"ازدواج علی و زهرا و اینکه عقد این ازدواج را خدا بسته است ٬ البته جنبه تشریفاتی ندارد٬ نظر به نسل منتخبی است که در ضبط و نگهداری اسلام نقش عمیقی خواهد داشت." یادداشتهای استاد مطهری ج۹ / ص۲۹۸
سالروز ازدواج مولی الموحدین حضرت علی (ع) و بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) بر تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت باد
هاشمی رفسنجانی هم رای آورد ، آن هم با اختلاف چند صد هزار نفری نسبت به نفر دوم.
به هر حال هاشمی کسی بود که نمیخواستیم در این دوره به مجلس خبرگان بپیوندد. البته برای این هدف دلیل هم داشتیم.
- آقای هاشمی قائل به زمینی بودن مقوله ولایت فقیه است.
- آقای هاشمی هنوز هم سخت شیفته موضوع شورای رهبری است. صحبتهای متعدد ایشان در چند وقت اخیر، از جمله در جمع طلاب شهرری موید این مطلب است.
- آقای هاشمی بنا بر اظهارات عطریانفر، مهره مورد نظر برای تغییر ساختار در مجلس خبرگان رهبری است البته منظور عطریانفر از تغییر ساختار در مجلس خبرگان به گفته خودش احیای مسائلی چون استیضاح رهبری و شورای رهبری است .
به این بدعتها محتوای تفکرات آقای هاشمی و دار و دستهاش را نیز بیفزایید. تفکراتی که خیلی اوقات با مبنای اسلامی نظام همخوانی نداشت و ذکر آنها مثنوی هفتاد من کاغذ می طلبد.

اما به هر ترتیب "اکبر هاشمی بهرمانی(رفسنجانی)" با 1 ميليون و 564 هزار و 197 رأي ،مقتدرانه وارد مجلس خبرگان رهبری شد و بایست دعا کنیم که مسائل مذکور صرفا وهم و خیالی بیش نباشد وگرنه کار بزرگوارانی چون آیت الله مصباح، آیت الله یزدی، آیت الله مشکینی،آیت الله جنتی و ... بسیار دشوار خواهد بود.
اما انتخاب هاشمی آن هم با این تعداد رای مزیتی نیز داشت و آن اینستکه اقبال وسیع مردم به سوی هاشمی مانع از این شد که پدیده "منتظری دومی" در کشور بوجود آید و هاشمی را تبدیل به مخالف نظام یا موافق مخالف نظام نماید و این بسیار ارزشمند است.
معروف است برای درمان سنگ کلیه یا با موج (دستگاه سنگ شکن) آن را می شکنند که با درد بسیار زیادی همراه است و یا اینکه با خوردن مایعات زیاد زمینه را برای دفع خودبخودی سنگ که بدون درد هم خواهد بود فراهم می کنند.
"حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
پ ن
* هر چه فکر کردم مزیتی برای حضور حسن روحانی در مجلس خبرگان بیابم ٬ نیافتم!
انتخابات این دوره هم تمام شد ...
خیلیها از جمله خودم خیلی تعجب کردم که که چگونه این همه جمعیت به پای صندوقها کشیده شدند.
اما به مرور پاسخم را یافتم. در انتخاباتهای قبلی مردم می دیدند که هر کسی را که انتخاب می کنند گفتمان غالب در کشور آنچنان تغییر محسوسی نمی یابد اما مردم در روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری با گفتمان جدیدی روبرو شدند.
بر خلاف عرفی که در دایره سیاست مداری در کشور رایج شده بود، فردی، خیلی بی تکلف و با زبان خود مردم با آنان سخن می گفت.
شخصیتش مانند شخصیت سیاستمداران قبلی که دیده بودند آن چنان پیچیده نبود و عمق تفکرات و حرفهایش را می شد به آسانی یافت و به قول قدیمیها "ضاهر و باطنش یکی بود".
مردم با ناامیدی نسبت به رای آوردن او آراء خود را به نفع او به صندوقها ریختند و در کمال ناباوری دیدند که او انتخاب شد. در این مقطع ملت به خوبی با پوست و گوشت و خون خود تاثیر رای خود را احساس کرد.
ملت دید که رایشان چگونه فضای فرسوده غالب در کشور را تغییر داد به همین دلیل انتخابات سومین دوره شوراها و خبرگان را فراموش نکردند...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پروين احمدي نژاد (کد انتخاباتی: 1758)كارشناس ارشد فلسفه اسلامي – عضو شوراي همانديشي زنان صدا و سيما – مدرس دانشگاه – مدرس حوزه علميه – عضو در شوراي مركزي جامعه زينب (س) – عضويت در حزب جمهوري اسلامي – عضويت در بسيج فرهنگيان
مهندس مهرداد بذرپاش (کد انتخاباتی: 7698)
مهندسي صنايع از دانشگاه صنعتي شريف – كارشناس ارشد مديريت اجرايي از دانشگاه علامه طباطبايي – مشاور رييس جمهوري اسلامي ايران – رييس حوزه مشاوران جوان رياست جمهوري – مشاور شهردار تهران – رييس فرهنگسراي خاوران – مشاور رييس سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران – عضو شوراي فرهنگي دانشگاه صنعتي شريف – مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف
مهندس مهدی چمران کارشناس ارشد معماری دانشگاه تهران- مهندس مشاور معماری و شهرسازی- عضو کميته استقبال از امام خمينی ره- رئيس دانشکده هنرهای زيبا دانشگاه تهران- رئيس بنياد حفظ آثار و و ارزشهای دفاع مقدس- معاون فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا - عضو هيئت علمی و مدرس گروه معماری - دانشکده هنرهای زيبا دانشگاه تهران
مهندس امير رضا آشتياني واعظي (کد انتخاباتی: 3697)
كارشناس ارشد مديريت – عضو هيأت رييسه دومين دوره شوراي اسلامي شهر تهران – خزانهدار دومين دوره شوراي اسلامي شهر تهران – رييس كميته نوسازي خودروهاي فرسوده كشور – رييس فدراسيون دوچرخهسواري جمهوري اسلامي ايران – عضو هيأت رييسه كنفدراسيون كمپو كارته آسيا
مهندس مسعود زريبافان (کد انتخاباتی: 9134)
كارشناس ارشد برنامه ريزي شهري (شهرسازي) – عضو دومين دوره شوراي شهر تهران – دبير هيأت دولت جمهوري اسلامي ايران – شهردار و معاون فرماندار مهاباد – معاون عمران استانداري كردستان – قائم مقام معاون عمران بنياد مستضعفان و جانبازان – معاون اجرايي منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي
دکتر نسرين سلطانخواه حقيقي (کد انتخاباتی: 7854)
دكتراي رياضي از دانشگاه صنعتي شريف – عضو دومين دوره شوراي اسلامي شهر تهران – عضو شوراي پژوهشي دانشگاه الزهرا (س) – عضو انجمن رياضي ايران
دکتر حسن زياري (کد انتخاباتی: 5169)
دكتراي مهندسي حمل و نقل و ترافيك – عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران – عضو دومين دوره شوراي اسلامي شهر تهران – رييس كميسيون شهرسازي شوراي اسلامي شهر تهران – رييس كميته ترافيك شوراي اسلامي شهر تهران – مدير كل امور شهري و روستايي استانداري گيلان – معاون آموزشي و پژوهشي دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت ايران – عضو انجمن مهندسي علمي ايران
دکتر خسرو دانشجو (کد انتخاباتی: 7317)
دكتراي مهندسي معماري شهرسازي – عضو دومين دوره شوراي اسلامي شهر تهران – معاون نظارت شوراي اسلامي شهر تهران – مدير گروه راه و ساختمان و نقشهبرداري كارشناسان رسمي دادگستري – رييس دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران سما – عضو هيأت علمي دانشگاه
دکتر حمزه شكيب (کد انتخاباتی: 1934)
دكتراي ديناميك سازه و مهندسي زلزله – عضو دومين دوره شوراي اسلامي شهر تهران – رييس كميته ايمني شوراي اسلامي شهر تهران – عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس – مدير گروه سازه دانشگاه تربيت مدرس
دکتر مهنوش معتمدي آذري (کد انتخاباتی: 6847)
دكتراي ميكروالكترونيك از لندن – عضو دومين دوره شوراي اسلامي شهر تهران – عضو انجمن اسلامي دانشجويان در لندن – عضو هيأت علمي دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي – عضو جهاد دانشگاهي دانشكده برق دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي – عضو انجمن اسلامي فارغالتحصيلان اروپا، آمريكا و اوقيانوسيه
دکتر عباس مسجدي (کد انتخاباتی: 9138)
دكتراي پزشكي – مشاور وزير بهداشت – رييس گروه مشاوران جوان وزارت بهداشت – دبير و عضو شوراي عالي فرهنگي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي – معاون اداري- مالي سازمان پزشكي قانوني كشور – مدير كل حوزه رياست سازمان پزشكي قانوني كشور – عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي پزشكان ايران – عضو شوراي فرهنگي دانشگاه علوم پزشكي ايران – مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشكي ايران
دیشب علی زاکانی آمده بود دانشگاه. استخوان خورد کرده جنبشهای دانشجویی که حالا بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه زده و یک روز در میان چوب در لانه دانشگاه آزاد می کند و صدای جاسبی و روابط عمومی اش را در می آورد.
ولی روشنترین چیزی که از کارنامه فعالیتهای او در ذهن بچه ها مانده بود مصلحت سنجی های مشهور او در طول انتخابات آن هم دوش به دوش احمد توکلی و گیرافتادن در آن بحث کذایی "صالح مقبول" و "اصلح نامقبول" و طرفداری از قالیباف بود.شبهات بسیاری درباره قالیباف و طرز تفکر او و نیز نحوه تبلیغاتش از زمان انتخابات در ذهن بچه ها مانده بود که برای هیچکدام جواب منطقی نگرفتند.و حالا بعد از بی فکری – بخوانید غرض ورزی- تعدادی از اعضای شورایشهر که تا قبل از انتخابات طرفدار دوآتشه احمدی نژاد بودند دوباره قالیباف و قالیبافیها جان گرفته و برای او فعالیت می کنند که تاکنون هم خیلی موفق بوده اند، آنها چمران و شیبانی که اسمشان به دلایلی خیلی بیشتر از سایر اعضای شورایشهر در اذهان مردم باقی مانده را به لیست خود کشانده اند ؛البته به این دو اسم نام مرتضی طلایی را نیز باید اضافه نمود.
دیشب زاکانی خیلی تقلا میکرد تا خود را طرفدار وحدت نشان دهد و حتی گفت من پای کسی که بین ما و "رایحه خوش خدمت" وحدت ایجاد نماید را میبوسم!
اما نمیدانم این گفته تا چه حدودی از صحت برخوردار باشد چون تنها شرط بذرپاش و ائتلاف رایحه خوش خدمت نبودن اسمی از محمد باقر قالیباف برای شهرداری تهران بود. اگر حرفهای زاکانی راست بود و واقعا وحدت اصولگرایان- آنطور که دیشب برایش بی تابی مینمود- برایش اهمیت داشت این شرط را می پذیرفت و به 3 ماه درگیری و استرس پایان می داد چرا که طبق اظهارات خودش ابدا قالیباف برایش موضوعیت نداشته(!) و ندارد.
اما دیشب زاکانی خود را خیلی طرفدار احمدی نژاد نشان داد که امیدوارم حقیقت داشته باشد ؛البته زاکانی از ابتدای روی کار آمدن احمدی نژاد تاکنون به دولت انتقاد منصفانه یا غیر منصفانه ای نداشته و حتی در نطق اخیرش درباره دانشگاه آزاد از اقدام احمدی نژاد درباره این دانشگاه تقدیر هم نمود.
به هر حال به نظر می آید در طی هفته های باقیمانده تنها عاملی که می تواند وحدت اصولگرایان را تضمین نماید کنارگذاشته شدن سردار قالیباف از معادلات است.
البته این اصرار ائتلاف رایحه خوش خدمت زیاد هم بی ربط نیست.
اگر قبول ندارید اینجا و اینجا و اینجا و اینجا را کلیک نمایید.
البته خواندن مقاله حسین شریعتمداری در این باره خالی از لطف نیست ...
دیشب "حاج حبیب کاشانی" یکی از اعضای شورایشهر تهران آمده بود دانشگاه.
بچه ها دل پری از او و در کل تیم بیادی داشتند چون وجود اختلافهای فعلی بین حامیان دولت و حامیان قالیباف را از چشم آنها می بینند. حرف بچه ها این بود که چرا قالیبافی که تا قبل از انتخابات نزد بیادی و دار و دسته اش عنصر ضد اصولگرایی بود و حتی او را بخاطر آن حکایت معروف "رضا خان حزب اللهی!" مرتیکه احمق و بی شعور خطاب ساختند به یکباره ۲ ماه پس از انتخابات او را بعنوان کاندیدای خود بعنوان شهردار تهران معرفی نمودند! و از همان روز همین دوستان سیل انتقادهای خود را از مسیر رسانه ها روانه دولت ساختند.بطوریکه انتقادات بیادی از دولت تبدیل به تیتر یک اعتماد ملی و سایر روزنامه های مخالف دولت شد و باصطلاح "دعوای خانوادگی را به خیابان کشاندند"؟
کاشانی درباره انتقاد از دولت گفت من انتقاد نکردم و بیادی هم اگر چیزی گفته به من ربطی ندارد و از خودش بپرسید همچنین او پیرامون چرایی انتخاب قالیباف یک پاسخ جالب داد. می گفت بعد از انتخابات آقا به احمدی نژاد گفته قالیباف و ذوالقدر در عرصه بمانند. احمدی نژاد قول ذوالقدر را می دهد ولی راجع به قالیباف میگوید :که گروه خونی او به من نمیخورد.ما هم برای اینکه حرف آقا روی زمین نماند قالیباف را شهردارش کردیم! یکی نیست به این آقای کاشانی بگه آخه مرد حسابی آقا به احمدی نژاد همچین حرفی زده نه به شما که فورا رگ ولایتمداریتون اشتباهی باد میکنه!
به هر حال با روی کار آوردن قالیباف امثال نادران و زاکانی دوباره بعد از شکست فاجعه آمیز قالیباف در ۲۷ خرداد عمر سیاسی یافته اند و حالا به جای هاشمی شدیدا احمدی نژاد را تخریب می نمایند. یک نمونه اش حرفهای همین آقا الیاس نادران بود که ۲ هفته پیش زد.
می گفت"تقابل ما و هاشمی در انتخابات آراء هاشمی را ریخت و احمدی نژاد آنها را جمع کرد!!!" یا اینکه "بیشترین تخریب قالیباف در انتخابات از سوی احمدی نژاد بود!" به این اظهارات "اس ام اس های متعدد روزنامه همشهری در تخریب دولت و بزرگنمایی اقدامات شهردار فعلی" و "دروغ پردازیهای سایتها و روزنامه های مختلف درباره دولت و شخص احمدی نژاد من جمله همین دروغ آخری که دکتر را متهم در شرکت در مراسم رقص کردند" را هم اضافه کنید.
آقای کاشانی برادر شهید و فردی بسیار اخلاقی است و بچه های هیئت رزمندگان غرب تهران به او و بیادی عشق می ورزند ولی ای کاش جناب کاشانی در کنار این حسن بزرگش یک کم به قول خودش دور از سیاست نبود که به این راحتی کلاه به سرش برود.
ایام، ایام انتخابات است و در چنین روزهایی حرفها و بحثها بر روی این موضوع تمرکز یافته لیکن دیروز به موضوعی برخوردم که تصور می کنم اهمیت آن کمتر از بحث انتخابات نیست.
دیروز باتفاق یکی از دوستانم به ویدئو کلوپ محله رفتم تا بعد از مدتها که فراغتکی به ما دست داده بود فیلمی را برای رفع این فراغت به تماشا بنشینیم.
در همین حال که فیلمها را دید می زدم ناگهان چشمم به فیلم ایرانی "آتش بس" افتاد.
این فیلم خیلی چیزها را برایم تداعی می کرد، اول اینکه وقتی این فیلم روی پرده اکران بود روی بیلبوردهای شهر، شرکت مشهور اسراییلی "کارلز برگ" همان که در تولید مشروبات الکلی و غیر الکلی ید طولایی دارد شهروندان را به تماشای آن دعوت کرده بود.
دومین نکته این بود که نام کارگردان این فیلم "تهمینه میلانی" همان فمینیست معلوم الحالی بود که در همه حال سعی در تختئه احکام اسلام و سنت ملی در رابطه با زن دارد.
میلانی در آثار قبلی خود نهایت تلاش خود را بکار برده بود تا این احکام را در جهت به بردگی کشیدن زن و تثبیت نظام مردسالارانه نشان دهد.
نکته سوم هم آن بود که این فیلم عنوان پرفروشترین فیلم سال را از آن خود ساخت!
با تجسم این نکات به دیدن این فیلم مشغول شدم.
از آغاز تا پایان فیلم با زنی روبرو هستیم که نقش او را "مهناز افشار" بازی می کرد. پوشش این زن به بدترین شکل ممکن بود و کاملا مشهود بود که طراحان لباس این پروژه شوم عامدا برای تحریک مخاطب طرز لباس پوشیدن – بخوانید طرز رفع لباس- آن بازیگر کذایی را برنامه ریزی کرده بودند.
مصادیق این ادعا در نحوه و نوع پوشش روسری و شلوار و مانتو کاملا هویداست.
پر بیراه نگفته ایم اگر بگوییم پوشش این زن با پوشش زنان هالیوودی تفاوت آنچنانی ندارد! فرقش آنستکه امثال جنیفر لوپز و نیکول کیدمن در کشور ایالات متحده آمریکا که حکومتی سکولار بر آن حاکم است نقش آفرینی می کنند و هیچ ادعایی جز بی دینی ندارند اما امثال مهناز افشار در زمینی نقش آفرینی(فساد آفرینی) میکنند که داعیه ی "تشیع علوی" دارد و زمانی برای حفظ این آرمان صدها جوان که هر کدام دنیایی از آرزو را در دل داشتند عزیزترین موجودی خود یعنی جانشان را در طبق اخلاص نهادند و عطای آمالشان را به لقایش بخشیدند
و حال در زمانی که مصدر بالاترین مرجع فرهنگساز کشور در دست یکی از همرزمان همان جوانان است امثال میلانی ها دارند تیشه به ریشه همان آرمان مقدس یعنی شیعه بودن می زنند و آب از آب هم تکان نمی خورد.

افشار و گلزار به جای آنکه به جرم تخریب حریم اخلاق و دین محاکمه شوند راست راست می گردند و با ریشخندی به اسلام و اسلامگرایی به این و آن امضا می دهند و با دستمزدهای چند ده میلیونی به سور و ساط خود مشغولند
نمیدانم که چطور وزارتخانه برادر کیهانی دیروزمان که دادش از فیلم های مستهجن و مبتذل سینما بلند شده بود امروز به فیلمی مجوز می دهد که صراحتا در آن مفاهیمی مثل غیرت و عفت بعنوان "تفکرات طالبانی" و عامل اختلاف زوج ها معرفی می گردد!
برادر صفار در مملکت اسلامی و در دولت اسلامی از شما انتظار بیشتری بود
هر چه زمان می گذرد به موعد انتخابات نزدیکتر میشویم و فضای کشور انتخاباتی تر میشود.
در این عرصه گروههای مختلفی وارد شده اند. دوم خردادیها در برخی از کلانشهرها بشدت سرمایه گذاری کرده و شخصیتهای به نامی را معرفی نموده اند اما امید به پیروزی در اردوی آنها بسیار کم است.
اما اصولگرایان در این عرصه بخصوص در شهر تهران دچار تشتت شده اند.
عمده اصولگرایان به 3 دسته تقسیم شده اند:
1.حامیان دولت
2.طرفداران قالیباف
3.جبهه پیروان خط امام و رهبری یا همان راست سنتی خودمان
از این 3 دسته تکلیف گروه سوم بخوبی مشخص است زیرا مردم در انتخاباتهای بعد از دوم خرداد همواره قاطعانه به آنها نه بزرگی گفته اند بارزترین مصداق این نه بزرگ در دو انتخابات ریاست جمهوری 2 خرداد 76 و نیز 27 خرداد 84 است که کاندیدای این جبهه به سختی و فضاحت شکست را پذیرا شده اند.
بسیاری بر این باورند که اگر جبهه راست سنتی از لاریجانی حمایت نمی کرد رای او خیلی بالاتر بود!
بخاطر همین عدم مقبولیت این جبهه سخت به دنبال آنستکه بداند رویکرد مردم نسبت به کدامیک از 2 گروه مدعی اصولگرایی بشتر است تا به همان گروه ملحق شود!
از دیگر سو ،دو گروه دیگر بر سر اجماع روی لیستی واحد تا بحال به تفاهم نرسیده اند.
حامیان دولت خواهان کسب حداقل 8 کرسی شورایشهر هستند تا انتخاب شهردار بعدی به میل آنها باشد و طرفداران قالیباف زیر بار این مطلب نمی روند.
به نظر میرسد عَلَم کردن شعبه دیگر اصولگرایی در کنار جریان دولت نهم آن هم تنها چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری ابدا کار درستی نبود.
قالیباف در انتخابات 27 خردادماه بخوبی اقبال مردم نسبت به تفکرات و ایده هایش را مشاهده کرد و مردم بهیچوجه تعریف او را از اصولگرایی نپسندیدند اما هنوز چند ماهی بیشتر از انتخابات نگذشته بود که بیادی که در زمان انتخابات از حامیان جدی احمدی نژاد به حساب می آمد بنابر دلایلی جریان شکست خورده قالیباف را مجددا زنده ساخت.
شاید مقصود بیادی عرض اندامی در مقابل شخص رییس جمهور بوده باشد لیکن این حرکت بیش از همه به جریان عدالتخواهی و اصولگرایی لطمه وارد ساخت.
آثار این آسیب در اختلافات میان دولت و شهرداری بخوبی نمود یافته است. این اشتباه استراتژیک و عدم سیاست ورزی ممکن است برای جریان اصولگرایی بسیار گران تمام شود و کرسیهایی که 16 سال تمام برای تحقق عدالت و دولت اسلامی برایش خون دلها خوردیم را مفت و بی حاصل از دست بدهیم.
از یاد نبرده ایم که نظیر همین اتفاق در انتخابات 4 سال پیش شوراها بر سر اصلاح طلبان آمد.
امیدوارم پروردگار متعال کاری کند که یا این 2 جریان به اجماع برسند یا اینکه مانند انتخابات قبلی مردم آنها را به اجماع برسانند!
ارتحال عالم ربانی، مرجع عالیقدر
حضرت آیت الله العظمی حاج میرزا جواد اقای تبریزی
بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد.
پیام تسلیت مقام معظم رهبری:

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با تأسف و تأثر فراوان اطلاع یافتیم که عالم ربانی و فقیه عالی مقام آیت الله آقای حاج میرزا جواد آقای تبریزی رحمه الله علیه دار فانی را وداع گفته و حوزه های علمیه را سوگوار ساخته است.
ایشان از مراجع معظم تقلید و از برجسته ترین اساتید حوزه ی علمیه قم بودند و در طول دهها سال، جمع کثیری از فضلا و طلاب علوم دینی از افادات و تحقیقات علمی این فقیه و اصولیِ عالیقدر بهره مند گشتند. تقوی و پارسایی این مرد بزرگ در کنار خلق و خوی مردمی و رعایت پدرانه ای که با شاگردان و ارادتمندان خویش به کار می برد، ایشان را در میان طلاب و جوانان و بسیجیان، شخصیتی محبوب ساخته و حضور ایشان در عرصه های گوناگون حماسه های انقلاب کرامت مضاعفی در این وجود پربرکت پدید آورده بود.
مردم شریف قم هنوز سیمای با وقار ایشان در تشییع پیکرهای مقدس شهیدان دوران دفاع مقدس را فراموش نکرده اند.
درگذشت این عالم عامل و این شخصیت علمی برجسته برای حوزه های علمیه خسارتی بزرگ است.
اینجانب رحلت آن بزرگوار را به مراجع معظم تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و به عموم ملت ایران، به ویژه به شاگردان و ارادتمندان و مقلدان ایشان و نیز به بیت مکرم و آقازادگان محترمشان تسلیت عرض می کنم و از خداوند متعال می خواهم که برترین پاداش صالحان را به ایشان عطا فرماید.
سید علی خامنه ای
30/آبان/1385
حضرت آیت الله جواد تبریزی در سال 1305 شمسی در شهرستان تبریز چشم به جهان گشود. وی در دوره تحصیل از محضر استادانی چون مرحوم آیت الله سید محمّد حجت، مرحوم آیت الله بروجردی، مرحوم آیت الله حاج سید عبدالهادی شیرازی، مرحوم آیت الله رضی زنوزی تبریزی و مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خوئی كسب علم كرده بود. همچنین این مرجع تقلید در طول سالیان تدریس، هزاران طلبه فاضل را به جامعه اسلامی تحویل و در طول این مدت حوزه درس ایشان یكی از شلوغترین حوزههای درسی بوده است.ایشان در وصیت خود اعلام فرموده بودند که پیکر ایشان در کنار مزار شیخ عبدالکریم حائری یزدی بنیانگذار حوزه علمیه قم به خاک سپرده شود.

