تبليغاتX
..:::خاکریزیـسم:::..
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

چه بد دورانی شده ...

از دخت نبی اکرم(ص)به جز اسمی در اذهان ما چیزی نمانده و برای یک شیعه بخصوص زن و دختر شیعه چه قدر زشت و کریه است ندانستن سیره آن حضرت به جز مقداری اندک ...

بیشترین تاکید حضرت زهرا در اندک سخنان گهربارشان پایفشاری آن قدیسه بر موضوع عفاف و حیا و حجاب زنان است...

اما چقدر به این توصیه های مکرر صدیقه کبری (سلام الله علیها) توجه کرده ایم؟

سهم ما از فهم ایشان چقدر بوده؟

آیا بجز "یا فاطمه زهرا" گفتنهایمان در مواقع اضطرار و تنگنا معرفت بیشتری نسبت به ایشان یافته ایم؟

فاطمه(س) برای به کرسی نشاندن آرمانهایش طعم خونین مسمار در را چشید و جان و محسن عزیز خود را قربانی نمود اما ، ما چه کرده ایم؟ برای انتقام خون زهرا چه انجام داده ایم؟

چت با دوست پسرها یا دوست دخترهایمان؟

یا تلف کردن کرور کرور از وقتمان پشت اینترنت یا ماهواره یا فلان رمان هزار و اندی صفحه ای؟

شاید هم میخواهیم با سلاح "ماتیک" و "روژ لب" و "رنگ مو" و "لاک" کمر قاتلان بی بی دو عالم را خورد کنیم؟!

البته شاید عزم کرده ایم که در صف دشمنان و قاتلانش ایفای نقش نماییم. البته بعید هم نیست ...

"ابوبکر" و "عمر" و "قنفذ"های دیروز به درک واصل شدند. عمر و ابوبکر و قنفذهای امروز را دریابید

قاتلان امروز زهرا خود ماییم که بی حیایی و بی عفتی را محور اعمالمان قرار داده ایم و می خواهیم با آرایشهای آنچنانی همه عالم و آدم ما را ببینند تا کمی از غریزه خود نمایی ما اطفا شود...

باز هم صد رحمت به دختران امروزی ،پسران این دوران که دست شمر و یزید را هم از پشت بسته اند ...

به هر تقدیر فاطمیه آمد ...

چه خوب است ولو به اندازه دقیقه ای غرق شدن در چند ده سال دنیا را رها کنیم و به بینهایت در انتظارمان در قیامت هم قدری بیاندیشیم...

به ناراحتی و ناخشنودی پروردگار از ما که از هر بدبختی و فقری ناگوارتر است...  

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 18:59 | لینک  | 

شاید مرا متهم کنند که احساسی حرف می زنم و یا مواجب بگیر دولت هستم ...

اهمیتی ندارد بگذار بگویند...

دولتی آمد...

همان که با نذر و روزه ونماز مردم عادی جان گرفت ...

و اگر نذر و نیاز پوپولیسم است ما انتهای هرچه پوپولیست در عالم است هستیم ...

بگذارید با خدا بودن این دولت را به حساب ریاکاری و ظاهر سازی بگذارند ...

بگذارید صورت به صورت شدن احمدی نژاد با آن پیرمرد نادار یا یا آن بچه ای که در عمرش موز ندیده است را کار سیاسی معرفی نمایند ..

بگذارید عدالت محوری او را دری از درهای جهنم معرفی کنند ...

بگذارید دغدغه نجات مسلمانان و مستضعفین عالم که وظیفه فرد فرد ماست را اشتهای مفرط احمدی نژاد به مشهور شدن در سطح دنیا بپندارند ...

بگذارید ولایت مداری او را نوعی بازی سیاسی تلقی نمایند ...

و حقیقتا چه زیباست که مشکل یک روستایی دورافتاده با دستور مستقیم خود رییس جمهور حل شود ...

چه زیباست که رییس جمهور کشوری اسلامی بی اعتنا به انواع و اقسام پروتکلهای جهانی با لباس و کفشی همانند مردم کشورش به فلان مقام اروپایی یا بهمان مسئول عربی مصافحه نماید...

دکتر را، مردم با گوشت و خونشان فهمیدند وانتخاب کردندچون دروغ نمیگفت چون زلال بود چون مردم را خودی می دانست ...

 ایها المسولین ، ایها الوکلا و... : به خدا اگر ماشینی را هزار سال در پارکینگ گذاشتید هیچوقت تصادف نخواهد کرد ولی امکان تصادم برای ماشینی که هر لحظه از جاده های پر و پیچ و خم انواع و اقسام مافیا عبور میکند را بدهید و با یک پنچر شدن، موتور این ماشین را پایین نیاورید پنچری ماشین را بگیرید نه آنکه بربدنه آن خط بیندازید ...

هر چه فکر میکنم نمیفهمم که چرا بعد از آن که آقایان اینقدر له له خدمت به مردم را می زدند حالا فیگور آدمهای روشنفکر را میگیرند و طوری با دولت احمدی نژاد برخورد میکنند و دم از استیضاح و عدم کفایت میزنند که انگارنعوذ بالله یک دولتی از بلاد کفر آمده و بر ما حاکم شده ...

اما احمدی نژاد آمده...

 او به جایی وصل نیست و با این حزب و آن دسته دم خور نمیشود به همین خاطرسفر او به آن شهر یا روستایی که تا به حال پای هیچ رییس جمهور یا نخست وزیری و یا حتی وزیریا معاون وزیری به آن نرسیده را با هزار جور مصاحبه و مقاله تحقیر میکنند و دقیقا به همین دلیل است که در برابر نتایج خوب عملکرد او پلکهاشان را به هم گره میکنند و در مقابل معدود خبطهای او روی به سوی ذره بین و تلسکوپ خباثت می آورند تا آنها را به اندازه خشمشان از عدم برگزیده شدن خود توسط مردم با وجود آنهمه دبدبه اشان بزرگ جلوه دهند

عیبی ندارد... بگذار مشغول باشند ...

محمود احمدی نژاد هیچی که نداشته باشد یک خدای بزرگی دارد که خیلی ها او را فراموش کرده اند

روزی که او انتخاب شد دیدم که یکی از بچه ها از ته دل میگفت :( خدا کنه دکتر اون خلوتش رو از دست نده ... ) و همین خلوت دست او و ما را خواهد گرفت و...

Ahmadinejad meets with Nasrallah in Damascus

 

 

 

خدایا دوستانت را ناامید

 

 مگردان ...

 

نوشته شده توسط سید مصطفی میرمحمدی در ساعت 11:25 | لینک  |