تبليغاتX
..:::خاکریزیـسم:::..
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

یه اس ام اس جک رو به یکی از همکلاسی هایم فرستادم

 بعد از چند دقیقه جواب داد

وقتی جوابش رو خوندم برق از کله ام پرید: "بسوز احمدی نژاد دانشگاست سر زده اومده"

بی معطلی یه آژانس گرفتم و خودم رو به مسجد دانشگاه رسوندم. دیدم همه سوالات بچه ها تمام شده و دکتر یک به یک در حال پاسخگویی به آنهاست.

از بچه ها شنیدم قبل از ورود دکتر به مسجد باران شدیدی میگیرد و دکتر در همان حال شروع به دویدن به سمت مسجد مینماید و الباقی هم به دنبالش منظره را تصور کنید!!!

دکتر ۴ ساعت بین بچه ها بود و من ۳ ساعتش را حضور داشتم. او راجع به موضوعات مختلفی صحبت کرد اما یک نکته در سخنرانیش مشهود بود و آن اینکه لحن و استیل سخنرانی دکتر فرق کرده بود همه بچه ها این احساس را داشتند که دکتر در بین دانشجویان امام صادقی که یکی از جدیترین حامیان او در انتخابات بودند در حال درددل کردن است.

از مغرض بودن برخی منتقدان مدعی اصولگرایی دولت که بخاطر آنکه به دلایلی فلان وزارتخانه را به او ندادم هر دو هفته یکبار افاضاتش تیتر یک روزنامه های مدعی اصلاح طلبی شد تا درخواست از دانشجویان برای پیگیری مالکیت بسیاری از زمینهای منطقه قشون فشم.

دکتر درباره منتقدین اقتصادی دولت گفت: این آقایان پشت میز کارشناسی با ما که می نشینند تمام استدلالهای ما را می پذیرند ولی همین که از اتاق جلسه پا را بیرون مینهند شروع میکنند به انقولت وارد کردن و ایراد گرفتن حقیقتا نمیدانم هدف اینها چیست. 

دکتر درباره کارشناسی شدن محتوای دستورات دولت هم گفت :همانطور که چند روز قبل آقا هم این مطلب را کاملا تایید کرده بودند کارهای دولت همه از مبادی متعدد تخصصی و کارشناسی عبور می کند و این بحث هایی که عده ای آن را دامن می زنند از روی نادانی یا بی تقوایی است.

میگفت حتی به دعای من درباره امام زمان(عج) نیز گیر داده اند و یکی از همین افراد مذهبی حکومتی که خیلی از شماها هم او را میشناسید توسط نماینده ای برایم پیام فرستاده که اصلا امام زمانی وجود ندارد و این چیزها صرفا یک مفهوم است.

درباره رانت خوران هم توضیحاتی داد و گفت که آقایان میلیونها دلار وام از بانکهای کشورمان گرفته اند و از کشور خارج ساخته اند و حالا وقتی از آنها میخواهیم پول را برگردانند میگویند به نفع نظام در خارج از کشور سرمایه گذاری کرده ایم و قتی میگوییم کو این نفعی که میگویی جواب میدهند که اگر ۱۰۰ میلیارد تومن دیگر بدهی آنوقت منافعش به مملکت می رسد!!! روسای بانکها هم جرات پس گرفتن پولها را ندارند ولی من آنها را تهدید به عزل کردن نموده ام در صورتیکه این پولها به بیت المال برنگردد.

رییس جمهور با شنیدن درددلهای بچه ها پیرامون وضعیت خود دانشگاه از جمله قطع غذای دانشگاه در روزهای جمعه قولهایی هم داد: خوابگاه متاهلی  در نظر گرفتن ردیف بودجه از سوی دولت برای دانشگاه و ... که هر دفعه با صلواتهای بلند بچه ها مواجه میشد . دکتر همچنین قول داد وزرا را مجبور کند به  بی تکلفی همین جلسه به میان بچه ها بیایند و پاسخگو باشند. امیدوارم این قولهای رییس جمهور عملی شود.

بچه هم نامردی نکرده بودند و مطالبات شهرهای خود را هم در این دیدار گنجاندند. از حل مشکلات تقسیم جغرافیایی معدن چادرملوی یزد تا پیگیری معضلات اداره ارشاد قم و ...

راستی یادم رفت بگم دکتر از خوابگاهها هم بازدید کرده بود به همین خاطر بچه ها به هم اتاقیها زنگ میزدند تا سریع اتاق را مرتب کنند!!! 

برخی از اظهارات مهم دیگر دکتر:

- بعضي ها رقابت را با دشمني اشتباه گرفته اند. خيال مي كنند حالا كه احمدي نژاد رئيس جمهور شده، آبروي خودش و وزرا و يارانش مباح است. تهمت مي زنند، دروغ مي گويند، ما حتي جواب اين را هم نمي دهيم.

-من كانون بحران را مي شناسم. من مي دانم كجا جلسه مي گذارند و چه تصميم هايي مي گيرند. بسياري از منابع اقتصادي دست خودشان است و با آن توطئه مي كنند. از طرف ديگر رسانه هم دست خودشان است و گردن دولت مي اندازند.

-در انتخابات یک نفر گفت من ماهی 50 هزار تومان به هر نفر می دهم. یک آقایی همان موقع مقاله نوشته بود و از این اقدام دفاع کرده و آن را علمی دانسته بود. اما همین آقا الان داد می زندکه دولت نقدینگی را بالا برده و نرخ تورم هم بالا رفته است.

-در نهاد ریاست جمهوری 500 دستگاه موبایل دست کسانی بود که اصلا کارمند آن جا نبودند و فقط ماه به ماه قبض موبایل آن جا می آمد. یک جا همه را قطع کردیم. صدای بعضی درآمد. هنوز بسیاری از خودروهای دولتی با پلاک شخصی دست کسانی است که قبلا رئیس بودند و وقتی می گویی باید بازگردانی می گویند: دست زن و بچه ام است!

- بعد از این همه که علیه دولت نوشتند، یک نفر پیدا شده چیزی علیه آن ها گفته. بعد آمدند، دیدند ایشان نسبتی با یکی از اعضای دولت دارد. آن را گذاشتند کنار، فحشش را به دولت می دهند. اینها همان کسانی هستند که می گفتند همه اشخاص برای خودشان مستقل اند. حالا یک خانمی آمده و مردانگی کرده است. خدا شاهد است من  نه دیدم ، نه خواندم و نه در جریان بودم. در روزنامه هایشان نوشتند که دولت پول داده امکانات داده که به کسانی حرفی زده شود.

-من شخصا از سیما دیدم که گزارش می دادند بحران اقتصادی به وجود آمده و قیمت سکه به 205 هزار تومان رسیده است. در حالیکه حتی اگر به 210 هزار تومان هم رسیده باشد بحرانی به وجود نمی آید. سکه که شاخص اقتصادی و شاخص قیمت های کشور نیست.

-

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 12:23 | لینک  | 


 

روز شنبه حوالي ميدان انقلاب تهران براي ساعاتي ناآرام بود. هواداران فردي به نام كاظميني بروجردي از ساعات آغازين صبح قمه و خنجر و چماق و قندشكن به دست و نقاب بر صورت چون راهزنان راه را بر مردم كوچه و خيابان بستند كه كساني قصد تعدي به مرادشان را دارند و آنها به مقابله برخاسته اند. بسياري از شهرونداني كه در ترافيك سنگين خيابان هاي انقلاب و آزادي گرفتار آمده بودند و حتي آنها كه توانستند از نزديك سنگ پراني و لاستيك آتش زدن «مدافعان دين سنتي»(؟!) را ببينند. شايد هرگز نامي از كاظميني بروجردي نشنيده بودند و نمي دانستند منشأ اين غائله چيست. اما آنچه روز شنبه در تهران اتفاق افتاد براي آنها كه اطلاعي هرچند سطحي از پروژه هاي سازمان هاي اطلاعاتي غربي در زمينه فرقه سازي و گسترش خرافات و انحرافات مذهبي دارند، چيزي بيش از يك بازي پيش پا افتاده و مضحك نبود.
محمد كاظميني بروجردي از مدعيان رابطه با امام زمان(ع) است. وي كه حتي دروس سطح حوزه علميه را هم با موفقيت نگذرانده مدعي دستيابي به مقامي است كه لازمه آن سال ها مجاهدت علمي و پارسايي عملي است و تازه كساني كه به چنين مرتبتي دست مي يابند هرگز تا زنده هستند كسي را از آن مطلع نمي كنند و براي خود دكان و كاسبي به راه نمي اندازند.
كاظميني بروجردي هيچ نسبتي با مرجع صاحب نام شيعه مرحوم آيت الله العظمي (سيدحسين طباطبايي) بروجردي ندارد اما وي تاكنون بارها با سوء استفاده از مشابهت اسمي خود با آن بزرگوار براي فريب مؤمنين و افزودن بر تعداد طرفداران گول خورده خود تلاش كرده است. بروجردي كه براي سال ها مسجد نور در ميدان خراسان تهران را پايگاه اصلي خود قرار داده- مدفن پدر وي كه او نيز مدعي ارتباط با امام زمان(ع) بود نيز در همين مسجد واقع است- مدعي دفاع از «دين سنتي» است كه در آن نشاني از سياست وجود ندارد و در عين حال آنچه را كه در پي آن است تداوم مشي علي(ع) مي داند!
كاظميني بروجردي و هوادارانش براي تبليغ آيين من درآوردي خود علاقه عجيب و زايدالوصفي به مصاحبه با رسانه هاي خارجي و ديدار و نامه نگاري با مقامات غيرايراني دارد. وي در يكي از جالب ترين اقدامات خود شكايت اهل اسلام را به محضر رهبر مسيحيان جهان برده است: «رسانه هاي داخلي ايران كلمه اي از من نمي نويسند و خبرگزاري هاي بين المللي هم كه به پخش مسايل بنده مي پردازند با جمع آوري ماهواره ها در داخل مواجه مي شوند! فلذا چاره اي جز كشاندن اين وضع اسفناك به سازمان ملل نبوده و بايد از طريق سازمان هاي مدافع حقوق بشر مانع ادامه تجاوزات گرديد. انتظار مي رود ديدبان هاي حقوق بشر و حافظين صلح براي حمايت از « دين آزاد»(؟!) و سنتي مورد تبليغ من و از جان بنده و خانواده و ياران و پيروانم محافظت نموده و صداي محصور مرا به جهانيان برسانند»! اين فرد كه متوهمانه مي پندارد جمع آوري آنتن هاي ماهواره به قصد جلوگيري از شنيده شدن نظرات عالمانه ايشان توسط مردم است در جاي ديگري از سازمان ملل مي خواهد در حمايت از ديانت منهاي سياست قطعنامه اي صادر كند! ( روز نت، 16مهر 1385).
در ساعات مياني غائله روز شنبه و در حالي كه طرفداران كاظميني بروجردي آرام آرام اسيدپاشي به سمت مردم و عابران پياده را در حوالي خيابان آزادي آغاز كرده بودند، ناگهان شاهد از غيب رسيد و شنوندگاني مبهوت و متحير صداي جناب مرشد را از راديوي آمريكا، راديوي فارسي زبان وابسته به سازمان سيا (فردا) و بخش فارسي راديو بي بي سي شنيدند. مرشد بيزار از سياست در حالي كه معلوم نبود خبرنگاران اين رسانه ها چگونه در ميان آن همه شلوغي و خطر خود را به او رسانده اند هر آنچه را كه از دروغ و راست مي توانست عليه نظام جمهوري اسلامي تقديم دشمن كرد. بلافاصله پس از اين مصاحبه ها سازمان عفو بين الملل دستگيري هواداران آيت الله (؟!) حسين كاظميني بروجردي را محكوم كرد و خواهان آزادي بي قيد و شرط و فوري اين افراد شد. صدور اين اطلاعيه از جانب سازماني كه به طور كاملا برنامه ريزي شده و هماهنگ تمام توان خود را صرف حمايت از ناراضيان سياسي و جاسوسان و گماشتگان سازمان هاي اطلاعاتي غرب در كشورهايي مانند ايران مي كند. ترديدي باقي نگذاشت كه دوباره جمعي افراد فريب خورده با ماموران معذور دشمن درآميخته و با اطمينان از حمايت رسانه اي غرب در صدد برانگيختن يك فتنه مذهبي بوده اند.
تحليلگران امنيتي در تهران معتقدند اگرچه اين فرد شياد اكنون گرفتار قانون است اما وقوع چنين حادثه اي را نمي توان يك پروژه منفرد به حساب آورد و بايد به همين زودي ها منتظر فتنه انگيزي هاي ديگري از اين قبيل بود.
به عقيده اين تحليلگران سازمان هاي اطلاعاتي آمريكا، اسرائيل و انگلستان پس از نااميدي از جريانات دانشجويي اكنون برنامه ريزي هاي خود را روي دو محور «قوميت ها» و «فرقه سازي هاي مذهبي» متمركز ساخته اند كه بالا گرفتن بحث هايي همچون بهائيت، دراويش و همچنين بروز ناآرامي هاي قوميتي نشانه هاي جدي بودن اين پروژه است. اين تحليلگران رجوع به روحانيت و خصوصا توجه به آنچه كه علماي بزرگ شيعه بر آن تاكيد دارند را در كنار تعميق آگاهي هاي ديني نزد مردم را تنها راه مقابله موثر با اين پروژه مي دانند

از روزنامه کیهان

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 23:24 | لینک  | 

 

 

نمی دانم این کارهای رفسنجانی مخصوصا این اقدامات اخیر او و همفکرانش از روی کینه و غرض ورزیست یا از روی جهالت و نادانی و یا خیانتهای اطرافیان او …

 

                                      daroye-talkh.jpg

                                                                  

از انتخابات ریاست جمهوری پارسال شروع می کنم .

از خاطر خیلی ها هنوز پاک نشده که دستگاه تبلیغات انتخاباتی رفسنجانی چگونه برنامه ها و ایده ها و حتی شخصیت حقیقی دکتر احمدی نژاد را به باد تخریب و استهزاء و توهین گرفته بود.

مصداق آشکار این ناجوانمردیها و گل تخریبهای طرفداران هاشمی افاضات مرعشی و نوبخت در پربیننده ترین برنامه رسانه ملی علیه دکتر احمدی نژاد بود که همه ما بخوبی محتوای آن برنامه های کذایی را خیلی خوب به یاد داریم(رجوع شود به اظهارات این دو درباره رابطه ظهور امام زمان و اقدامات عمرانی احمدی نژاد و همچنین قامت کوتاه احمدی نژاد برای ریاست جمهوری و دیوارکشی معابر و آسانسورها و … )   بگذریم از تخریبهای مطبوعاتی و فیلمهای تبلیغاتی رفسنجانی و …

با شکست جریان هاشمی که حالا طیف عظیمی که منافع خود را در خطر می دیدند نیز پشت سر او صف آرایی کرده بودند اقدامات او و این گروهها در کارشکنی علیه دولت آغاز شد.

از مواضع کاملا مغایر با سیاستهای هسته ای دولت نهم تا کارشکنی در اقدامات اقتصادی دولت از طریق بازار و بانکها و نیز ایجاد فضاهای کاذب روانی علیه جهتگیریهای اقتصادی دولت.

فراموش نکرده ایم که هاشمی علیه دیپلماسی هسته ای دولت نهم چقدر با این روزنامه داخلی و آن تلویزیون خارجی مصاحبه نمود و البته این را نیز از یاد نبرده ایم که حسن روحانی(دست راست و بقول بعضی از دوستان ورژن کوچک هاشمی) مناقشه هسته ای کشورمان که بحثی ملی و فراحزبی بود را محل تصفیه حسابهای جناحی و خطی خود قرار داد

همان زمان که خبرنامه راهبرد وابسته به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام این مصاحبه او را که گفته بود ما 18 سال است درباره مسائل هسته ای در حال دروغ گفتن به غرب هستیم چاپ نمود و همان هفته جان بولتون به این مصاحبه بعنوان سندی علیه منافع هسته ای کشورمان استفاده نمود و به سران دیگر کشورها گفت که ببینید اینها خودشان دارند اعتراف می کنند که فعالیتهایشان مخفی بوده و در این مدت به ما دروغ گفته اند.

سخن را کوتاه کنم و بپردازم به این اقدام آخری هاشمی و دفتر او:

«افشای نامه محرمانه امام(ره)درباره پذیرش قطعنامه»

در این باره بزرگوارانی چون دکتر توکلی و نیز حسین شریعتمداری خوب قلم زده اند لیکن نکته ای که باید بدان توجه داشت آن است که مطرح کردن چنین مباحثاتی در چنین موقعیتی که مسائل هسته ای کشور به نقاط حساسی رسیده است و فشار کشورهای غربی برای پذیرش تعلیق مضاعف گشته است افشای نامه محرمانه امام امت (ره) مبنی بر پذیرش قطعنامه بسیار کدها و پیامهایی را در بر دارد که خیلی خلاصه می توان گفت که هدف رفسنجانی از افشای نامه امام خمینی(ره) آن است که امام هم در مقابل غرب کوتاه آمد چه برسد به احمدی نژاد که تا دیروز او را "کوتوله سیاسی" خطاب می نمودند نتیجه گیری طبیعی آن است که نمیتوانیم در مقابل قدرت و زور غرب دوام بیاوریم البته اشتباه این قیاس اظهر من الشمس است به دلیلی بسیار ساده و نیز بسیار منطقی

« ایران مقتدر و نیرومند سال 85 ایران  خسته از جنگ سال67 نیست»

راستی نمیدانم چرا این شیرین کاری اخیر رفسنجانی ناخودآگاه مرا بیاد کاریکاتورهای نیک آهنگ کوثر انداخت

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 21:9 | لینک  |