
توهین روزنامه های غربی نسبت به پیامبر عظیم الشان را به تمام مسلمین جهان تسلیت میگوییم
برای محکوم کردن این جنایت:
www.petitiononline.com/islamic/petition.html
اما رییس جمهور با علم به پوشالی بودن این تهدیدات به آنها وقعی ننهاد و چند ماه بعد در جمع سران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی افسانه ساختگی صهیونیستها را بعد از چندین سال دوباره بصورت جدی در افکار عمومی مطرح ساخت و آن را به چالش کشاند و بدین ترتیب زخم افسانه هولوکاست پس از دو دهه سر باز کرد .
احمدی نژاد سوالی بسیار ساده پرسید :
اگر هولو کاست واقعیت دارد چرا تاوانش را خود آنهاییکه این فجایع را بوجود آورده اند پس ندهند و هزینه آنرا فلسطینیان مظلوم بایستی بپردازند؟!و اگر دروغ است این قانون "گیسو" مصوب ۱۳ ژوئیه ۱۹۹۱ دیگر چه صیغه ایست که بموجب آن افرادیکه در حقیقت ماجرای "شوآ"(هولوکاست)تردید نمایند محکوم به حبسهای کذایی میشوند؟ونیز چرا صهیونیستها با مستمسک قرار دادن این افسانه اقدام به مظلوم نمایی و به تبع آن باجگیری از دیگر ملتها میکنند.
البته غرب هیچگاه به سوالات رییس جمهور کشورمان پاسخی نداد و صرفا به تقبیح و محکومیت و تهدید بسنده نمودند.
هرگاه هوس کردید یکی از بزرگترین نمایشگاههای ماشین را ببینید، هر گاه خواستید از جدیدترین آرایش مو و صورت و مد خبر دار شوید و هرگاه دلتان برای نمایشگاهی از مدلهای مختلف آدمها تنگ شد، سری به این محله بزنید ...... فرصت را از دست ندهید که غفلت موجب پشیمانیاست! چون همچین مراسمی فقط در روزهای عزای حسین برپا میشود و نه روز دیگری، فقط یادتان باشد به کجا میآیید. سعی کنید ماشینتان مدلش بالا باشد، هر چه زودتر هم بیایید بهتر است چون ممکن است از دیگران عقب بمانید هر چقدر انتظار بکشید مهم نیست، اینجا همه همچین کاری را انجام میدهند. از ماشین که پیاده شدید اصلا لازم نیست داخل خانه بروید، کنار همه روی پله بنشینید تا مراسم شروع شود. اگر اینکار را نکنید ممکن است دیگران زودتر از شما بروند و شما مجبور شوید برای دید زدن مرتب سر خود را بالا بگیرید که اینکار موجب گردن درد میشود، لطف کنید مواظب لباس پوشیدنتان نیز باشید. اینجا از مانتو بلند و گشاد و قیافه معمولی خبری نیست معمولیترین دختری که میبینید مانتو تنگ و کوتاه با آستیهای بالا زده و برخی مواقع شلوار کوتاه و موهای هایلات کرده و از آرایش صورت چیزی نمیگویم چون همه نوع و همه رنگ میتوانید پیدا کنید، این دیگر به عهده خودتان است. پسرها هم هر چه خوشتیپتر بهتر، فقط سعی کنید از مدلهای تکراری آرایش مو پرهیز کنید اگر بتوانید با چند تن از دوستانتان بیایید بهتر است. در بعضی مواقع برای مخ زدن یا تور کردن تشکیل گروههای کوچک در اطراف دسته لازم است. هنگام شروع مراسم اگر کسی چشمتان را گرفت سعی کنید ابتدا با نگاه کردن چشم او را در بیاورید بعد که طرف متوجه شد دیگر این کار لازم نیست هر چه خودتان را بگیرید بهتر است امکان هم دارد کسی بهتر از آن پیدا شود. پسرها مواظب زنجیر زدن باشید چون تک تک حرکات شما زیر ذره بین است حق ندارید یک لحظه به حال خودتان باشید حق ندارید یک لحظه برای حسین عزاداری کنید و اصلا حق درددل با خدای خود را ندارید. حتی کوچکترین حرکت شما از نگاه تیزبین خانمها پنهان نمیماند، پس سعی کنید آنطور باشید که باب پسند است نه آنطور که مراسم عزاداری از شما میخواهد. اصلا هم به چیزهایی که پشت بلند گو خوانده میشود توجه نکنید چون حرفهای زیباتر از میشنوید. برای مثال:
_ اون پسره رو ببین اسمش آرشه، کوچه بالایی میشینه، فلان ماشین زیر پاشه، ببین خوبه باهاش دوست بشم؟
_بهناز و آوردم تا امیر رو که تازه باهاش دوست شدم ببینه. امشب بهش گفتم حتما بیا تا خواهرم ببینتت.
_ بهش گفته بودم امشب بیاد خیلی بیمعرفته.
_آخ جون محمد موبایلش زنگ زد، هر وقت میخواد صحبت کنه میاد اینطرف.
_ راستش من پارسال با علی دوست بودم ولی بهم زدیم.
_راست میگی؟ خوش به حالت، حالا چرا بهم زدی؟
_چقدر منتظر بودم دسته شروع بشه مگر اینکه اینجا بتونم ببینمش.
اینها گوشهای از حرفهایی است که در این چند ساعت میتوانید بشنوید. حرفهای خیلی بهتر از این هم زده میشود که بهتر است با گوشهای خودتان بشنوید. در این میان تنها از گوشهای بینوا کار نکشید باور کنید چشم خیلی کارهای بهتری انجام میدهد. وظیفه خوب دیدن نگاههای طرف مقابل، چشم و ابرو آمدن و منظوری را رساندن و برانداز کردن و .....همه وظایف مهمیاست که بر عهده این عضو شریف است. در آخر هم پس از پایان مراسم شام امام حسین! تبرک است! فردا شب و ظهر هم این مراسم برپاست تشریف بیاورید ...



در اين ديدار مردم شهر بوشهر نسبت به عملكرد مسوولين استان اعتراض كردند كه احمدينژاد در پاسخ اين اعتراض به آنها، گفت: اگر مسوولين براي مردم كار نكنند آنچنان گوشي خواهيم پيچاند كه 24 ساعته كار كنند.
وي افزود: مسئولان هيچ شان و جايگاهي جز خدمتگذاري به شما ندارند و بنده، احمدينژاد به عنوان رئيسجمهور هيچ شاني جز نوكري به شما مردم عزيز ندارم و اگر مسوولي جز به خدمت، كار، تلاش، استفاده صحيح از بيتالمال و اجراي عدالت بينديشد، اين مسوول به دولت احمدينژاد متعلق نيست.

پرده اول :
کروبي :اين آقاى مصباح در طول ۱۰ساله انقلاب كجا بودند. در آن توفان ها و قضايايى كه براى بهشتى، آقاى خامنه اى، هاشمى رفسنجانى، قدوسى، مفتح ها، مطهرى ها، هاشمى نژادها پيش آمد، كجا بود؟
کروبي در ادامه هاشمي را شاهد خود معرفي کرده و ميگويد : هاشمى گفت: آقاى مصباح به كلى از حركت نظام و انقلاب و مبارزه برگشته است.
کروبي در ادامه مي گويد :همه مى دانند كه در قم «موسسه در راه حق» جلسه اى را برگزار كرد توسط آقاى مصباح. در اين جلسه قرار بود براى جشن ها برنامه ريزى كنند. در جلسه اعلاميه امام را نشان دادند و گفتند كه اين كار را نكنيد. اما آقاى مصباح يزدى نمى پذيرند... من مى خواهم بگويم كسى كه از امام سخن مى گويد، مردم بدانند كه چه كسى بوده است.

سخن دوم :
آقاي کروبي در باره «جمله جمله» مصاحبه شما مي توان نقد چندين صفحه اي نگاشت که ان شائ ا...در اينده نزديک به آن خواهم پرداخت فقط در اين جا جهت روشن شدن موضوع به يک جمله شما استناد مي کنم آقاي کروبي شما فرموده ايد :« . اگر راى مردم معيار نباشد،هيچ كس در حكومت دينى و جمهورى اسلامى مشروعيت ندارد... هزاران ادله مى توان آورد كه امام بر راى و مشروعيت نظام براساس جمهوريت، تاكيد داشته اند»آقاي کروبي لطفا نسبت خود را با اين جمله امام خميني (ره)که مشروعيت راي مردم به رئيس جمهور را مربوط به نصب فقيه مي داند روشن کنيد : « اگر چناچه فقيه در کار نباشد، ولايت فقيه در کار نباشد،طاغوت است.يا خدا يا طاغوت.اگر به امر خدا نباشد،رئيس جمهور بانصب فقيه نباشد،غير مشرع است.وقتي غير مشروع شد طاغوت است.اطاعت اواطاعت طاغوت است. وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است.
طاغوت وقتي از بين مي رود که به امر خداي تبارک و تعالي يک کسي نصب بشود.شما نترسيد از اين چهار نفر آدمي که نمي فهمنداسلام چه است،نمي فهمند فقيه چه است.نمي فهمند که ولايت فقيه يعني چه .آنها خيال مي کنند که يک فاجعه به جامعه است.»
حادثه ای که دو وجه داشت
وجهی سیاه و کدر و نیز صورتی زیبا و زلال
طفل کشی عطش کشتن یاران پسر فاطمه به اسارت بردن خانواده امام حسین و ... جلوه های تیره حادثه کربلاست
بخشش دشمنان تائب عزتمندی حسین و یارانش مبارزه برای حفظ اسلام و ... وجوه روشن و زیبای حادثه عاشوراست

ولی نمیدانم چرا بیشتر تمایل داریم سمت تاریک واقعه را بازگو کنیم
شاید به این دلیل که اشک آوری آن بیشتر است!
ولی مگر هدف ما اشک آوری است؟
چرا حادثه ای که اینقدر جلوه های حماسی و زیبا دارد را به حادثه ای تبدیل میکنیم که فقط مفهوم نفله شدگی را به ذهن متبادر می سازد؟
چه لزومی دارد تعداد تیرهاییکه به امام حسین خورد را به دروغ اینقدر زیاد نشان دهیم؟ اما به هدف و غایت اصلی امام نپردازیم
کاش در این ایام محرم بخاطر دوست داشتن امام حسین(ع) هم که شده ۳ جلد حماسه حسینی را مطالعه کنیم تا بفهمیم که واقعا چرا امام حسین تنها با ۷۲ یار به جنگ چند هزار جنگاور دشمن شتافت؟
یا علی
یکی از دوستای همکلاسیم را دیدم از موضوعات مختلفی صحبت کردیم تا اینکه در آستانه خداحافظی دوستم گفت : "فلانی شنیدی می خوان بچه ها رو ببرن دیدار آقا"
باور نکردم به او گفتم:"شایعست"
اصلا در مخیله ام هم نمیگنجید که روزی به اتفاق بچه های دانشگاه به زیارت آقا شرفیاب شوم
اما وقتی خودم را در دفتر امور فرهنگی دانشگاه در حالیکه کارت دیدار در دستم بود دیدم دیگر باور کرده بودم
صبح پنجشنبه مصادف با عید غدیر به سمت بیت حرکت کردیم .
عجب تقارن زیبایی بود " دیدارمان با مولای زمانمان و عید مبارک غدیر"
بعد از بازرسیهای متعدد به داخل بیت راه یافتم . یک ساعت مانده بود تا آقا بیاید. این یک ساعت را بچه ها با مولودی و خواندن مناجاتها و دعاهای دسته جمعی و البته شوخیهایی که فقط آنها را بین دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) میتوانستی ببینی سپری کردیم .
تا اینکه آقا آمد ...

به یکباره جمعیت از جای خود کنده شد و به سمت پیر مراد خود روانه شد .
علاوه بر شعارهای معمول که در هنگام ورود آقا سر میدهند بچه ها برای لحظاتی کوتاه شعر " باید گذشتن از دنیا به آسانی " را خواندند .

قرائت قرآن برعهده دکتر لاجوردی بود .
بعد از او حاج آقا مهدوی (رئیس دانشگاه) به ایراد سخن پرداخت .
از دانشگاه و اهداف عالیه ای که مد نظر داشتند گفتند و گفتند که انشاالله ۱۲۰ سال عمر کنم تا محصولات دانشگاه را ببینم. در ضمن به این نکته هم اشاره فرمودند که خود آقا هم از موسسان جامعه الصادق بوده اند

بعد از صحبتهای نمایندگان اساتید و دانشجویان یکی از دانشجویان از جای خود برخاست و درباره خوابگاههای متاهلی صحبت کرد

جا خیلی تنگ بود و بچه ها خصوصا آنه که جلو نشسته بودند بسیار معذب بودند اما با این حال همه محو سخنان آقا بودند .
آقا موضوعات مختلفی را مطرح کردند
از الگو بودن دانشگاه اسلامی در علم آموزی عاشقانه و نیز افق صحیح دانشگاه که تبدیل شدن به مجع تحقیقات علوم انسانی در جهان باد باشد و گفتند که :
"خروجى دانشگاه امام صادق، ایدهآلش فقط نباید این باشد که حالا بیرون بیاید، فرض کنید اگر در فلان رشته، درس خوانده برود وکیل بشود یا محضردار بشود و یا برود کارمند فلان دستگاه وزارتىِ دولتى بشود؛ نه اینکه من مخالف باشم؛ نه، من موافقم که جوانهاى خوب در ارکان تشکیلات اجرایى کشور - چه قضایى و چه قوه مجریه - حضور داشته باشند؛ اما این براى خروجى دانشگاه امام صادق ایده آل نیست؛ ایدهآل و آن نقطه آرمانى را باید از همان مطالبى که تا الان در این نیم ساعته عرض کردم، جست. شما باید در علم، یک حرکتى به وجود آورید؛ باید در دنیاى دانش آموزى و پیشرفت علم و بناى علمى کشور، یک تحرکى به وجود آورید؛ این است آن رسالت اصلى شما. کارى کنید که دانشمندان مسلمان و مؤمن ما، در رشتههاى مختلف علوم انسانى، صاحب نظرانى شوند که دنیا از نظرات اینها استفاده کند؛ کارى کنید که دانشگاه امام صادق، نه فقط در مقایسه با فلان دانشگاه دیگرى که در تهران یا شهرستان هست، یک رتبه جلوترى به دست آورد؛ بلکه این دانشگاه مرجع تحقیقات مراکز علمى و دانشگاه هاى دنیا بشود. "

آن دیدار نیز پایان یافت و ما در حسرت دیدار دوباره رهبرمان هستیم
سید مصطفی میرمحمدی میبدی

سخني اول :
وقتي کروبي در مصاحبه خود با شرق مي گويد : « اما اين افراد براى توجيه شرعى كار خلاف خود سعى مى كنند مبانى نظام و انقلاب و ديدگاه هاى امام را تحريف كنند تا آن جوان دچار ترديد شده و بعد بچه ها را وادار كنند كه هر دخل و تصرفى در راى مردم بلااشكال است و هيچ نگرانى و گناهى نيز از بابت آخرت نداشته باشند...واين توجيهى است براى كارهاى خلاف و تخلف و تقلب.»مي شود به راحتي حدس زد که عقبه سخنان کروبي چيست!مي شود فهميد که کدام ادعا ايشان را به اين وادي کشانده و وقتي در ادامه مي گويد « به نظر من فقط انتخابات خبرگان نيست. ايشان مى خواهد گام هاى ديگرى هم بردارد. اين بيشتر براى اين مسائل است. اين انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهورى دوره نهم زير دهان آنها مزه كرده است. به همين خاطر به فكر هاى جديد تر افتاده اند» مي شود که فهميد ناراحتي آقاي کروبي با يک نفر نيست!ناراحتي ايشان از يک فکر و از يک جريان است!ناراحتي آيشان از جريان اصولگرايي است !و ناراحتي ايشان را راي هاي سوم تير مردم است! وقتي ايشان در آخر مصاحبه مي گويند « انتخابات خبرگان، انتخابات سخت و دشوارى است . ما داريم خودمان را آماده مى كنيم»ديگر براحتي مي توان فهميد که دوباره ايشان و هم فکرانشان براي چه دندان تيز کرده وبه هول ولا افتاده اند.
