اروندرود وارد شدند(بخوانید تجاوز کردند).
در این چالش جدید دولتمردان کشورمان بسیار جدی و قاطع وارد کارزار شدند و در مقابل دنیای استکبار و محکومیتهایشان ایستادند و وقتی بطور کامل رجزخوانیهای آنان را بی اثر گذاشتند شوک جدیدی را به آنان وارد نمودند و به یکباره دستور آزادی 15 نظامی را صادر کردند.
گرچه برخی شواهد و قرائن حاکی از آن است که این اقدام دولت با نظر مساعد مقام معظم رهبری انجام گرفته است اما شیرینی قدردانیها و تمجیدها و نیز تلخی انتقادات و ایرادات مستقیما متوجه دولت نهم بوده است. بنظر می رسد این اقدام نظام جمهوری اسلامی ایران با درایت و دوراندیشی کامل صورت پذیرفته و تمام شاخصهای عزت ،حکمت و مصلحت در آن رعایت شده است. در این ماجرا علیرغم تبلیغات فراوان رسانه های مغرض داخلی روی ضرب العجل 48 ساعته تونی بلر، وی مجبور شد قبل از اتمام 48 ساعت، رسما از ایران طی نامه ای عذرخواهی نماید. یعنی عملا با عذرخواهی خود قبل از اتمام 2 روز مهلتی که به ایران داده بود، پنبه ضرب العجل خود را زد و آن را بی اثر ساخت.
(اگر می خواهید بیشتر در این باره بدانید حرفهای آقای ولایتی را مطالعه بفرمایید)

این ماجرا مزایای دیگری را نیز برای کشورمان دربرداشت، هم در به اسارت گرفتن 15 نظامی یاد شده و هم در آزاد کردن آنان ابتکار عمل در دست دولتمردان کشورمان قرار داشت و طرف مخاصمه هر دفعه مجبور بود خود را با ایده های دولت ایران وفق دهد.
آزادی دبیر دوم سفارت ایران در عراق(جلال شرفی) نیز از دیگر نتایج آزادی نظامیان انگلیسی بود. نکته ظریفی که در این بین مشهود بود آن است که ادعا می شد شرفی توسط تروریستهای بعثی دستگیر شده ولی در این ماجرا وی با دخالت انگلیسیها آزاد شد و این واقعه آشکارا ارتباط تروریستهای عراقی را با نیروهای انگلیسی و آمریکایی، یعنی مدعیان برقراری امنیت در عراق، نمایان می سازد.
از دیگر سو انگلستان کتبا به ایران تعهد داد که دیگر به آبهای ایران تجاوز نکند و این تعهد سند زنده عزت کشورمان محسوب می گردد.
به رخ کشیدن رافت اسلامی آن هم جلوی دوربین اکثر تلویزیونهای مشهور دنیا که بطور زنده مصاحبه دکتر احمدی نژاد را پخش می کردند در شرایطی که این تلویزیونها و اربابانشان سعی دارند اسلام را دینی متخاصم و جنگ گرا معرفی کنند، منفعت بزرگی بود که ایران اسلامی در این ماجرا به زیبایی از آن بهره برداری نمود.
احصاء تمام گلها(سیلی ها)یی که ایران به انگلیس و غرب زد وقت و حوصله زیادی می طلبد اما تیتروار به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:
- امکان برقراری ارتباط ایران با 5 دیپلمات ربوده شده در اربیل عراق و احتمال آزادی آنان
- اذعان رسانه های دنیا و انگلستان به شکست در هر دو مرحله این ماجرا
- تقویت موضع عزتمدارانه جمهوری اسلامی ایران در دنیا (اینجا را بخوانید)
- منعطف شدن اذهان مردم دنیا در قبال رفتارهای ایران در مسائل بین المللی و تسری آن به مسائل هسته ای کشورمان
هفته پیش به اتفاق جمعی از بچه های حزب اللهی شهر به منظور بازدید از مناطق جنگی غرب کشور عازم کرمانشاه و ایلام شدیم. در این سفر حاج فاضل ترک زبان فرمانده گردانهای مالک و حبیب ابن مظاهر در زمان دفاع مقدس ،حاج مرتضی مصطفوی و آقا رضای ادیبی (از دوستان نزدیک شهید مرتضی آوینی ) ما را همراهی می کردند.
مناطق وسیعی از این دو استان در زمان جنگ تحت اشغال دشمنان بوده وبا جانفرسایی و همت رزمندگان و نیز امداد های غیبی پروردگار متعال این مناطق آزاد شدند.
اما نکته ای که در این بین بسیار مشهود بود غربت این مناطق بود . حاج فاضل می گفت : این مناطق زمان جنگ هم خیلی غریب بودند و بیشتر رزمندگان به دلایل مختلف از جمله حضور منافقین ،راههای صعب العبور،کردهای دموکرات و آب وهوای سرد ترجیح می دادند تا به مناطق جنگی جنوب اعزام شوند و غرب علاوه بر زمان جنگ امروز هم خیلی غریب است.

در حالیکه جبهه های جنوبی نظیر شلمچه ،طلائیه ،دوکوهه فکه چزابه و... شاهد حضور صدها هزار زائر است مناطق جنگی غرب کشور بسیار خلوت است . خلوت تر از آنچه فکرش را کنید.! خود من در این مدت تنها یک اتوبوس راهیان نور را در این مناطق دیدم !حتی برای 13 به در هم کسی به آنجا سری نمیزند .
زوار این مناطق اندک بودند اما عرفان ومعنویت در ذره ذره خاک تنگه مرصاد ،ارتفاعات بازی دراز ،گیلانغرب ،سر پل ذهاب ،تنگه چار زبر ،ارتفاعات پاتاق و کرند موج میزد و چه زیبا فرمود شهید بهشتی
«به عرفا بگویید خانقاه واقعی عرفان بازی دراز است. »
علاوه بر این مناطق نکته ای که دل را آزرده می ساخت محرومیت شدید مردم این مناطق بود . بعنوان نمونه روستای "دار بلوط" واقع در استان کرمانشاه را مثال میزنم
دقیق یادم نیست که این روستا در کجای استان کرمانشاه قرار داشت ولی یادم هست که حاج فاضل می گفت این روستا زمان جنگ به کلی تخریب شد و عده ی زیادی از مردم روستا کشته شدند و کردهای ساکن این روستا در کنار رزمندگان بسیجی جانانه جنگیدند.
وقتی در حال بازدید از این روستا بودیم مردم روستا ما را احاطه کردند آنها از وضعیت معیشتی خود گله داشتند می گفتند تاکنون چندین نامه برای حل مشکلاتشان خطاب به رئیس جمهور نگاشته اند اما هیچ خبری نشده است
همین جا و به این وسیله از رئیس جمهور دوست داشتنی ام تقاضا می کنم اگر این مطلب به رؤیتشان رسید در صورت امکان به مشکل مردم شریف این مناطق ،خصوصا مردم روستای یاد شده رسیدگی و یا لااقل پاسخ نامه های آنان را مرقوم فرمایند.
