*فاطمه رخشاني عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي سيستان و بلوچستان در سخنان خود در حضور رئيس جمهوري از عدم حضور سلطان خواه رئيس مركز امور مشاركت زمان در سفر رئيس جمهوري انتقاد كرد.
وي با اشاره به فقر مردم استان خطاب به رئيس جمهور گفت: من حاضرم شما را به جايي از اين نقطه شهر ببرم كه صدا و سيما ديگر مجبور نشود فقر آفريقا را نشان دهد. من حاضر شما را به جايي ببريم كه خانوادهها به خاطر فقر دختر خودشان را فروختند. من حاضرم شما را به جايي ببريم كه زني كه شوهرش اعدام شد براي خوردن لقمه ناني دختر خود را فروخت.
رخشاني به قاچاق و عدم امنيت در سيستان و بلوچستان اشاره كرد و اظهار داشت: خانمها در برخي نقط سيستان به خاطر روي آوردن شوهرانشان به قاچاق تمام زندگي خود را از دست ميدهند. حال سوال اين است كه آيا در اين گوشه ايران دو قرص نان پيدا ميشد مردم به قاچاق روي ميآوردند.
* در هنگام سخنان اين عضو هيات علمي دانشگاه اشك در چشمان محمود احمدينژاد حلقه زده بود و بغض گلويش را گرفت و با دقت تمام به سخنان اين عضو هيات علمي دانشگاه گوش ميداد و آرام آرام گريه ميكرد.
*سخنان رقيه سنجانتي نماينده دانشگاه آزاد اسلامي در تعريف و تمجيد از رئيس دانشگاه آزاد اسلامي زاهدان و عبدالله جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي با واكنش منفي برخي از دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي مواجه شد و يكي از دانشجويان با برخاستن از صندلي خود با صداي بلند ميگفت: مطالبه دانشجويان را مطرح كن اينها مطالبه ما دانشجويان دانشگاه آزاد نيست.
وي سپس با هماهنگي مسوولين حراست به نزد رئيس جمهور رفت و فهرستي از مطالبه دانشجويان دانشگاه آزاد را در اختيار احمدي نژاد قرار داد.
اين دانشجوي دانشگاه آزاد كه به سخنان نماينده دانشجويان دانشگاه آزاد معترض بود در مصاحبهاي با خبرنگاران گفت: خانم نجاتي مطالبات رئيس دانشگاه آزاد را مطرح ميكند نه دانشجويان را.
*هنگامي كه در اواسط مراسم همهمه ايجاد شد مجري برنامه از دانشجويان خواست سكوت كنند اما احمدي نژاد به مجري گفت: بگذار دانشجويان آزاد باشند كه اين اظهارات احمدي نژاد شور و هيجان دانشجويان را برانگيخت.
احمدي نژاد در شروع صحبت خود چند بار از دانشجويان پرسيد كه چقدر براي صحبت وقت دارد كه دانشجويان ميگفتند تا صبح و احمدينژاد به شوخي گفت مثل اينكه شما صبحها بيكار هستيد!
*هنگامي كه احمدي نژاد از تصميم دولت براي رفع مشكلات دانشجويان دانشگاههاي زابل، سيستان و بلوچستان و چابهار سخن مي گفتند دانشجويان دانشگاه آزاد، شبانه و دانشجوياني كه مشكل انتقالي داشتند از رئيس جمهور مي خواستند تا از تصميمات دولت در اين زمينه صحبت كند.
احمدي نژاد خطاب به دانشجويان كه ميخواستند تا چند جملهاي راجع به انتقالي صحبت كند، گفت: آقاي دكتر زاهدي وزير علوم، دكتر لنكراني وزير بهداشت و دكتر جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اگر در انتقال بچهها كوتاهي كنند را مجازات ميكنيم و به مدت چند روز بايد در سلفه سرويش دانشجويان غذا بخورند تا كيفيت غذا را درست كنند.
*احمدي نژاد هنگامي كه در وسط سخنان خود با ابراز احساسات دانشجويان مواجه شد، گفت: ما عادت كرديم كه در لحظهاي كه مورد تشويق حاضرين قرار ميگيرم آب بخوريم. دستم رفت به سمت ميز اما ليواني نبود تا بردارم. بعد از چند دقيقه يك ليوان آب براي احمدينژاد آوردند كه در اين لحظه دانشجويان با دست زدن به رئيس جمهور گفتند كه آب بخورد.
*يكي از دانشجويان بسيجي كه نسبت به عدم اجازه براي سخنراني نماينده بسيج در جلسه معترض بود و دست خود را براي دقايقي بالا گرفته بود كه احمدي نژاد خطاب به وي گفت به اين دانشجو اجازه دهيد تا به جلو بيايد و بعدا صحبت كند چرا كه آنقدر دست خود را بالا گرفت كه دستش خسته شده است.
پس از پايان سخنان احمدينژاد دانشجويان براي گفتگوي شخصي به سمت وي هجوم بردند به طوريكه تيم حفاظت رياست جمهوري بعد از سختي توانست رئيس جمهور را از جمع آنان خارج سازد.
*ازدحام دانشجويان براي حضور در مراسم احمدي نژاد و همچنين خروج از مراسم به حدي بود كه شيشههاي ورودي و خروجي در ورزشگاه مذكور شكست.
روزنامه «جمهوري اسلامي» نوشت: ساعت 6,5 بعدازظهر پنجشنبه،
خودروي حامل محافظان پيشروي رئيسجمهوري، در جاده زابل
سراوان به چابهار با اشرار و سارقين مسلح روبهرو شد كه طي
درگيري مسلحانه، متأسفانه راننده خودرو ـ كه يكي از نيروهاي بومي
استان بود ـ به همراه يكي از محافظان رئيسجمهور به قتل رسيده و
يك محافظ ديگر مجروح ميشود.




به کدام گوشه تهران, قم, يا هر شهر ديگر نشسته اي؟ کدامين دختر, پسر, کاسب, کارمند و يا تاجري
هستي که حتي حوصله ندارد عکس هاي جنگ را ببيند؟
کدام دختر و پسر دانشجو يا دانش آموز مي داند «هويزه» کجاست؟ چه کسي آنجا شهيد و دفن شده است؟
چگونه بفهمد تانک ها هويزه را با صد و بيست اسوه از بهترين خوبان له کردند؟ اصلا چه مي داند تانک
چيست و چگونه سري زير شني هاي آن له مي شود؟!

هيچ آيا مي توانيد اين مساله را حل کنيد؟ گلوله اي از لوله ي اسلحه «دوشکا» از فاصله صدمتري شليک
مي شود و به حلقومي اصابت مي نمايد. معلوم کنيد سر کجا افتاده است؟! کدام زن صيحه مي کشد؟ کدام
پيراهن سياه مي شود؟ کدام خواهر بي برادر و کدام مادر بي پسر مي شود؟ کدام گريبان پاره مي شود؟کدام
چهره چنگ مي خورد؟وکدام کودک در انزوا وخلوت خويش اشک مي ريزد وتا ابد «يتيم» ميشود؟
کجا نشسته اي وبه چه مي انديشي؟ از کدام نسلي؟ اول,دوم,سوم,چندم؟ بي تفاوت, منفي نگر, به من مربوط
نيست, يا...؟!

برايم بگو اگر هواپيمايي با يک ونيم سرعت صوت از ارتفاع سي متري سطح زمين ماشين «لند کروز» يا
«آمبولانس» حامل مجروحي را که با سرعت در منطقه جنگي در حال حرکت است, مورد اصابت
«موشک» قرار دهد, اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود, معلوم کنید کدام تن میسوزد؟ کدامین بدن
خاکستر می شود؟ کدام سر می پرد؟ چگونه باید اجساد سوخته را از درون این آهن پاره ی له شده بیرون
آورد؟ چگونه باید غسل داد؟ چه کسی این کار را بکند؟

چگونه بخندینم و فراموش کنیم یاد و ننگاه آن عزیزان را؟!
چگونه بی تفاوت بگذریم از کنار «خانواده های شهدا» و نگاهمان با آنها تلاقی نکند؟
چگونه غربت «گلزار شهدا» را ببینیم و قبول کنیم که جنگ روزی بود و تمام شد و نباید آن را کش داد؟
بگذار مشمول مرور زمان شود و غبار فراموشی بر آن بنشیند.

آی جوان امروزی! به تو چه مربوط که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است. جوان برومند این
خانه در خون شکفته است.
آی دختر دانشجو و دانش آموز! به تو چه مربوط که دختران باحیای سوسنگرد را زنده به گور کردند!
آی مرد و زن ایرانی! به شما چه مربوط که در کردستان حلقوم رزمنده ی ایرانی را پاره کردند تا «کدهای
بی سیم» را بیابند!

به تو چه مربوط که بهترین سال های عمر یک جوان در
«اسارتگاه» دشمن زیر شکنجه گذشت و سرانجام همانجا شهید
شد.
به تو چه مربوط که هنوز در گوشه و کنار این خاک «جانبازانی»
هستند که 18سال و 20سال و بیشتر به
خاطر «قطع نخاع» روز تخت افتاده اند و یا حداکثر بر «ویلچر»
نشسته اند! ولی صبر را بیچاره کرده اند.

چه راحت نفس می کشی! بالا و پایین می پری! به گعده و گردش و تفریح و پارتی می روی و نمی دانی در
همسایگی تو, در «بیمارستان ساسان», آسایشگاه جانبازان» و... چه سخت «شیمیایی ها» نفس می
کشند با «دستگاه اکسیژن»! و به دنیا از پشت قاب پنجره فقط می توانند نگاه کنند. شاید هم بخاطر سوزش و
درد شدید چشم از نگاه به هر نوری و پنجره ای محرومند.


چگونه می توانی بفهمی
جانبازی برای تسکین درد شدید
زخم خود در4 روز 100
«آمپول مرفین» مصرف
می کند؟ هیچ به عوارض آن
می توانی بیندیشی؟ می توانی بگویی هر روز و هر ساعت چند آمپول؟ پس از
چند روز تمام بدن او را کبود خواهی یافت؟ اگر مادر یا خواهر و یا برادر او باشی با این وضعیت چه می
کنی؟
اگر به جای این جانباز باشی این وضعیت را چگونه تحمل می کنی؟ تا کجا تحمل می آوری؟ چگونه شهید می
شود؟!
آیا می توانی به من بگویی چرا؟!

اگر تاکنون به جنگ, دفاع مقدس, شهید, جانباز, آزاده, تفحص, شهید گمنام, گلزار
شهداو... فکر نکرده ای لحظه ای درنگ کن؟ شاید همه ی اینها که دیروز بوده و امروز
هم ادامه دارد, به امروز و فردای تو هم مربوط باشد. شاید آسایش و آرامش امروزت را,
نمره A گرفتن, مدرسه و سینما رفتن, پست و مقام خوب داشتن, زن و بچه و زندگی
راحت را مدیون کسی یا کسانی باشی! به من بگو باید همینطوری باشی که هستی؟ هیچ
کاری نباید بکنی؟

آن وقت این مسئله را هم حل کن. چگونه باید درس بخوانی؟ چطوری باید زندگی کنی؟
چگونه در مسئولیت و سمت کاری ات باید خدمت کنی؟ با کدامین آدمان و هدف باید جلو بروی و...
از وبلاگ شهیدانه








کتاب بالا کتاب بسیار مفیدی است که تمام حوادث انتخابات ریاست جمهوری اخیر را تقریبا بیان داشته
من که ۴ ساعته تمامش کردم از بس جذاب بود
قیمت ۱۵۰۰ تومان
آیا فکر میکنید در همین لحظه ای که در آن هستیم خدا تو را دوست دارد و یا اینکه از تو رنجیده؟
چه کاری که میکنی احساس میکنی از خدا دور شده ای؟
چقدر از عنصر اشک در ارتباط برقرار کردن با خدا استفاده میکنی؟
خدا را بخاطر خودش میخواهی یا بخاطر دوست داشتن بهشت یا ترس از جهنم؟
چقدر اهل ریا کردنی؟
درد دلهای شما با خدا
بیایید تا همه احساساتمان را درباره خدا بیان کنیم تا با درک حالات معنوی همدیگر مسیر تعالی و سعادت را بپیماییم
برادر ارجمند جناب آقاي دكتر احمدينژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
با سلام و تحيت؛
موفقيت جمهوري اسلامي ايران در اجلاسيه اخير شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي در پرهيز آنها از اعمال هر نوع اقدام عجولانه و ناقض حقوق ملت ما و دور شدن از اعمال هر نوع برخورد تحميلي به ايران نشان داد كه سياست ايستادگي منطقي در دفاع از حقوق و منافع ملي يك خط مشي صحيح و موفقيت آميز است.
اگرچه آنها درصدد وقتكشي هستند و حتي ممكن است درصدد يك طرح فريب كارانه براي ايران باشند، ولي پيروزي ايران در اين اجلاسيه بر هيچ كس پوشيده نمانده است.
خط مشي ايستادگي منطقي نه درصدد ماجراجوئي است و نه حاضر به تسليم و عقب نشيني خواهد بود و جايگزين مناسبي براي خط مشي تنشزدايي يكطرفهاي است كه طي شانزده سال اخير در سياست خارجي ايران حاكم بود و دستاورد چنداني براي ملت ايران در برنداشته است. اصولاً ملت ايران بنابر دلايل متعددي به جنابعالي رأي داد، يكي از آن دلايل سرخوردگي آنان از برخوردهاي زياده طلبانه غرب طي شانزده سال گذشته با ايران بوده است. اعتماد سازيهاي فراواني كه در گذشته صورت گرفت ولي دستهاي خالي رؤساي جمهوري گذشته در روابط با غرب، به ملت ايران نشان داد كه بايد خط مشي خود را تغيير دهد و به اروپا و غرب نشان دهد كه اشتباه كرده است و حاضر به عقب نشيني و دادن امتيازات بيشتر نيست و يا به تعبير ديگر حاضر به دادن امتيازات يكطرفه و بدون مابهازاء نيست.
در حقيقت ملت ايران با انتخاب جنابعالي يك حد روشني را براي سياست خارجي خود برگزيده است. البته بايد توجه كرد كه اصول گرايي با بنيادگرايي تفاوت اساسي دارد. بنيادگراها از خط مشي ماجراجوئي و قطع ارتباط با جهان و تروريسم حمايت ميكنند و نتيجه كار آنها با ليبرالها كه درصدد عقب نشيني و دادن امتيازات يكطرفه هستند تفاوتي ندارد. ولي اصول گرايي در سياست خارجي نه بدنبال ماجراجوئي است و نه بدنبال تسليم شدن و عقبنشيني از منافع ملي. خط مشي ايستادگي منطقي به حضور فعال، متقابل، شجاعانه و منطقي در صحنه روابط بين الملل توجه دارد.
اينجانب بعنوان يكي از سربازان ملت ايران موفقيت اولين گام خط مشي ايستادگي منطقي نظام و شخص رهبري که به تثبيت و تداوم فعاليتهاي كارخانه UCF اصفهان منجر شد را به فال نيك ميگيرم و به جنابعالي تبريك گفته و از زحمات برادر ارجمند جناب آقاي دكتر علي لاريجاني و تيم همراه ايشان تشكر ميكنم.
اميدوارم در ماههاي آينده دستاوردهاي بيشتري از اين خط مشي نصيب كشورمان شود.
محسن رضايي»

![]() | |
"![]() |
| نتایج دهمین جشنواره فیلم دفاع مقدس اعلام شد | |
|
حاتمیکیا برترین فیلمساز آژانس شیشه ای بهترین فیلم تاریخ دفاع مقدس |
نمیدانم صاحب این عکس را میشناسی یا نه؟
شاید باورتان نشود هنگامیکه امام در بهمن ماه سال ۶۷ حکم ارتداد سلمان رشدی ملعون را صادر کردند مصطفی مازح اولین کسی بود که به ندای امام لبیک گفت از کشور لبنان نه ایران!
مصطفی محمود مازح متولد سال ۱۹۶۸(۱۳۴۷)
کاش به اندازه ای که هدیه تهرانیها و علیرضا نیکبخت واحدیها و... را میشناختیم امثال مصطفی مازح را
نیز میشناختیم اما افسوس نمیدانم از چه چیزی داریم فرار میکنیم...............
آن روز که ـ بر اساس برخی اطلاعات غیر رسمی ـ نیروهای اطلاعاتی انگلستان از وجود جوانی عرب در هتلی که محل تردد سلمان رشدی مرتد بود، با خبر شدند و پس از دستگیری او، برای اینکه خبربازتاب منفی برایشان نداشته باشد، او را روی صندلی اتاق خود نشانده، مقداری از مواد منفجره را به بدنش بستند و او را منفجر ساخته و به شهادت رساندند ـ چون براساس برخی اظهارات دوستان مصطفی،تصاویری که تلویزیون انگلیس از اتاق مازح در آن هتل نشان داده است، نمایانگر مقداری مواد منفجره سالم بوده است که نشان می داد همه مواد همراه او منفجر نشده است آن گونه که ادعا می کنند، در هتل زن خدمتکاری بوده که مصطفی ازاو درباره رفت و آمدهای سلمان رشدی سوال می کند و متاسفانه آن زن حساس می شود و به دستگاههای اطلاعاتی انگلستان خبر می دهد که یک جوان عرب که چند پاسپورت هم دارد، در اینجاست که درباره سلمان رشدی سوال می کند.
البته امثال مازح ها را در ایران هم داریم
شهید ابراهیم عطایی
یاد و خاطره شهدای حکم ارتداد رشدی گرامی باد
آیا میدانید؟
مشكلات و صدمات ناشي از مصرف
مشروبات الكلي، سالانه موجب
مرگ حدود ۶۰۰ هزار تن از مردم
اروپا ميشود!؟


دوست عزیزی به نام مهرداد درباره اظهارات اخیر آیت الله جنتی شبهه ای
داشتند که در صدد رفع آن هستیم
آقای جنتی گفته بودند:
«بشرغیراز اسلام ،همان حیواناتی هستند که روی زمین می چرند وفساد می کنند .»
و اما پاسخ:
بنابر این منطق قرآن همه پیروان دین محمد که دینمدار حقیقی نیستند را نمیتوان مسلمان
انگاشت و همه پیروان دیگر ادیان را نیز به صرف اینکه یهودی یا مسیحیند را نیز نمیتوان
نامسلمان انگاشت
منشا اشتباه و خبط در تعریف مسلمان است
یا علی
شهید هادی محبی
در تاريخ 23/1/1354 در خانوادهاي مؤمن و متعهد چشم به جهان گشود. او دوران كودكي را در شهر تهران و صداي هلهله و شادي كودكان زادگاهش سپري كرد، و در سن 7 سالگي در جست و جوي علم به مدرسه رفت، عشق و علاقه او به ايثارگران و شهداء كشور عزيزمان باعث شد خيلي زود در انجمن اسلامي مدرسهاش ثبت نام نمايد. او پس از اخذ مدرك ديپلم حسابداري از هنرستان حمزه سيدالشهدا (ع) در دانشگاه پيام نور در رشته مديريت پذيرفته شد. هادي از همان ابتدا به دنبال گمشدهاي ميگشت، تا جان بيتابش را آرام نمايد. به همين علت گاهگاهي به مناطق جنوب ميرفت. تا نشانه اي او را به سر منزل مقصود برساند، وي مدتي بعد فرماندهي گروهان 118 گردان عاشورا را بر عهده گرفت(1) محبي بارها از خداوند متعال شهادت را آرزو نمود. سرانجام در روز دوم ماه مبارك رمضان درميدان امام حسين (ع) تهران با ضربات چاقو به ناحيه گردن به شهادت رسيد.
دادگاه حكم را صادر نمود، قتل عمد قصاص دارد، پسرك را به ميدان امام حسين (ع) بردند، حكم قرائت شد، پدر هادي در ماشين نشسته بود، موج جمعيت در انتظار اجراي حكم بودند. ناگهان مرد از ماشين خارج شد، مقابل مأموران ايستاد و فرياد زد:«بخشيدم، بخشيدم» لذتي كه در عفو هست در انتقام نيست. نواي شادي در ميان مردم پيچيد. اشك از چشمان پسرك جاري شد. ماه رمضان بود،و ماه كرامت و بزرگواري اميرالمؤمنين (ع) فاتح خيبر، بايد ميبخشيد، او شيعه علي (ع) بود، پدر شهيد چند روز قبل به احترام شب هاي قدر اجراي حكم را به تعويق انداخته بود. اما اين بار صورت پسر نوجوان را بوسيد و او را به خدا سپرد.
شهید ناصر ابدام
سال 1354 در محله ابوذر شهر تهران ناصر چشم به جهان گشود، دوران کودکي را در ميان خانوادهاي مؤمن و متعهد سپري کرد و در سن 7 سالگي قدم به وادي علم نهاد، با ورود به مدرسه راهنمايي به عضويت بسيج، درآمد و در تمام نمازهاي جماعت و مراسمهاي مذهبي شرکت نمود، حضور پدر در عرصه نبرد حق عليه باطل در جنوب کشور، ناصر را علاقمند به دفاع از ميهن اسلامي ساخت او به علت اخلاق حسنهاش در ميان دانشآموزان مدرسه و بسيجيان مسجد از محبوبيت خاصي برخوردار بود، اقامه نمازهاي شبانه وعشق به امام (ره) و پيروي از سيره ايشان او را به صراطالمستقيم رهنمون ساخت، ابدام سرانجام در سال 1369 بعد از انجام فريضه نماز جمعه در مقابل پارک لاله تهران توسط گروهي از اراذل و اوباش بر اثر ضربات چاقو به پهلو و قلب به شهادت رسيد، ابدام در سن 15 سالگي در راه حمايت از نواميس کشورش به آسمانيان پيوست، و ضارب توسط امت حزبالله تحويل مقامات قضائي شد، پيکر پاک او را در بهشت زهراي تهران در قطعه 40 رديف 70 به خاک سپردند.
۱/آيا قوانين اسلام به نفع مرد و موجب ظلم به زن نيست؟
۲/آيا ازدواج موقت تجويز هوسراني براي مرد و موجب اهانت به زن نميباشد؟
۳/آيا معناي مهريه غير از اين است که مانند خريدن يک خانه، متناسب با کيفيت کالا، مرد بايد پولي خرج کند و مبلغي به پدر دختر بپردازد؟ مخصوصا که خواستگاري از طرف مرد انجام مي شود.
۴/آيا معناي نفقه مرد به زن غير از اين است که مرد مالک زن است و بايد خوراک و پوشاک او را تامين کند؟ چرا زن از نظر اقتصادي مانند مرد استقلال ندارد تا محتاج نفقه او نباشد؟
۵/چرا در اسلام حق طلاق تنها در اختيار مرد است و اين امر موجب انواع ظلم ها به زن شده است؟
۶/چرا اسلام اجازه داده که يک مرد چند همسر داشته باشد و به اين وسيله حق همسر اول راضايع کند؟
۷/چرا سهم زن از ارث نصف سهم مرد است؟
۸/آيا حجاب با آزادي و احترام زن منافات ندارد و مانع رشداستعدادهاي او نمي شود؟
۹/آيا حجاب و ايجاد حريم ميان زن و مرد موجب تحريک بيشتر غريزه جنسي نمي شود؟
پاسخها
۱/خیر قوانین اسلام به ضرر زنان نیست بلکه به نفعشان است
فکر نکنم حکم ارتداد زنان در قیاس با مردان را بدانی و یا اینکه وقتی دیه مرد دو برابر است به همسرش بیشتر مال میرسد
۲/آیا ازدواج موقت بهتر است یا فاحشگی زنان که موجب فساد افراد بسیار بیشتری از افراد میشود؟ازدواج موقت برای آنستکه همیشه تعداد زنان جامعه بیشتر از مردانش بوده (خواستی بیشتر توضیح میدهم)
۳/دقیقا مهریه و خواستگاری بدین معناست که زنان از ارزش بیشتری برخوردارند زیرا در مهریه شوهر مبلغی را پیشکش میکند تا ارادت و عشق خود را ابراز نماید و در مورد خواستگاری تصور کنید زنی به خواستگاری مردی برود و جواب منفی بشنود بقیه اش را خودتان حدس بزنید
۴/پولی که زن در می آورد مطلقا برای خود اوست ولی پولی که مرد در می آورد باید قسمتی از آنرا بعنوان خرجی(نفقه) به زن بدهد تازه زن بابت شیر دادن به نوزاد حق دارد که از شوهرش دستمزد بگیرد
۵/در زن اغلب احساسات غالب است و ممکن است تصمیمی از روی احساسات بگیرد
در ضمن با تهدید به طلاقهای متوالی زن اقتدار مرد شکسته خواهد شد
۶/چون زنان بی سرپرست حقشان در جامعه اخذ شود بعلاوه دخترانیکه خواستگار ندارند نیز حق زندگی دارند
۷/چون بهره زن از ارث 2 برابر مرد شود
۸/خیر حجاب برای زن ارزش افرینی و ایجاد مصونیت روانی و جسمی میکند و زن با ارامش بیشتر به کارها میپردازد
۹/خیر بیحجابی غریزه ها را فعالتر میکند(اگر خواستی برایت استدلال میکنم

در این زمینه مقام معظم رهبری فرمودند:
برغم گذشت دو ماه و نیم از آغاز بكار دولت جدید، برخی توقعات و انتظاراتی مطرح میشود كه 6 ماه و یا یكسال بعد از آغاز بكار دولتهای قبلی، آنها مطرح نمی شد.

البته این موارد را بی دلیل نمی بینم و بزرگترین دلیل من اینستکه احمدی نژاد بدون پشتوانه هیچ حزبی رئیس جمهور شد و حالا طبیعی است که همه احزاب تمام مساعی خود را در جهت تخریب دولت بکار برند
یاعلی(نگارنده)


