تبليغاتX
:: خاکریزیسم ::
ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم

1. به بچه های وبلاگی این روزها مرتب سر می زنم ، خدا را شکر وبلاگهای بچه حزب اللهیها خوب پا گرفته و رو به رشد است خصوصا بر و بچه های سیاسی که حقا خط شکن هستند نمونها فراوانند از حامد خبرنگار گرفته تا احمدی بیدار و تا حسن رجانیوز و ...

اما یک نکته ؛ گاهی اوقات یک سری مسائل مثل ژست ژئورنالیستی یا مثلا پوززنی یکی دیگه و یا خالی کردن دق و دلیهامان باعث می شود اصل اصیلی که حزب اللهی بودنمان بی آن معنا  ندارد یعنی تقوا را به وادی فراموشی بسپاریم و این آغاز سرازیری سقوط است به خدا قسم هر چند هم تعداد بازدید کنندگان وبلاگمان زیاد شود ارزش یک تهمت زدن به فردی را ندارد

 2. این روزها در سیستان و بلوچستان خیلی شلوغ است ؛ ظاهرا همه آتشها از گور مستقران در مسجد مکی بلند میشود و حتی بمب گذاری که دستگیر شده از طلبه های همین مسجد بوده  و البته نباید نقش پاکستان و منافقین و آمریکا را هم نادیده گرفت

3. قیمت برخی کالاها خداییش خیلی بالا رفته که فکری باید به حالشان کرد ، البته قیمت میوه خیلی پایین آمده خصوصا گوجه!

 4. حرفهای رفسنجانی در فوق العاده به بیننده اینطور القا می نمود که انگار امام همه جا صرفا تماشاچی زحمات بی شائبه آقای رفسنجانی و همقطارانش بوده و در مواردی هم که امام خود دخالت نموده اند خرابکاری کرده اند! البته این را هم از قلم نینداختند که دوره سازندگی بسیار دوره خوبی برای ملت بوده و همه در شادی و رفاه به سر می برده اند و انگار که تورم 49 درصد چند روزی بیشتر گریبان مردم را نگرفته بوده!!!

 5. از پسر جواد شمقدری شنیدم " اخراجی ها " در جشنواره فجر مستحق خیلی جوائز بود ولی بدلیل محافظه کاری برادر صفار و اینکه احتمال دارد انگ حمایت از چماقداران انصار حزب الله به او زده شود این فیلم را ندید گرفته اند ! خداییش صفار بعد از یکسال و چهار ماه خیلی قویتر از این باید ظاهر می شد...

 6. دوستان یه سری به مناطق زلزله زده لرستان بزنید و اقدام زیبا و رشک برانگیز دولت را در آنجا ببینید و اینکه به چه قشنگی خانه ها بازسازی شده اند.

 7. خدا بیامرزد مرحوم فردوسی پور را ؛ همین چند شب پیش سید علی اکبر محتشمی از مردم خواست برای شفایش دعا کنند اما رفت همانطور که یثربی و دوانی و خلخالی و خیلیهای دیگر در این چند وقته رفتند و اینها اسناد زنده انقلابند که یک به یک دارند از بین میروند و ما از آنها استفاده ای نمی کنیم ؛ خداییش چند نفرتان مرحوم فردوسی پور را می شناختید

 8. از بابت فیلتر سایت بازتاب خیلی خوشحالم چون عملا این اواخر کار بازتاب فقط فحاشی به دولت بود و عملا به آسیاب دشمن آب می ریخت.

 9. من ؛ یعنی سید مصطفی میرمحمدی را این روزها خیلی دعا کنید که به آن نیاز مبرم دارم

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 23:38 | لینک  | 

میخواستم برم دانشگاه... ایستادم سر خیابون تا تاکسی بگیرم. یک پراید نگه داشت. همینکه تو ماشین نشستم متوجه شدم راننده Cd  یک خواننده زن رو تو ضبطش گذاشته. به راننده گفتم لطف میکنید رادیو رو بگیرید؟ جواب داد:رادیو نداره! گفتم: پس لطف میکنید ضبط رو خاموش بفرمایید؟راننده با غر و لند صدای ضبط روکمی پایین آورد. یکی از مسافرها هم بدجوری به من نگاه می کرد!

مشغول طی مسیر بودیم تا اینکه ناغافل یک دست انداز وسط خیابان ظاهر شد و ماشین تکانی آنی خورد. راننده که بخاطر کم کردن صدای ضبطش منتظر بهانه ای برای خالی کردن مکنونات قلبی اش نسبت به نظام بود شروع به بد و بیراه گفتن به انقلاب و دولت کرد. خوب بهانه ای گیرش آمده بود؛ دست انداز!!!

میگفت: خدا پدر شاه رو بیامرزه، چه خدماتیکه به این ملت نکرد! اون روزها اینقدر بدبخت نبودیم! الان ملت مثل [...] پشیمونه که قدر شاه رو ندونست! وقتی از تمجید و ستایش از شاه خسته شد شروع به نثار کردن رکیکترین فحشها به آخوندها و حکومت کرد. شانس آوردم که تلفن همراهش به صدا در آمد. ربع ساعتی را پشت فرمون ماشین با عیالش مشغول رد و بدل کردن دل و قلوه بود. در این مدت مشغول فکر کردن بودم که روی چه حساب و فرمولی این راننده بد دهن و دهها نفر دیگر جمهوری اسلامی را اینگونه مورد طعن و لعن خویش قرار می دهند؟

چند نفری از دربار شاه را در ذهنم مرور کردم ؛ اشرف پهلوی خواهر هرزه شاه که نفر اول مافیای قاچاق مواد مخدر در کشور و نیز از دایر کنندگان مراکز متعدد فساد بود که سرمایه انبوهی از مردم بینوا را تاراج کرد 

؛ فرح همسر شاه که از بانیان اصلی جشنهای 2500 ساله و جشن هنر شیراز بود که برگزاری این جشنها شیرازه اقتصاد مملکت را از هم پاشاند ؛ هویدا، نخست وزیر شاه که بهایی مسلک بود و معتقد بود اقتصاد مملکت با وجود نفت نیاز به تولید ندارد و عملا اقتصادی کاملا مصرفی را نهادینه کرد ؛ نصیری ، گماشته شاه در سازمانیکه خود شاه به کمک موساد و سیا آنرا تاسیس کرد یعنی ساواک، که در آن بسیاری از زنان و مردان انقلابی کشته یا بطرز فجیعی  شکنجه شدند.

فکر کردم که آیا سفره های مردم در سالهای پیش از سال  57 با سفره های آنها در دوران پس از پیروزی انقلاب یکسان بوده؟ بقول "مرتضی عزت شاهی" (کسیکه بیشترین و شدیدترین شکنجه ها را در زندانهای مخوف شاه تحمل نمود) که میگفت: قبل از انقلاب آبگوشت و برنج غذای خیلی لوکسی بود ولی الان سر هر سفره ای این غذاها یافت میشود. آیا روزنامه های قبل از انقلاب مانند روزنامه های پس از انقلاب میتوانستند اینقدر آزادانه دولتمردان را به باد انتقاد گیرند؟ و اینکه کدامیک از مسئولان حکومت پهلوی اینقدر با مردم جامعه تحت حکومتشان نزدیک بوده اند بطوریکه امروز حتی مردم روستاها و شهرهای کوچک هم رییس جمهور و وزرا و وکلای خود را براحتی میبینند و میتوانند مشکلاتشان را با آنها در میان بگذارند. در زمان حکومت شاهنشاهی هزاران پزشک خارجی و مستشار بیگانه در کشور اجازه رشد به متخصصان داخلی را نمیدادند و عملا تبدیل به کشوری وابسته شده بودیم.

قبل از انقلاب وابستگی ایران به کشورهای خارجی به حدی بود که دو شاه پهلوی را مستقیما خود انگلیس و آمریکا ابتدا گماشتند و سپس برکنارشان کردند و به جزیره موریس و کشور مصر فرستادند(بخوانید تبعید کردند). اما امروز ایران اسلامی قدرت اول منطقه و بدون وابستگی به هیچ ابرقدرت و غیر ابرقدرتی است با آنکه با گذشت تنها 27 سال و با وجود تحریمهای متعدد و جنگ پرخسارت 8 ساله در بسیاری از ابعاد علمی ، نظامی ، صنعتی و ... مانند انرژی هسته ای، موشکهای دوربرد ، کشف سلولهای بنیادی و ... با کشورهای پیشرفته دنیا در حال رقابت است. کشوری که یک تنه در مقابل تمام زورگویان عالم ایستاده و تبدیل به امید بسیاری از مردم مستضعف دنیا شده است .

البته مجالی برای ذکر تمام حقائق نیست و نظام جمهوری اسلامی با وجود پاره ای از خیانتها و سنگ اندازیهای عوامل داخلی و خارجی هنوزراه زیادی را در پیش دارد. فقط یک نکته : اگر امروز تخم مرغ مقداری گران شده است ، این ایده آل نیست اما خیلی بهتر از آنستکه آن را با قیمت بسیار گزافی از اسراییل وارد کنیم.

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 23:36 | لینک  | 

هزار و سیصد و شصت و هفتمین سالگرد شهادت امام حسین (ع) و 72 نفر از بهترین یارانش در پیش است و شیعه 1367 سال با تکیه بر فرهنگی که در حماسه کربلا خلق شد هر روز و هر روز استوارتر از روز قبل رو به تعالی و عزتمندی بی توقف حرکت کرد. فرهنگی که یک مشت جوان شیعه را 33 روز در برابر ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل سراپا نگاه می دارد و سرانجام با فضاحت تمام او را مجبور به عقب نشینی می کند و رویای شیرین خاورمیانه بدون شیعه را به کابوس دردناکی برایشان تبدیل می کند. این ماجرا زیاد غریب نبود چون حلاوت چنین تجربه ای را شیعیان ایران چندین سال قبل از آن در شلمچه و خرمشهر و سرپل ذهاب و مهران و طلائیه و فکه و هزار جای دیگر این مرز و بوم ، چشیده بودند.

مشکل امروز آمریکا و غرب انرژی هسته ای ایران یا فرهنگ و تمدن غنی او و یا موشکهای شهاب 3 و رزمایشهای آن چنانی نیست ؛ بی اغراق می گویم که مشکل استکبار با ایران نه در طول این دوران بلکه در همه اعصار، فرهنگ عاشورا بوده و هست و این مدرنترین سلاحی است که دنیا و آخرتمان را تضمین می کند.همین.

علت متعالی بودن فرهنگ عاشورا عجین شدن آن با مسئله جهاد و شهادت است زیرا مردمی که از مرگ واهمه ای ندارند دیگر شکست هم برایشان مفهومی ندارد و بفرموده حضرت روح الله "ملتی که شهادت برایش سعادت است پیروز است" و حکمت این سخن حضرت روح الله برخاسته از منطقی است که سیدالشهدا (ع) ۱۳۶۷ سال پیش آن را فریاد کرد:

                       لا اری الموت الا سعاده و الحیات مع الظالمین الا برما

پیامی که کربلا آن را فریاد می کند آنست که امام حسین که رهبری جریانی ژرف را بر عهده داشت و نه مثل رهبران واتیکانی که در کلیساهاشان دستور صادر میکنند و خود از هر بلیه ای به دورند، با اهل بیت و یاران مخلصش که سر جمع 72 نفر بودند در مقابل سپاهی انبوه می ایستد و به بدترین وجه کشته می شود تا ریشه اسلام ناب نخشکد زیرا تقیه و لحظه ای تایید یزید و یزیدیان در این هنگام تیشه ایست به ریشه اسلام محمدی و ای کاش که ما فراموش نکنیم "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" و در عاشورا و کربلای سال 1385 هجری شمسی اگر حسینی نیستیم لااقل در صف یزیدیان نباشیم.

 ما شناخت صف حسینیها و یزیدیها بسیار دشوار است اگر آنروز کید و مکر عبیدالله ها و عمرسعد ها تفکیک سپاه حق و باطل را برای مردم دشوار ساخته بود ،امروز سی ان ان ها و بی بی سی ها و دشمنان داخلی همین نقش را ایفا می کنند پس کوچکترین اشتباهمان مساوی با به مسلخ بردن حسین و حسینیان زمانمان است و ...

        ----------------------------------------------------

پ ن

دیدم متن حس خاصی به خودش گرفته گفتم آفات هیئتها رو در پی نوشت ذکر کنم!

... اما کید و نقشه دشمن و یا شاید هم جهالت خودمان باعث گردیده تا خوشه چینی ما از این حماسه سال به سال کمتر شود و این واقعیت تلخ در چند صورت خودنمایی میکند:

1.برخی اوقات این قدر غرق در حاشیه های مراسم عزاداری و هیئت می شویم که به کلی متن را از یاد می بریم. "شام هیئت چی شد؟ ملت معطلند" ، "چون فلان مداح در فلان هیئته پس اون هیئت بهتره" ،"این آمپلی فایر چرا اینقدر بد اکو می ده!" ،"این مصیبتی که داره می خونه راسته یا دروغه؟"، "فلانی چرا لباس مشکی نپوشیده؟"، کاش پرچم ها رو بالاتر زده بودیم ها" ، "چرا فلانی نیومد؟" ، "کاش امشب نوشابه هم داده بودیم" ، "بچه ها امشب خوب زنجیر نمی زنن!" و ... مطالبی هستند که ما را به سمت این حاشیه ها می کشانند و مانع تدبر و اندیشه دریاره این حماسه و نیز درباره خودمان و اعمالمان می شود

 2.بدعتهایی که در این مجالس گریبانگیر عزاداران است، فرد را فرسخها از اهداف واقعی برگزاری چنین مراسم هایی دور می سازد: "قمه زدن" که اکثر مراجع آنرا موجب وهن به دین و حرام اعلام کرده اند ،برهنه شدن مردان که هیچگونه توجیهی برای آن وجود ندارد و نیز ترسیم چهره مبارک امام حسین (ع) و یا حضرت ابوالفضل و همچنین دروغهایی که صرفا به جهت "اشک در آوری" مستمع گفته می شود از این دست بدعتها هستند. در کنار این بدعتها متاسفانه شاهد چشم چرانی برخی نیز هستیم که بخاطر اختلاط مردان و زنان چنین وضع اسف انگیزی ایجاد می شود. از قلیان کشی و سیگار و نعوذ بالله مصرف تریاک هم فقط به ذکر خاطره ای اکتفا میکنم :مادری میگفت: "پسرم خیلی در وادی دین و ایمان نبود ولی پسر سالم و درس خوانی بود اما یکسال دیدم که  از اول محرم او به هیئت خیلی زیاد وابسته شده، خیلی خوشحال شدم ،اما این خوشحالی دیری نپایید چون پسر سالمم بعد از حضور در هیئت بواسطه معاشرت با برخی هم هیئتی هایش سیگاری شد و ... "

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 23:35 | لینک  |